دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری

دگرگون کردن فضاهای داخلی: غنی کردن تجربه‌‌های سوبژکتیو به وسیله‌ی پژوهش در طراحی

بخش دوم

۲-۳  گفتگو و معناسازی

فضاهای طراحی شده، چه حقیقی چه مجازی، تجربه‌های گوناگونی را آزاد می‌سازند. هنگام طراحی فضای داخلی، ما درگیر هر دو بعد ملموس و ناملموس هستیم. ما با حجم و خصوصیات فیزیکی فضا و همچنین اینکه فضا چگونه پس‌زمینه‌ای [۱] برای مجموعه‌ای از ارتباطات متقابل پیچیده میان افراد، اشیا و زمینه‌ها [۲] و تجربیات زیسته شکل می‌دهد، درگیر هستیم. به علاوه، این ارتباطات متقابل با گذشت زمان تکامل میابند.

طراحی فضاهای داخلی همچنین نیاز به فهمی دارد از اینکه چه اتفاقی می‌افتد زمانی که تجربیات فضایی‌ [۳] که افراد دارند، در تجربیات زیسته‌ی واقعیشان که هم سوبژکتیو و هم اجتماعی هستند، ریشه دارد. این تجربیات هم‌زمان با تغییر شرایط فیزیکی رخ می‌دهند؛ مانند نورپردازی، ارتباطات فضا-زمان متغیر، مثل وقتی که در خانه کار می‌کنیم، در زمینه‌های گوناگونی کار و زندگی می‌کنیم  یا عملا در محل کارمان زندگی می‌کنیم. در این روش‌های معاصر کار و زندگی،  فضای فیزیکی پس‌زمینه‌ای برای فعالیت‌های متغیر است و محدود به حالت بخصوصی از بودن یا روش بخصوصی از دانستن نیست.

فضاها پس از  بررسی چندین موضوع شامل نیاز کاربر، زمینه‌های ساختمان، نیازمندی‌های فضا، مواد متناسب، رنگ و نورپردازی، مبلمان، نیازهای اجتماعی، محیط فرهنگی و سپس ترکیب این موارد به شکلی زیبایی‌شناسانه برای به وجود آوردن فضای داخلی، طراحی می‌شوند.  از فضا انتظار می‌رود تا فعالیت‌ها و مشغولیت‌های انسانی که قرار است در آن اتفاق بیافتد را تقویت کند.

طراحان  در مراحل گوناگونی از فرآیند طراحی با کارفرمایان و کاربران در گفتگو هستند، قسمتی به این خاطر که  اطلاعات جمع‌آوری شده برایشان قابل فهم شود و سپس برای تصمیم‌گیری و به وجود آوردن ایده‌هایی برای طراحی فضا.  تصمیمات زیبایی‌شناسی و کارکردی در طراحی به سرعت توسط طراحان و مشارکت ذینفعان که می‌گویند فضا قرار است چگونه و برای چه اهدافی استفاده شود، گرفته می‌شود. رابطه‌ای بر مبنای نوع خدمت بین طراحان و کاربران به وجود می‌آید  و آن‌ها با یکدیگر در هر دو فرآیند طراحی و تولید مشارکت می‌کنند.

۲-۴  فضاهای ایستا [۴] و پویا

فضاهای داخلی مدت‌ها از حیث مشخصات فیزیکی مانند اشیا، دیوارها، نورپردازی و رنگ ثبت شده‌اند. دانشجویان فضای داخلی را به عنوان موجودیتی معمارانه [۵] می‌آموزند، که بر پایه‌ی خصوصیات فیزیکی‌ای است که ایستا هستند و به عنوان جنبه‌هایی مستقل وجود دارند. در نتیجه، فضاهای داخلی اغلب به خصوصیات فیزیکی، مواد به کار رفته و دکوراسیون سطوح فروکاسته می‌شوند، که فضاهایی ایستا می‌سازد؛ جایی که دفتر کار تنها یک دفتر کار است و رستوران تنها یک رستوران.

در عمل اما فضاها نیازمندند که به شکلی انعطاف‌پذیر مورد استفاده قرار بگیرند یعنی جایی که فعالیت‌های گوناگونی می‌تواند در آن انجام بگیرد. طراحان اغلب فراخوانده می‌شوند تا برای موقعیت‌های پویای زیسته‌ [۶] فضاهایی طراحی کنند، نه فضاهایی ایستا. این امر محتاج به در اختیار داشتن مفهومی پویاتر از فضا است.

 

۳ چهارچوب نظری ارائه شده

۳-۱ فراتر از توضیحات علّی [۷]

به لحاظ تاریخی، نظریه‌های درباره‌ی فضای داخلی، روابط انسانی- محیطی را به شکل علّی در نظر گرفته‌اند. تاثیراتی مانند ایده‌ی تغییر رفتار به وسیله‌ی مشوق مثبتِ اسکینر به حوزه‌ی طراحی داخلی وارد شده‌اند و اغلب هنگام انتخاب عناصر بخصوص طراحی مانند فرم و مواد به کار رفته  به کار بسته می‌شوند.

زمانی که به روابط انسان و محیط طبیعتا علیّ نگاه شود، دعاوی دانشی [۸]  از سنجش آن روابط اخذ می‌شوند. این دعاوی دانشی زمانی که صحیح در نظر گرفته می‌شوند، تفکر طراحی در پی آن‌ها کشیده می‌شود. به نظر می‌آید این موضوع بخشی از گفتمان غالب طراحی بوده است که با عنوان طراحی بر مبنای شواهد شناخته می‌شود. اگرچه، محدودیت این رویکرد آن است که کاملا بر پایه چیزی است که به آن دانش پیشین [۹] گفته می‌شود  و از دیدن تجربه‌های سوبژکتیو که در فضای داخلی اتفاق می‌افتد، غافل است.

نظریه‌ی رفتاری-محیطی روابط محیط انسانی را به شکلی علیّ توضیح می‌دهد  و این روابط درون جنبه‌های ضرورتا ایستای فیزیکی فضای داخلی جای داده شده‌اند. در چنین نظریاتی اینگونه شمرده می‌شود که احساس خوب یا بد افراد نتیجه‌ی نورپردازی، سیستم‌های محیطی، رنگ یا دیگر مشخصه‌های فضای فیزیکی است. این جنبه‌های فضای داخلی بر کاربر اثر می‌گذارند  و تخصیص یا عدم تخصیصشان بر فضا. بنابراین، طبق این نظریه، این تغییرات در سطح باید موقعیت فضای داخلی را بهبود ببخشد.

توضیحات علّی همیشه تجربیات سوبژکتیو را در نظر نمی‌گیرند. فضاهای داخلی محل‌هایی برای ارزش‌های زیبایی‌شناسانه‌ و همچنین ساختار اجتماعی هستند. تجربیات سوبژکتیو که تحت تاثیر نقش، وضعیت، جنسیت و دیگر عوامل در سطح فردی هستند، نیز تعاملات در فضای داخلی را هدایت می‌کنند. برای مثال، زنان متفاوت با مردان در فضاها مسیریابی می‌کنند. همینگونه، تفاوت‌های فرهنگی ، قوانین اجتماعی متفاوت و سلسله‌مراتبی که ساختار اجتماعی فضا و مکان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. افراد همچنین به اشیا و فضاهایی که در آن‌ها زندگی می‌کنند، معنا می‌بخشند.

 

فضاهای ایستا و فضاهای پویا

فضاهای ایستا و فضاهای پویا

 منبع:  Journal of Research Practice

 

مرتبط: دگرگون کردن فضاهای داخلی،بخش اول

 [۱] backdrop

[۲] contexts

[۳] spatial experiences

[۴]  static

[۵]  architectural entity

[۶]  dynamic lived situations

[۷]  causal explanations

[۸] knowledge claims

[۹] a priori knowledge

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*