دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری

دگرگون کردن فضاهای داخلی: غنی کردن تجربه‌‌های سوبژکتیو به وسیله‌ی پژوهش در طراحی

بخش چهارم

۴- مطالعه‌ی موردی: طراحی داخلی برای یک مرکز مراقبت و نگه‌داری از افراد سالمند

یک مرکز مراقبت و نگهداری از افراد سالمند برای جمعیت سِنّیِ مشخصی طراحی شده بود. در طراحی آنجا از بهترین شیوه‌ها و منابع دانش در دسترس برای بازسازی آن، دو سال پیش از مطالعه‌ی حاضر، استفاده شده بود. با این حال، چیزی در این میان درست کار نمی‌کرد، زیرا سرپرستار بخش خِرَدسودگی [۱] به من گفت بیمارانی که به آن فضا آورده می‌شوند، سعی در ترک آنجا دارند؛ بنابراین در عمل فضایی که برای آنها طراحی شده بود را پس می‌زدند. هم سرپرستار و هم کارکنان بخش گیج شده بودند. در حالیکه فضایی زیبا و پاکیزه بود و به نظر می‌رسید برای هدف مورد نظرش متناسب باشد، چیزی درست کار نمی‌کرد. هنگامی که کارکنان تلاش می‌کردند بیماران را به اتاقی که برای فعالیت‌های بخصوصی طراحی شده بود بیاورند، آنها بی‌درنگ شروع به ترک آنجا می‌کردند، با این وجود که بسیاریشان روی ویلچر بودند. از من خواسته شد تا دلایل این موضوع را بررسی کنم  و من هم بی‌درنگ یک پروژه‌ی پژوهشی تعریف کردم تا برای این پرسش که چرا کاربران فضای به نظر زیبا و کارکردی‌ای که برای آنها طراحی شده بود را پس می‌زدند، پاسخی پیدا کنم.

  با استفاده از روش‌های مدرک‌محور که توسط یک پارادایم ساخت‌گرا [۲] پشتیبانی می‌شد، تیمی از پژوهش‌گران، با یک مطالعه‌ی سه‌مرحله‌ای کار را آغاز کردند. در مرحله‌ی اول، شرایط فیزیکی موجود ثبت و چگونگی ادراک کارکنان و افراد داوطلب، از آن شرایط جمع‌آوری شد. توجه اصلی معطوف به کاربران سالمند آن فضا در بخش خردسودگی شد. همچنین برنامه‌های بخش، فعالیت‌ها و موقعیت‌های اجتماعی خانوادگی مورد سنجش قرار گرفت. انجام گفتگوهایی با تمام کاربران و ذینفعان فضا هماهنگ شد .

با استفاده از ترکیبی از مشاهده و داده‌های کیفیِ دیداری، مشکلات ثبت شدند، مورد تایید قرار گرفتند و تحلیل شدند. داده‌ها شامل خصوصیات فیزیکی و عناصر فضایی و همچنین مشاهدات و روایت‌هایی بود که پژوهش‌گران از گفتگوهایی که با ذینفعان گوناگون شامل کاربران، داوطلبان، کارکنان بخش پرستاری، خانواده‌ها و بیمار‌ها داشتند، به دست آورده بودند

مشکلاتی که توسط کاربران مطرح شده بودند شامل کمبود فضای ارتباطات اجتماعی با اعضای خانواه‌ها که برای ملاقات می‌آمدند، تهویه و نورپردازی نامناسب که مشکلاتی را برای دیدن و راحتی در فضا به وجود می‌آورد و ناتوانی در حس کردن فضا به دلیل استفاده از رنگ‌های نامناسب برای بیمار‌های سالمند، که آن فضا را به عنوان جایی که بخواهند در آن باشند، نمی‌دیدند، بود. راهروها احساس پرتگاه به آن‌ها می‌داد و حس خود فضا هم سرد و اداری بود. مسئله‌ی جالب توجه دیگری که از سوی ذینفعان پدیدار شد، ادراک متفاوت آن‌ها هم از کارکرد فضا و هم از فعالیت‌هایی که ممکن است آشکار شوند، بود. ادراکات بسته به اینکه شخص بیمار، داوطلب، پزشک، پرستار یا همراه بود، متفاوت بودند.

در مرحله‌ی دوم مطالعه، هنگامی که پیشنهادهایی به ذینفعان شده  و مورد پذیرش قرار گرفته است، تجدید نظرهای جزئی در طراحی ارائه شده و برخی از آنها اجرایی شده است. پیشنهادها شامل تغییراتی در نورپردازی و بخش‌بندی فضایی برای اصلاح  مشکلات شناسایی شده که باعث پس زدن فضا توسط بیماران می‌شد، بودند.  فضاهای نو درست شدند تا  فعالیت‌‎های برنامه‌ی اجتماعی،  بر اساس پیشنهادهای پژوهش‌گران و همراهان بیماران در همکاری با یکدیگر، در آنجا برگزار شود. 

مرحله‌ی سوم مطالعه، شامل بازسنجیِ موفقیت تغییرات  و پاسخ‌های همه‌ی ذینفعان که ثبت شده بودند، بود. روی هم رفته تغییرات، پاسخ‌ها و فعالیت‌های اجتماعی‌ را بهبود بخشیده بود که این موضوع کارکنان بخش پرستاری و بیماران و خانواده‌ها را به یک اندازه راضی می‌کرد. خانواده‌ها خشنود بودند که می‌توانند با عزیزانشان معاشرت کنند و کارکنان هم این بهبودها را در این می‌دیدند که حالا بیماران می‌توانستند فضاها را برای انجام فعالیت‌های روزمره‌شان با احتیاجی کمتر به کمک آنها طی کنند. در تمامی مراحل مطالعه، گفتگوهایی برای پیش رفتن مطالعه از سنجش تا اجرای تغییرات و سنجش دوباره‌ی ایده‌ها برای بهبود فضا، انجام گرفتند.

 

 

ادراک متفاوت فضا توسط ذینفعان گوناگون

ادراک متفاوت از فضا توسط ذینفعان گوناگون

منبع: Journal of Research practice

مرتبط: دگرگونی فضاهای داخلی بخش اول، بخش دوم، بخش سوم

[۱] dementia

[۲] constructivist paradigm

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*