زندگی در ارتفاع

نویسنده: آدام هیگینبوثم [۱]

بخش دوم

 

پاک‌کنندگان پنجره‌های ساختمان امپایر استیت

پاک‌کنندگان پنجره‌های ساختمان امپایر استیت

در سالهای اول، پنجره‌ی آسمانخراش‌ها به صورت منظم با شوینده‌ای که خیلی ابتدایی روی لبه‌ی آن می‌ایستاد و چهارچوب را می‌گرفت یا حتی با دست نگه داشته می‌شد، تمیز می‌شدند. در اوایل قرن بیستم، آنها شروع به استفاده از کمربندهای ایمنی‌ای از جنس چرم کردند که با سگک به دور کمر بسته می‌شد و به یک تسمه که یا دو پیچ لنگری [۲] که به دیواره‌ی آجری اطراف هر پنجره نصب شده بودند، متصل بود. تا ۱۹۳۱ که ساختمان امپایر استیت [۳] تکمیل شد، حدود دو تا سه هزار پاک‌کننده‌ی پنجره در نیویورک بودند؛ نهایتا، خدمه‌ای متشکل از هشت مرد که در دو تیم بر روی بلندترین ساختمان جهان کار می‌کردند، بر روی لبه‌هایی با عرض کمتر از ۲ اینچ [۴] تعادل خود را حفظ کردند، تا هر یک از شش‌هزار و پانصد پنجره‌ی آن را تمیز کنند.

پیشه‌ای بود که برای آن کمابیش به هیچ تحصیلاتی نیازی نبود، اگرچه پذیرفته شدن در اتحادیه بدون داشتن ارتباطات شخصی به ندرت اتفاق می‌افتاد. برادر بزرگتر بیل فیتزجرال، جویی، در چهل و چهار سالگی آدمی سیگاری‌ با صدایی زبر و پوستی بادخورده و شوخ‌طبعی‌ای گزنده، نوزده سال بر روی ساختمان امپایر استیت کار کرده است، که بیشتر آن در کنار اندی اندی هاک، دوست دوران کودکی‌اش در وودهیونِِ [۵] کویینز، بوده است. همکاری او را اینگونه توصیف می‌کند: « بهترینِ این حرفه، روی بهترین ساختمون شهر» .  هاک ناظر کارگاه اتحادیه در شعبه‌ی ۳۲BJ است،  ارشد سه کهنه‌کاری که خدمه‌ی دائمی پاکسازی پنجره‌های ساختمان امپایر استیت را تشکیل داده‌اند و  فرزندی از تبار شویندگان پنجره. پدرش لوییز، از نسل دوم مهاجران آلمانی در بروکلین به دنیا آمده بود – بدن‌سازی که پاک‌کننده‌های جوانتر به او «پاپا اسمرف»  می‌گفتند – و پنج برادرش در اواخر دهه‌ی پنجاه کار او را ادامه دادند. آنها فرزندانشان و سپس دامادهایشان را وارد این حرفه کردند و  آن را تبدیل به درختی خانوادگی کردند.  مردی چهل و یک ساله و چهارشانه، با سری تراشیده و ریش بزی، این‌‌ها را اخیرا برایم تعریف کرد.  او در هجده سالگی‌اش به اتحادیه پیوسته بود و شش ماه بعد فیتزجرالد هم با او همراه شده است. حالا سی یا چهل نفر از بستگانش پاک‌کننده‌ی پنجره هستند. مرد ادامه می‌دهد که خودش سه دختر دارد و پسری ندارد. اما مطمئن است که روزی یکی از آنها می‌آید بالا و می‌گوید: « بابا، باید برای شوهرم یه شغل پنجره‌شویی جور کنی.» . در نیویورک، این حرفه منحصرا مردانه باقی مانده است. هاک به من گفت که یکی از معدود پنجره‌پاک‌‌کن‌های زن در شهر، نوه‌ی یکی از اقوامش، از وقتی حامله شد دیگر کار نکرد. او می‌گوید: « این یه شغل مردونه‌ست». هاک از ۱۹۹۶ در ساختمان امپایر استیت کار می‌کند . روی ساق پای راستش با خالکوبیِ سیاه و روشن آسمانخراشی در برابر آسمان که ابر خال‌خالی‌اش کرده است و  پیکری غول‌آسا با قامتی به اندازه‌ی ۲۵ طبقه،شلوار کار به پا و سطلی در دست از آن بالا می‌رود، پوشیده شده است.

هاک توضیح می‌دهد که : « من کینگ‌کونگ و از این بالا بیرون انداختم. حالا اینجا ساختمون منه.»  

 

   منبع:  مجله‌ی نیویورکر  

مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول

[۱] Adam Higginbotham

[۲] Anchor bolt

[۳] Empire State Building

[۴] حدود ۵ سانتیمتر

[۵] Woodhaven

 

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*