زندگی در ارتفاع

 

نویسنده: آدام هیگینبوثم

بخش چهارم

« سالها پیش، فقط مستقیم بالا پایین رفتن بود، رو شیشه‌ی صاف. بینگ!»  باب منزر این را به من گفت. او اضافه می‌کند: « حالا هر چی ساختمون میسازن پرِ زاویه‌س.» با تسریع روند پیشرفت‌ها در تکنولوژی صیغل دادن و نرم‌افزار کامپیوتری که طراحی ساختمانی با نقشه‌ای متفاوت برای هر طبقه را عملی کرده است، معمارها اخیرا برج‌های از کف تا سقف پنجره [۱] را به وجودآورده‌اند که منهتن را تبدیل به باغی کریستالی از فرم‌های هندسی و شکل‌های نامنتظم کرده‌ است. ساختمان آی‌اِی‌سیِ فرانک گِری [۲] به داربستی طراحی شده مخصوص به خود احتیاج داشت که از عهده‌ی اَشکال پایین‌رونده روی دیوارهای تمام‌شیشه‌ای‌اش بربیاید. وسیله‌ی پاکسازی [۳] در ساختمان رنزو پیانوی نیویورک تایمز [۴] بر روی سقف بازوچه‌ی هیدرولیکی [۵] به طول ۱۲۰ فوت [۶] معلق است، که برای هدایت آن از میان تیرهایی که اسکلت ساختمان را می‌پوشانند، ضروری است. پنجره‌شوی‌ها با شیشه‌روب‌ها یشان در مسیری جداگانه کار می‌کنند که برای این طراحی شده است تا از کنار میله‌های سرامیکی که روی ساختمان را می‌پوشانند عبور کنند و پنجره‌های دورتر را پاکسازی کنند.   

در برج هرست، سبد پاکسازی در نزدیکی گوشه‌ی شمال شرقی به سمت راستش متمایل شده بود و منزر شروع کرده بود به پایین آوردن داربست بر روی نما. من از داخل طبقه‌ی چهل و چهارم – سالن اجرایی کنفرانس برج هرست-  مشاهده کردم که آن وسیله کم‌کم به سمت پایین پدیدار می‌شود. با بیرون کشیدن یک دستگیره‌ی مکانیکیِ ایمنی، منزر و براون یک سمت سبد را از روبنای معلقش آزاد کردند. منزر نیشخندی زد و شصتش را به نشانه‌ی موفقیت به سمت من گرفت  و زمانی که آنها یک جفت تسمه‌قرقره را کشیدند، آن وسیله به آرامی  بر روی پنجره‌ی زاویه‌دارِ « نوک پرنده» بسته ‌شد،  تا جایی که آن مردان فقط چند اینچ با من در آن سمت شیشه،  فاصله داشتند. آخرِ سر، تیم سر جایش برای پاکسازی قرار گرفته بود.

پاکسازی پنجره‌ها بر روی برج هرست

پاکسازی پنجره‌ها بر روی برج هرست

بیرون یا درون، تکتیک‌هایی که برای پاکسازی پنجره به کار می‌روند یکسانند. وقتی شیشه با اسفنج یا برس مرطوب شد، آب آن با شیشه‌روب کنار زده می‌شود؛ بدون آنکه لکه‌ای به جا گذاشته شود. این کار از آنچه به نظر می‌رسد، مشکلتر است. اولین تلاش من برای این کار، صبحی در طبقه‌ی هشتاد و ششم ، سکوی دید ساختمان امپایر استیت – تحت نظارت مرد سوم خدمه‌ی آنجا، ران زایبیگ [۷] ، مردی خوشرو و چهارشانه با موی بلوند لختی که تا شانه‌اش می‌رسید و دارای کمربند مشکی جوجیتسو، آخرین همکارش به او لقب ثور [۸] داده بود- موفقیت‌آمیز نبود. « وحشتناک! »  با در نظر گرفتن مقدار آب چرکی که  از شیشه پایین می‌ریخت و  من آن را به جا گذاشته بودم، زایبیگ  مهربانانه آن را جمع‌بندی کرد، پیش از آنکه هنر « تاب خوردن» پنجره‌پاک‌‎کن‌ها را به نمایش بگذارد. این حرکت احتیاج به تماسی کوچک  و سر خوردنی نرم و مار مانند دارد- تا آب را بدون آنکه لبه‌ی روبنده‌ی تیغه از شیشه جدا شود تعقیب کند، در پی‌اش حرکت مچ می‌آید تا چرک و آب و شیشه‌روب را از پنجره جدا کند- که برای هر کسی متفاوت است. « وقتی دارید این کار و انجام می‌دید، انگار توی سرتون داره موسیقی پخش میشه.»  اندی هورتون، پنجره‌شویی سی و چهار ساله، که برنامه‌ی آموزشی تربیت کارآموز اتحادیه‌ی پنجره‌پاک‌کن‌ها را اداره می‌کند، این را گفت. « یه ارکسترِ همیشگیه.» باب منزر به من گفت که بیشتر پنجره‌پاک‌کن‌ها سهوا « امضا» یا علامتی بر روی شیشه بر جای می‌گذارند- اگرچه خودش معمولا می‌تواند از چنین چیزی جلوگیری کند. بسته به این که کجای داربست ایستاده است، منزر می‌تواند با هر کدام از دست‌های راست و چپش شیشه‌روبی کند. « کار اون در این حد درسته.» این را ران براون گفت. « اون حتی می‌تونه از پاهاشم استفاده کنه اگه لازم باشه.»

 

منبع:  مجله‌ی نیویورکر

مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول ، بخش دوم و بخش سوم

[۱]  floor-to-ceiling windows

[۲]  Frank Gehry’s IAC

[۳]  Cleaning platform

[۴]  Renzo Piano’s New York Times

[۵] Hydraulic boom arm

[۶] حدود ۳۷ متر

[۷] Ron Zeibig

[۸] Thor

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*