زندگی در ارتفاع

نویسنده: آدام هیگینبوثم

بخش ششم

برای سال‌های متمادی، پنجره‌پاک‌کن بودن در نیویورک یکی از خطرناک‌ترین مشاغل در جهان محسوب می‌شد. تا سال ۱۹۳۲ به طور متوسط از هر دویست پنجره پاک‌کن یک نفر در سال کشته می‌شد. و علارغم اینکه در پی آن آئین‌نامه‌های شهری و ایالتی بر این حرفه حکم‌فرما شدند، تا دهه‌ی هشتاد پنجره‌پاک‌کن‌های نیویورکی همچنان گرفتار حوادث بودند.  اما از سال ۱۹۹۳ که تلاش‌های برای شکل دادن استاندارهای حرفه‌ای در این پیشه صورت گرفت، اتحادیه‌ی BJ32 یک برنامه‌ی آموزشی تربیت کارآموز را به اجرا درآورد.  همه‌ی پنجره‌پاک‌کن‌های تازه‌کار اتحادیه حالا دویست و شانزده ساعت کلاس آموزشی می‌گذرانند که با گذراندن سه هزار ساعت با کارفرما معتبر می‌شود.

امروزه کار پنجره‌شویی در آمریکا به روشنی از راندن تاکسی امنیت بیشتری دارد. اما بیشتر آسیب‌ها  حین کار نتیجه‌ی چیزی است که مسئولین سلامت و امنیت شغلی به آن سقوط از ارتفاع می‌گویند. حتی از ۳۰ فوتی [۱] هم تنها نیمی از کسانی که می‌افتند، زنده می‌مانند. « قانونش چهار طبقه‌س» زایبیگ می‌گوید. « آدم ۲۰۰ پوندی [۲]، چهار طبقه، مرگ»

داستان‌های  برخی از  پنجره‌پاک‌کن‌های شهر که خوش‌اقبال نبوده‌اند، تبدیل به بخشی از افسانه‌های این حرفه شده است: چهار مرد بر روی یک داربست در ساختمان اکوئیتبل لایف [۳] در سال ۱۹۶۲ سقوط کرده و کشته شدند؛ پاک‌کننده‌ای که کمربند ایمنی‌اش را در صندوق عقب ماشینش گذاشته بود، تا اینکه یک صبح سر کار کمربند که به وسیله‌ی اسید نشتی باتری ماشین خورده شده بوده باعث سُر خوردن و لغزیدن و در نهایت مرگ او شده است. ریچارد سینگلتون که در سال ۱۹۹۹ در خیابان۳۴۵پارک جنوبی کار می‌کرده است ، یک دقیقه بعد از این که از داخل طبقه‌ی دوازدهم پنجره‌های به داخل بازشونده [۴] را پاک می‌کرده ‌است، بر روی پیاده‌رو مرده بوده است. در ۱۱ سپتامبر سه پنجره‌شوی در ساختمان تجارت جهانی سر کارشان بوده‌اند وقتی اولین هواپیما به ساختمان برخورد کرده است. در برج شمالی پاک‌کننده‌ی متولد لهستان یان دمتور [۵] کمک کرد تا جان پنج مرد که در آسانسور سریع‌السیر به همراه او در طبقه‌ی پنجاهم گیر افتاده بودند، نجات پیدا کند: پس از آنکه آنها در آسانسور را کاملا باز کردند، دمتور  از شیشه‌روبش استفاده کرده است تا تا سوراخی در دیوار بدنه ایجاد کند که از داخل آن همگی فرار کردند. در برج جنو.بی، متصدی کهنه‌کار تجهیزات، روکو کاماج، و یک وردست، فابین سوتو، وقتی ساختمان فرو می‌ریخته است، نزدیک سقف طنابشان کنده شده  و کشته شدند. همکاران نجات‌پیداکرده‌شان قانع شده‌اند که در لحظات آخر قبل از سقوط برج، کاماج تلاش می‌کرده است تا با استفاده از داربستِ پا‌کسازی، به نقطه‌ی امنی برسد.   

بر اساس صحبت‌های سخنگوی اتحادیه  ۳۲BJ، مابین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۸ پنجره‌پاککن‌های غیرعضو در اتحادیه در نیویورک-  که تعداد رو به افزایششان به آرامی جایگزین شویندگان سازماندهی‌شده می‌شود- در حد.ود ۲۰۰ حادثه، که بیش از ۷۰ تای آنها مرگبار بوده‌اند، قربانی شده‌اند. اتحادیه در حال حاضر تعداد اعضایش را به تنها ۷۰۰ نفر کاهش داده است به آمار ایمنی خود می‌بالد اما مرگ‌ها بر اثر حوادث همچنان باقی‌اند.

ادگار و آلسیدس مورنو، برادرانی که اواخر دهه‌ی نود از جنوب اکوادور  به منطقه‌ی نیویورک آمدند، هر دو در اتحادیه ۳۲BJ تعلیم دیده بودند. در ۷ دسامبر ۲۰۰۷ آن‌ها برای یک روز کار پاکسازی بر روی برج سولو آمدند، جایی که داربست ثابت از وقتی که توسط کارکنان شرکت ترکتل [۶] در نوامبر آن سال سرویس شده بود، دیگر استفاده نشده بود. وقتی آن دو به داخل سبد پاکسازی پا گذاشتند، کابلی که آن را به سقف ساختمان متصل کرده بود، از لنگرش جدا می‌شود و سبد چهارصد و هفتاد فوت [۷] پایینتر، به داخل حیاط می‌افتد. ادگار پیش از آنکه سبد به زمین بخورد، از آن جدا می‌شود و با برخورد به فَنس درجا کشته می‌شود. آلسیدس تا پایین در سبد می‌ماند و دچار آسیب‌هایی در مغز، سینه و شکمش و شکستگی دنده‌ها و یک بازو و دو پایش می‌شود اما هر طور بود، زنده می‌ماند؛ دقایقی بعد امدادرسانان او را هشیار  و صاف نشسته روی لاشه‌ی سبد پیدا می‌کنند.

وقتی که بازرس ایمنی OSHA  به سقف رسید،  دو مهار ایمنی و دو سطل آب کنار دیواره [۸] بودند. آبِ درونِ سطل‌ها هنوز گرم بود. آزمایش‌ها نشان داد که کارکنان شرکت ترکتل که کابل را تعویض کرده بودند، از ابزاری مشکل‌دار استفاده کرده بودند و وقتی کارشان تمام شده بود، آن را چک نکرده بودند. سه هفته بعد برادران مورنو پیش از بستن مهارهای محافظ در برابر سقوط، تا سبد پاکسازی- که می‌توانست آن‌ها را برای ایمنی به بخشی از ساختمان محکم کند- بالا آمدند. اگر هر کدام از این کارها درست انجام می‌گرفت، به گفته‌ی ریچارد مِندِلسون، مدیر وقت بخش منهتن این شرکت، این حادثه اتفاق نمی‌افتاد. « سبد پاکسازی سر نخورد و آنها به مهار محافظ بسته نشده بودند- می‌توانستند به آن بسته شده باشند و کارشان را انجام دهند.  اگر سبد سر می‌خورد و آن‌ها به مهار محافظ بسته شده بودند، سبد به زمین سقوط می‌کرد، اما آن‌ها شش فوت [۹] زیر دیواره، در هوا معلق می‌ماندند.   

اواخر آگوست ۲۰۰۸، رابرت دوماشوتز [۱۰] از پنجره‌ی حفاظ‌دار ساختمان شماره‌ی چهل  در خیابان پنجم افتاد و کشته شد. دوماشوتز از حفاظ به این طرف آمده بود و خود را به آن بسته و تکیه داده بود؛ پیچ‌های هفت اینچی [۱۱] از دیوار کنده شدند و از دوازده طبقه به خیابان افتاد. پنجره‌های نو تازه نصب شده بودند و به دلایلی که بعدن ظاهر شد، پیچ‌های لنگریِ درون دیوار آپارتمان با اره‌مویی کنده شده بودند. « مردم نمی‌دونن.» این را تریسی همسر بیوه‌شده‌ی دوماشوتز بعدا گفت؛ « همسر پنجره‌پاک‌کن بودن مثل همسر آتش‌نشان بودنه.»

 

خطرات کار در ارتفاع

خطرات کار در ارتفاع

 

 

منبع:  مجله‌ی نیویورکر

 

مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم

 

[۱] حدود ۹ متر

[۲] حدود ۹۱ کیلوگرم

[۳] Equitable life building

[۴] tilt-ins

[۵] Jan Demczur

[۶] Tractle

[۷] حدود ۱۴۳ متر

[۸] parapet

[۹] حدود ۲ متر

[۱۰] Robert Domaszowec

[۱۱] حدود ۱۸ سانتیمتر

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*