زندگی در ارتفاع

بخش اول

نویسنده: آدام هیگینبوثَم [۱]

 

زندگی در ارتفاع

جهان بالای طبقه‌ی چهلم تقریبا ساکت است، تک‌افتاده و هیجان‌انگیز.

 

زمان کوتاهی بعد از طلوع آفتاب، در صبحی از ماه دسامبر، باب منزر [۲]  با آسانسور باری تا طبقه‌ی چهل و پنجم برج هرست [۳] واقع در خیابان هشتم منهتن رفت و دری که به سقف باز می‌شد را باز کرد. هوا تمیز و سرد بود؛ ۵۰۰ فوت [۴] بالاتر از سطح خیابان، بالای سقف تنها صدای یکنواخت فنِ‌های غول‌آسای دستگاه تهویه‌ شنیده می‌شد. منزر، مردی ریشو، پنجاه و چهار ساله با صدایی آرام  و چشمان ریز آبی و انبوهی موی قهوه‌ای پرپشت، سرپرست کارگران شیشه‌پاک‌کن برج بود. او ساعت سه‌ی نیمه‌شب بیدار شده بود تا از خانه‌‌اش در کویینز [۵] به هرست بیاید و ساعت پنج کارت زده بود. شلوار کاری [۶] آبی تیره‌ به پا داشت و بند مهاری زردرنگ برای جلوگیری از سقوط به خود بسته بود و دستکش‌هایی سنگین به دست کرده بود. چک‌لیستی بر روی تخته‌رسم به همراه داشت و ران براون پنجاه و هشت ساله و یانوش کاسپارک [۷]  پنجاه و پنج ساله هم به او ملحق شده بودند. با همدیگر آماده شدند که در سبد پیچیده‌ترین دستگاه شیشه‌شویی نیویورک به « آنطرف» بروند. منزر وقتی که داشت برای اولین بار ماشین را به من نشان می‌داد، پوزخندی زد و گفت: « یه کم هیولاس.»

وقتی که نورمن فاسترِ معمار برای اولین بار طرح‌های اولیه‌ی برج هرست را ارائه می‌داد، یعنی اولین آسمانخراش تاییدشده برای ساخت در منهتن پس از «یازده سپتامبر»  یکی از پرسش‌هایی که مالکان آینده‌ی ساختمان کردند، این بود: « چه جوری میخوایم اون شیشه‌ها رو پاک کنیم؟»  در پروپوزال فاستر نمایی از شیشه‌ی فولاد ضدزنگ پیش‌بیبنی شده بود  که به صورت شبکه‌ای مورب نصب می‌شدند  و در گوشه‌ای هیجان‌انگیز از سازه به هم برمی‌خوردند.  لبه‌ای اریب  و زیگزاگ که از چهار شکل الماس‌مانند مقعر تشکیل شده شده بود، با عرض هر کدام شانزده فوت [۸] و ۸ طبقه ارتفاع  که در میان معماران به « نوک پرنده» معروف است. این طرح به ساختمان تمام شده حالت جواهری عظیم و تراش‌خورده می‌داد.. اما راهی برای دسترس‌پذیر کردن آن برای یک  شیشه‌پاک‌کن‌ نبود.

اوایل سال ۲۰۰۲  فاستر  و شرکای معمارش به شرکت ترکتل [۹] بزرگترین تولید‌کننده‌ی داربست فلزی و شست و شوی پنجره در تورنتو رفتند، تا راه حلی پیدا کنند. در آن زمان این وظیفه بر عهده‌ی معاون مهندسی شرکت، لکرام بریجموهان [۱۰] ، کسی که سی سال سابقه‌ی کار بر روی توسعه‌ی تجهیزات پاکسازی داشت، اما تا به حال چیزی مثل « نوک پرنده» ندیده بود. طراحی و ساخت ماشین مورد نظر توسط گروه مهندسان ترکتل، سه سال طول کشید. نتیجه، جعبه‌ی فلزی مستطیل شکلی به اندازه‌ی یک خودروی هوشمند بود که تیری چهل فوتی [۱۱] و بازوچه‌ای هیدرولیک که با شش رشته‌سیم به یک سبد تلسکوپی پاک‌سازی متصل است، به آن تکیه داده شده‌اند  و کامپیوتری که شصت و هفت حسگر الکترومکانیکی و سوییچ ایمنی را نظارت می‌کند در آن قرار داده شده است و بر روی ریل‌هایی فلزی به ارتفاع ۴۲۰ متر روی سقف برج هرست حرکت می‌کند. وقتی بالاخره در آوریل ۲۰۰۵، با هزینه‌ای حدود سه میلیون دلار، نصب شد، اسکات بُرلند، مدیر ساخت پروژه، آن را « مثل سواری‌ای در دیزنی‌لند» توصیف کرد.

باب منزر به من گفت که چک‌های ایمنی و جابجایی با دقت ماشین طوری است که هر صبح حدود یک ساعت طول می‌کشد تا در جایش برای شستن پنجره‌ها قرار بگیرد؛ برای این کار از آب و مایع ظرفشویی- به مقدار کافی با اسانس لیمو از مارک داون یا جوی [۱۲] – استفاده می‌کند. هنوز دستگاه پیچیده‌ای برای نگه‌داری این ترکیب تعبیه نشده است. به قول منزر: « فقط یه سطله، چیز خاصی نیست.»

صنعت شست و شوی پنجره‌های تجاری در نیویورک با برآمدن آسمان‌خراش‌ها در اواخر قرن نوزدهم ظهور کرد، وقتی مهاجری لهستانی، این موقعیت را دید، تیمی از پاک‌کنندگان حرفه‌ای پنجره- اغلب لهستانی- که به صورت قراردادی آنها را استخدام کرده بود، سازماندهی کرد. این کار الگویی شد برای دیگر مهاجران که در این حوزه فعالیت می‌کردند؛ بعد از لهستانیها، نوبت اکراینی‌ها رسید و پس از آن‌ها ایتالیایی‌ها و ایرلندی‌ها. « ما مثل معدن‌چیای رو زمین می‌مونیم.»  این را، بیل فیتزجرالد، مدیر سابق عملیات در شرکت پنجره پالادیوم که برای چندین سال برای برج هرست قرارداد داشته است، یک بعد از ظهر در زیرزمین به‌هم‌ریخته و بی‌پنجره‌ای که دفتر مرکز شهرش محسوب می‌شد، به من گفت. آخرین دسته‌ی مهاجران پنجره‌شو از آمریکای جنوبی می‌آمدند؛ گروه فیتزجرالد شامل مردانی از پرو، گواتمالا و اکوادور می‌شد.  

  منبع:  مجله‌ی نیویورکر     

 

[۱] Adam Higginbotham

[۲] Bob Menzer

[۳] Hearst Tower

[۴] حدودن ۱۵۲٫۵ متر

[۵] Queens

[۶] Overalls

[۷] Januz Kasparek

[۸] حدود ۵ متر

[۹] Tractle  Swingstage

[۱۰] Lakhram Brijmohan

[۱۱] حدود ۱۲ متر

[۱۲] Dawn or Joy

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*