فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش دوم

لوفور- تولیدِ فضا

در قلمرو معماری و طراحی داخلی، فضا جزئی اولیه است. دانشجویان در این رشته‌ها  فهم کمی از تفسیری فلسفی از فضا دارند و معرفی این ایده‌ها و مفاهیم ناآشنا به ایشان دشوار است. آنها عمدتا فضا را جایی برای طراحی و ساخت می‌دانند و نه مفهومی فلسفی.

فضا لفظی زیاد‌ استفاده‌شده است که می‌تواند هر معنایی بدهد یا هیچ معنایی ندهد و ابهامات زبان را می‌توان در مورد برخی از مشکلاتی که در توضیح ایده‌ی فضا و مفهوم طراحی وجود دارد، مقصر دانست. ابهامات زبانی به از دست رفتنِ برخی ابعاد معنایی منجر شده است. اما این موضوع مثلا در مورد زبانِ آلمانی صادق نیست که حداقل چهار لغت متفاوت برای رساندنِ این مفهوم در آن وجود دارد. در برخی زبان‌ها مانند فرانسه که لغت طراحی [۱] را از انگلیسی وارد کرده است، این لفظ معنای بسیار محدودتری نسبت به لفظ انگلیسی به خود گرفته است و معنایش چیزی بیشتر از « بازبینی» نیست. طراحی در معنای محدودش با افزودن روکشی از فرم بر روی ساخته‌های حرفه‌ای‌های « جدی‌تر» مانند مهندسان، دانشمندان یا حسابدارها به وجود آمده است. امروزه نیز این دید نسبت به طراحی کماکان وجود دارد اما طراحی در این مدت پیشرفت محسوسی کرده است. طراحی با گذشت زمان از جزئیات اشیاء به شهرها، ملت‌ها و فرهنگ‌ها گسترش پیدا کرده است. امروزه این لفظ به شکلِ غیرقابل‌تمایزی از جنس لفظ تولید [۲] است. امروزه طراحی در معنای برنامه‌ریزی، محاسبه، ترتیب‌بندی، تعریف و … به کار می‌رود. متفکر معاصر آلمانی، پیتر اسلوتردایک برخلاف مارتین هایدگر، فیلسوف شهیر آلمانی که وجود انسانی را با زمان پیوند می‌زد، آن را با فضا [۳] پیوند می‌زند. این که انسان‌ها چگونه می‌توانند در محاصره‌ی خیل عوامل غیرانسانی و نیمه‌انسانی با یکدیگر تعامل کنند. او می‌افزاید: « هیچکس هیچ وقت با خودش تنها نیست، بلکه همواره با دیگر افراد، چیزها و موقعیت‌هاست. بنابراین فراتر از خودش در یک محیط قرار دارد. بنابراین فضا دیگر انتزاعی توخالی نیست، بلکه صورتی از زندگی انسانی است، صورتی که شکل‌دهنده‌ی فضا و فعالیت‌ِ ایجادکننده‌ی فضا است.

 مهمترین پیام کتاب لوفور، تولید فضا، آن است که فضا مستقیما برساخته می‌شود. فضا حجمی خالی نیست که در انتظار پر شدنش باشیم بلکه محصولی است که نمی‌توان آن را جدای از فعالیت انسانی دانست. فضا از آن فعالیت اثر می‌پذیرد و بر آن اثر می‌گذارد و بنابراین می‌توان آن را محصولی روزمره و دائما در حال تولید دانست. سُنتا در فرهنگ غربی فضا به عنوان چیزی که با عقلانیت ساخت‌یافته از علم تجربی و منطق پر می‌شود، ادراک می‌شود. اما برای لوفور فضای اجتماعی همزمان مفهومی و فیزیکی بود. فضای اجتماعی قلمرویی است که در آن زندگیِ فرهنگی جامعه اجرا می‌شود. آن فضا با الگویی از تعاملات اجتماعی تولید می‌شود، اما در مقابل خود را بر کاربرانش تحمیل می‌کند و در نتیجه به جامعه شکل می‌دهد. فضا اَشکال خاص رفتاری و تعاملی را تشویق یا منع می‌کند و به ساختارهای اجتماعی و ایدئولوژی‌ها شکل می‌دهد. لوفور فضا را در سه سطح تحلیل می‌کند:

 

فضای بازنمایی

فضای ساکنان و کاربران است. ( در این معنا که هر فضایی نمادین و وساطت‌یافته است، هر فضایی بازنمایی است و به لحاظ هرمنوتیکی دخیل [۴] است. فضایی است که به شکلی انفعالی و شدید تحت تاثیر تفکرات و نظریه‎‌های ایدئولوژیک است. فضای بازنمایی، فضایی فیزیکی را در بر می‌گیرد و از اشیای آن استفاده‌ی نمادین می‌کند. فضای بازنمایی تولید می‌شود و شامل کدهای فضایی است که در طول زمان تغییر می‌کنند. فضاهای بازنمایی زندگی روزمره، توسط کدهای معاصر فضایی تولید شده‌اند و نمادگرایی پیچیده را تجسم می‌بخشند. فضایی که از طریق تصاویر مرتبط و نمادها در آن زندگی می‌شود و بنابراین فضای کاربرانِ آن است، اما همچنین فضای هنرمندان و نویسنده‌ها و فلاسفه. مثلن قبرستان و میدان روستا.

بازنمایی‌های فضا

فضای مفهومی‌شده‌ی رسمی برای طراحان، دانشمندان، شهرسازان، معماران و… این فضاها  فرمی فیزیکی به خود می‌گیرند و به عنوان نقشه و طرح و مدل به کار می‌روند. طبق آنچه لوفور بیان کرده است، بازنماییِ‌های فضا درباره‌ی تاریخچه‌ی ایدئولوژی‌ها است. این تاریخچه‌ها می‌توانند با نگاه کردن به اینکه طرح‌های یک فضا در طول زمان تغییر کرده‌اند، مورد مطالعه قرار گیرند. بازنمایی فضا یک فضای مفهومی بدون زندگی و در حقیقت یک انتزاع است. این سطح از طراحیِ فضا همان است که عمدتا توسط دانشجویان طراحی تجربه می‌شود. یک فضای محاسبات، اشکالِ هندسه و چیزهای دیداری اگرچه انتزاعی، زبان معماران و طراحان است،که به تولید چنین فضاهایی و نظمی که این تولید درآن رخ می‌دهد، گره خورده است. مداخله یا آغاز هنگام تحقق یا ساخت رخ می‌دهند.  مثلا طراحی‌ها  و طرح‌ها، و همچنین زمین، جهان و گیتی.

 

پرکتیس فضایی [۵] ( فضای ادراک‌شده)

این سومین و آخرین تفسیر لوفور از فضا است. سه سطح متفاوت از فضا وجود دارند، از بسیار انتزاعی،  خام ، فضای طبیعی( فضای مطلق)  تا فضاهای پیچیده‌تر که اهمیتشان به صورت اجتماعی برساخته می‌شود( فضای اجتماعی). فضای اجتماعی یک محصول اجتماعی است. هر جامعه‌ای فضای اجتماعیِ خودش را تولید می‌کند. تولید فضای اجتماعی، موضوعی بنیادین برای بازتولیدِ جامعه ) کنترلِ اجتماعی) است. ( به عنوانِ مثال اتحاد جماهیر شوروی نتوانست فضایی سوسیالیستی تولید کند.) پرکتیس‌های فضایی کاری است که انجام می‌دهیم و اگرچه ممکن است واضح به نظر برسد، این که فضا توسط معماران و برنامه‌ریزان چگونه ادراک می‌شود به شکلِ قابلِ ملاحظه‌ای متفاوت است. به جای دیدنِ پرکتیسِ فضایی به عنوانِ فعالیتی  که فضا را ایجاد می‌کند، به عنوانِ تولیدِ فضا به آن نگریسته می‌شود؛ از آنجا که پرکتیسِ فضایی نظم‌یافته [۶]  است و خودِ فضاها نیز بوسیله‌ی بازنمایی‌های فضا مانند طرح‌ها و طراحی‌ها نظم‌یافته شده‌اند. بازنماییِ تاریخیِ فضا فعالیتی انحصاری بود که به وسیله‌ی کشیشان و ریاضی‌دانان، معماران، آهنگ‌سازان، هنرمندان و اقتصاددانان و دیگران برعهده گرفته می‌شد و نه کارگران. لوفور مثالی می‌آورد از اختراعِ بُعد در طراحیِ منظره ( دوره‌ی رنسانس) و حسی که آن نقاشی‌ها از « فضای واقعی» ایجاد می‌کنند. پرکتیسِ فضایی پذیرای تولید و بازتولید است. برای مثال جاده‌ها شهرهای کوچک را به هم متصل می‌کنند و راه‌آب‌ها شهرهای کوچک را به شهرهای اصلی.

چیزهای متعددی با اصطلاحاتِ فضایی شرح داده می‌شوند، از فضایِ فیزیکیِ طبیعت تا فضاهای برساخته‌ی انسان، حتی فضای ذهنی و فضای اجتماعی. فضای اجتماعی قلمرویی است که در آن « زندگیِ فرهنگیِ» جامعه  به اجرا درمی‌آید. همانطور که توسط لوفور توصیف شده است،  فضا با تعاملِ اجتماعی برساخته می‌شود، خود را بر کاربرانش تحمیل می‌کند و در مقابل جامعه را شکل می‌دهد. فضا صورت‌های بخصوصی از رفتار و تعامل را تشویق و منع می‌کند و به ساختارهای اجتماعی و ایدئولوژی‌ها صورت می‌بخشد. ارتباط با فضا از زمان پیشاسقراطیان دغدغه‌ی اندیشمندان بوده است.

اما در روزگار متأخر « تولیدِ فضا» نظریه‌های اجتماعی را در چندین رشته شاملِ نظریه‌پردازان، شاغلان و آموزگارانِ مطالعاتِ شهری، معماری و طراحی تحت تأثیر قرار داده است. برای لوفور، تمامِ فضای اجتماعی تولید می‌شود. تنها فضایی که تولید نمی‌شود خود طبیعت است. ( اگر دستکاری نشود.) این فضا- یعنی طبیعت- در چهارچوبی پیچیده قرار می‌گیرد که واقعیتِ اجتماعی را تشکیل می‌دهد و فرای بازچنگ‌آوری [۷]  است. کارِ لوفور کارِ یک کنشگر است. او به ترمیمِ فضاهای « اصیل» می‌خواند که کالایی‌سازی نشده و تحت سلطه قرار نگرفته‌اند. به علاوه، او به فضاهای نو و موجود نیز می‌خواند. مانندِ ساختمان‌ها، فضاهای زیستن و مکان‌های اجتماع‌ها تا در ارتباط با یافتنِ حقیقت و بازمفهوم‌پردازی [۸]ِ  فضاهای زیسته، بازنگریسته شوند. فلسفه‌ی لوفور به دنبالِ ایجادِ آگاهیِ فضای اجتماعی آن طور که توسطِ دولت و سرمایه‌داری تولید شده است، می‌گردد. از این منظر، اگر ما فضاها را بازمفهوم‌پردازی نکنیم، سرمایه‌داری فضاهایی پدید می‌آورد که تمام ما را به کارگران- مصرف‌کنندگان و جهان را به منبعی مطلق بدل می‌سازد.  

 

بازمفهوم‌پردازیِ فضای اجتماعی

بازمفهوم‌پردازیِ فضای اجتماعی

 

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

 

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول، دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

 

[۱] design

[۲] production

[۳] sphere/ space

[۴] hermeneutically engaged

[۵]  Spatial practice

[۶]  Ordered

[۷] recapture

[۸] reconceptualise

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*