فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش سوم

 

فضای نمادین

چندین نظریه وجود دارد که چگونگیِ فهمِ طراحان از تفسیرهای انسانی از محیط ( و محیط‌های مصنوع [۱]) را می‌کاوند. نظریاتِ نشانه‌شناسانه، پدیدارشناسانه و روایت‌مند کاربرد زبان، تعامل انسانی و معنای برساخته‌شده‌ی مرتبط با تفسیرِ انسانی از محیط را می‌آزمایند. لوفور در تولیدِ فضا درباره‌ی اهمیتِ این موضوع که شناختِ محیط‌های مصنوع به عنوانِ برساخته‌های فرهنگی تحلیل می‌شوند که می‌تواند به عنوانِ چیزی دارای معانیِ گوناگون خوانده و تفسیر شود.  مشابه با فضای اجتماعی و ارتباطش با فعالیتِ زنده، نشانه‌شناسی نیز بر پایه‌ی معانیِ نمادین که میانِ فرهنگ‌ها و افراد ارتباط ایجاد می‌کند است، در حالیکه پدیدارشناسی برتجربیاتِ افراد، احساس‌ها و فرآیند فکر تاکید می‌کند. هر یک از این نظریات بعدی متفاوت به فهمِ گسترده‌ از تفسیر ِ انسانی از محیط‌ها، شامل محیطِ مصنوع و فضاها، اضافه می‌کند. پژوهشگری [۲] اشاره می‌کند که روایت‌ها ساختاری کامل که پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی را ترکیب می‌کند، فراهم می‌آورند. داخلیّت [۳] با موجوداتِ مونث پیوند خورده است و این دیدِ کلیشه‌ای که طراحیِ داخلی فعالیتی زنانه است. اما چرا زنان بیشتر به این حرفه کشیده می‌شوند؟ زنان، میلی عمیق به مرتبط  و دخیل بودن دارند که  با به رسمیت شناختنِ  پیوندخوردگی در لایه‌های زیرین به دیگران، عیونِ شناخت [۴] و جهان و حساسیت به پیوندخوردگیِ ذهنِ داخلی، به دست می‌آید. هویتِ فردیِ زنانه به وسیله‌ی ارتباطاتِ شتاسایی با تجربه‌ی هرروزه توسعه می‌یابد. زنان به  نادیده گرفتنِ دوگانگی‌ها و به رسمیت شناختنِ ارتباطات به جای تفاوت‌ها تمایل دارند. فرآیندهای طراحی که از این منظرِ زنانه انجام می‌شوند، امکان دارند که تمایزِ نقش میانِ طراح و مشتری و طراح و کاربر را کمرنگ کنند. این منظر ارتباطاتِ فضایی یا دیداریِ نزدیک‌تری را بینِ فضاها تسریع می‌کند، فضاهای از انواع گوناگون را تفسیر می‌کند و هر دو نوع  اطلاعاتِ سوبژکتیو ( ذهنی) و اُبژکتیو ( عینی) را ترکیب می‌کند.

داخلیت- ما میانِ فضای داخلی و فضای خارجی زندگی می‌کنیم

در سال ۱۹۸۵ سی.جِی.هیوِلت [۵] به دنبالِ« نظریه‌ی طبیعتِ انسانیِ یگانه در سکونت که به انسان‌ها یه عنوانِ پدیده‌های روان‌شناختی  به جای اشیا حساس است و می‌تواند با زندگی در کلیتش درست مثلِ اجزایش برخورد کند»، بود. با آگاهی از محدودیت‌هایی که طراحیِ داخلی به به تجربه‌ی سکونت عرضه می‌کند، هیولِت با کاربستِ رویکردهای گوناگون ، ایجاد فهمی عالی‌تر در طراحیِ داخل را پیشنهاد می‌دهد. در نظرِ او، یک راه برای به دست آوردنِ خروجی‌ای بهتر شاملِ « دگرگونیِ آگاهیِ [۶] طراح» تا طراحی‌ای را هدف قرار دهد که خیال‌پردازی را به چالش بکشد و جدای از وظیفه‌ی عملی‌اش، آورده‌هایی عاطفی داشته باشد. او همچنین اشاره می‌کند که مهمترین اهدافِ طراحیِ داخلی دیداری، فناورانه، شیء‌محور یا مادی نیستند، بلکه در مورد «داخلیت» هستند. داخلیت را می‌توان فرآیندی درونِ فرد تعریف کرد که آگاهی [۷]ِ منحصر به فرد از جهان و رابطه‌ی روان‌شناختی با جهان که از راه‌هایی مختص به آگاهیِ فرد معنی‌دارند، را بازتاب می‌دهد.  چنین فرآیندهایی که نیازمند به بازتابِ درونیِ تجربه‌ی زندگیِ یک فرد و فهمِ این تجربه از طریقی است که  با زبان تقویت می‌شود، امکان ارتباط تجربه‌ی شخصی با دیگران را برقرار می‌سازد.

زمینه‌ی مطالعه‌ی موردی

اجرای این مطالعه‌ی موردی در نتیجه‌ی تشخیص دانشجویان از کمبودِ  فرآیند شناختی از اینکه دانش چگونه در روش‌های کنونیِ آموزشِ طراحیِ داخلی به کار می‌رود؛ به طور اخص در موردِ محتوای نظریه‌ی مرتبط با ایجادِ فضاهای داخلی. استراتژیِ آموزش و فراگیری ِکنونی در رشته‌ی طراحِ داخلی دانشگاهِ هنرِ کویینزلند در تمام دوره‌ها و پروژه‌های طراحی، رویکردی دانشجومحور را فراهم می‌آورد. حتی درون ِچنین دوره‌های دانشجومحوری، فراگیریِ پروژه‌محور به شکل صحیحش درنمی‌آید بلکه ترکیبی است از کارِ استودیویی  و درس‌گفتارهایی که بر روی پروژه‌های متمرکز بر فضای داخلی کار می‌کنند. پروژه‌ها اغلب پروژ‌ه‌های « دنیای واقعی» با « مشتریان واقعی» با تمرکزِ حرفه‌ایِ بالا هستند. به علاوه، اغلبِ پروژ‌ه‌ها که توسطِ دانشجویان برعهده گرفته شده‌اند، بر روی طیفِ محدودی از حیطه‌های طراحیِ داخلی در طراحیِ تجاری و طراحیِ مسکونی  تمرکز می‌کنند و به صورتِ سنتی تمرکز زیادی بر روی مهارتِ صنعت داشته‌اند.

 

فضا و آگاهی

فضا و آگاهی

 

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

 

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ دوم، دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

        

  

[۱] built environments

[۲] ( Ganoe (1999, p.4

[۳] Interiority

[۴] The objects of knowledge

[۵] C.J. Hewlett

[۶] consciousness

[۷] awareness

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*