فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش اول

مقدمه

مفهومِ فضا مفهومی آشنا و در عین حال پیچیده است؛ این که ارزش‌های زندگی روزمره و تجربیات یک فرد چگونه می‌تواند در طراحی فضاهای بهتر به کار گرفته شوند. در اینجا نیازی برای فرا رفتن از رویکردهای رایج طراحی داخلی و نگاه انداختن به روابط و نظریه‌های تعامل انسان و محیطش وجود دارد. یک چهارچوب نظری اجازه‌ی تفسیرهای مختلفی از پیچیدگی فضای داخلی می‌دهد و پاسخ‌های بسیار مورد نیاز به دست می‌دهد. چندین تئوری وجود دارند که کاربرد طراحی داخلی را پایه‌ریزی می‌کنند. جایگاه نظری لوفور [۱]، برونو لاتور [۲] و پیتر اسلوتردایک [۳] در این زمینه قابل اشاره است.

 

طراحی داخلی؛  وضعیت موجود

محیط مصنوع [۴] داخلی و خارجی، بازیگری کلیدی در ایجاد معنا در زندگی افراد است. این محیط در احساسات، آسایش فیزیکی،آسایش عمومی و حس تعلق افراد نقش دارد. طراحان داخلی نقشی کلیدی در تعریف و شکل‌دهی به فضاهایی که در آنها زندگی می‌کنیم دارند و بنابراین مسئولیت ایجاد فضاهایی که نیازهای گفته شده را برآورده سازند، با آن‌هاست. فضاها و مکان‌ها و ساختمان‌ها  تنها تیر‌ و ستون‌هایی در زندگی افراد نیستند. آنها در معناها  و طنین‌های ژرف‌تر شخصی و فرهنگی حضور دارند و همزمان با این موضوع، نماد تاریخ‌های شخصی، روابط میان‌فردی، ارزش‌های افراد و حس تعلق هستند. به عنوان الزامی ابتدایی ساختمان‌ها باید امنیت و سرپناه تأمین کنند. اگرچه برای تأمین آسایش افراد مکان باید به ساکنانش حس تعلق و حس هویت بدهد. مکانی توأمان برای حریم خصوصی و تعاملات اجتماعی. ما تنها در فضای فیزیکی حاضر نیستیم، بلکه با آن تعامل می‌کنیم.  با اهمیت چیزها را در آن قرار می‌دهیم و معنای مهم را از آن اخذ می‌کنیم. زیبایی‌‌شناسی نمی‌‎تواند از فرم‌‌های مصنوع ما غایب باشد و درست مانند اهمیت فضای تعریف‌شده، کیفیات زیبایی‌شناسی  نیز تجربیات فضایی را تقویت می‌کنند. پروردن فضا برای زنده و پویا شدنش و فراخواندن حواس ، پاسخ‌ها، حرکات، آسایش و کنترل در زندگی افراد اهمیت دارد. محیط( فضاها) می‌تواند دامنه‌ای از فعالیت‌ها که می‌توانند اتفاق بیافتند یا نیافتند و پتانسیل فراخواندن احساسات را دارند، به افراد القا کند. کیفیت دیداری درک شده از فضا تاثیر قدرتمندی بر تجربیات انسانی دارد؛ می‌تواند در بازدهی کار، وضعیت ذهنی، رفتار مصرف‌کننده و آسایش عمومی افراد اثرگذار باشد. مطالعات نشان می‌دهد که کیفیات دیداری برای افراد اهمیت بالایی دارد؛ بیشتر افراد به کیفیت دیداری نسبت به سایر ابعاد اطرافشان اهمیت بیشتری می‌دهند  و ظاهر فیزیکی‌ای که با تصویر دلخواه ناسازگار است می‌تواند منجر به اجتناب افراد از یک مکان شود. برای مثال کاربر از فضایی که به او معنایی غیردلخواه القا کند دوری می‌جوید. رستورانی ناآشنا را در نظر بگیرید؛ مشتریان بر حسب ظاهر رستوران درباره قیمت غذاهایش، کیفیت و خدماتش قضاوت می‌کنند و این قضاوت‌ها بر روی مشتریان پروپاقرص آن رستوران نیز اثر می‌گذارد. طراحان داخلی باید چنین ادراکاتی را پیش‌بینی کرده و از روش‌هایی در طراحی بهره ببرند که معانی دلخواهی القا کند.

طراحان داخلی تعلیم‌دیده باید بتوانند از پیش بخوانند که کاربران بالقوّه چگونه فضا را ارزیابی می‌کنند  و چه معانی‌ای را در آن می‌بینند.

ادراکی عمومی آن است که صنعت طراحی داخلی برای مدتی طولانی ذاتا سطحی قلمداد می‌شده است. فدراسیون جهانی معماران داخلی و طراحان، بدنه‌ی بین‌المللی طراحان داخلی، به سختی تلاش می‌کند تا هویتی بی‌خدشه به این حرفه ببخشد و تعریف و مسیر این صنعت را مورد بحث و چالش قرار می‌دهد. همچنین برچسب آماتوری که به دکوراسیون داخلی زده می‌شود، در سطح جهانی برای طراحان بسیار ناامیدکننده بوده است. در آمریکا استفاده از عنوان طراحی داخلی از لحاظ قانونی و عملی به صورت گسترده‌ای حفاظت‌شده است. این محدودیت باعث می‌شود تا این عنوان تنها به کسانی که پیش‌نیازها را گذرانده‌اند و عنوانشان ثبت شده و گواهینامه برای کار گرفته‌اند، داده شود.

فرآیند طراحی و نیاز به تمرکز بر روی ارتباط میان جوّ انسانی و جهان

 فضاها چگونه طراحی و ایجاد می‌شوند و تطابق پیدا می‌کنند؟ کاربر فضا تا چد حد در فرآیند طراحی برای طراح اهمیت دارد؟ فرضیات و تفسیرها با در نظر گرفتن مکان و زمان و فضا چگونه شکل گرفته‌اند؟ ( فضاهای مادی، فیزیکی، مجازی، سایبری) درگیر شدن و. بینشی که از نظریه‌ی انتقادی نشئت می‌گیرد،  مهمترین موضوع برای فراهم آوردن پرسش‌هاست. فراتر از ایده‌‌های سوژه‌ها و ابژه‌ها و رخدادها، این فضاها به لحاظ اجتماعی چگونه برساخته می‌شوند؟ طراح این فضاها چه کسی است .و چه مواردی را در نقش طراح برآورده می‌سازد؟ باید تجربه‌ی انسانی و  مفاهیم به هم مرتبط فضا  و این که «مکان» در رشته‌های گوناگون از فلسفه گرفته تا هنر و جغرافیا و روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی چگونه تشریح می‌شود را دریافت. برخی پژوهشگران می‌گویند چنین ایده‌هایی درباره‌ی فضا از این ایده‌ی ساختارگرایانه [۵] پدیدار می‌شوند که تجربیات حالاتی هستند که به وسیله‌ی آن‌ها ما واقعیت را می‌سازیم. نظریات درباره‌ی فضا و مکان شامل مفهوم‌پردازی فضا هم به شکل ایستا و واقعی، هم به عنوان محل ابژه‌ها، سوژه‌ها و رخدادها، هم فضایی که تماما بر مبنای روابط تعریف می‌شود و همچنین فضا به عنوان فرمی که توسط افراد وضع می‌شوند. در فهم فضا به عنوان چیزی که به صورت اجتماعی تولید می‌شود، فضیلتی است که توسط لوفور مشاهد شد. در طراحی داخلی تولید فضا با اجرای طراحی‌ها  به دست می‌آید که خودشان در فضا قرار دارند و همچنین در بازنمایی فضا در نقشه‌ها و مفاهیم. این تولیدات به طرز چشمگیری فضا را به وسیله‌ی معانی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مورد رقابت تغییر داده و سازماندهی می‌کنند. برخی پژوهشگران مطرح می‌کنند که فضا در ایجادِ خودِ زمینه‌ای که ما را قادر می‌سازد به نقش‌ها و هویت‌هایمان شکل دهیم و آنها را عملی سازیم، نیز کارکرد دارد. در اجراهای حرفه‌ای، طراحان مفاهیم را دور از فضا و محل ساخت توسعه می‌دهند و از ایده‌های انتزاعی و طراحی‌ها برای مواد به کار رفته، روش‌های ساخت و فرم‌ها  و کارکردهای نمایش‌دهنده استفاده می‌کنند. در فرآیند طراحی هدف فهمِ جهانِ کارفرما و تعیین معیارهای «چگونه؟» و « به وسیله‌ی چه؟» برای داوری در مورد فرآیند و کنش و واکنش‌ها در آن جهان است. مشارکت‌کننده‌ی انسانی در محیط، هم تجربه‌ی واقعی که نتیجه‌ی تصمیمات طراحی است و هم  ارزش‌های انتزاعی که آن تجربیات بر آنها بنا شده‌اند، را درمی‌یابد.

 

تولید اجتماعی فضا

تولیدِ اجتماعیِ فضا

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

 

مرتبط: دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

[۱] Lefebvre

[۲] Bruno Latour

[۳]  Peter Sloterdijk

[۴] built environment 

[۵] constructivist

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*