طراحی لابی نوین

لابی ساختمان شما اولین جایی است که ساکنان وقتی وارد خانه می‌شوند، آن را می‌بینند و اولین بخش ساختمان است که هر مهمان ( یا خریدار احتمالی)  موقع بازدید از آپارتمانتان متوجه آن می‌شود. با توجه به این موضوع، در مورد لابی شما اهمیت دارد که آیا می‌خواهید با استفاده‌ی بیش از حد از مرمر مخارج را افزایش دهید یا هشتی‌ای ساده با صندلی و گلدان برای شما کفایت می‌کند. برای اینکه لابی تنها یک فضای گذر خشک و خالی نباشد، باید راحت و خوش‌آیند، با مبلمان متناسب،  نورپردازی جذاب  و طرح رنگی با سلیقه باشد. 

یک لابی ایده‌آل باید کارکردی به عنوان فضای چندمنظوره داشته باشد. باید هویت ساختمان را نمایندگی کند، برای ساکنین آسایش فراهم کند و برای مالکان جدید بالقوّه جذابیت داشته باشد. همچنین به عنوان بخشی که امنیت ورود به ساختمان را در آن کنترل می‌کنند  و جایی برای تعامل ساکنان و میهمانان و کارکنان، بتوان آن را مورد استفاده قرار داد. بازطراحی یک لابی کاری دشوار و سنگین است. پیش از فکر کردن به تکه‌های رنگ و نمونه‌های فرش، باید یک طراح استخدام شود. وقتی موضوع طراحی داخلی است، اکثر افراد خود را صاحب‌نظر می‌دانند ( نه فقط در مورد علایق شخصیشان، بلکه در مورد آنچه به نظرشان واقعا بد است). انتخاب یک طراح از میان خیل افرادی که توسط دوستان و آشنایان معرفی می‌شوند مشکل است. 

تصمیم‌های زیبایی‌شناسانه

اگر هنگام طراحی لابی سعی کنید همه سلیقه‌ها را راضی نگه دارید، کارتان خراب می‌شود. این موضوع را افراد زبر و زرنگ در این حرفه می‌دانند. اگرچه ابعاد زیبایی‌شناسانه‌ای مانند رنگ دیوارها یا انتخاب میان موکت یا فرش بسیار ذهنی هستند و میان میان اجتماعات و ساختمان‌ها و شرکت‌ها متفاوتند اما در میان طراحان در مورد اینکه یک لابی به لحاظ وجودی باید چه چیزی باشد، توافق‌هایی هست. بیشترین چیزی که از حرفه‌ای‌ها شنیده می‌شود، آن است که این فضا باید زیبا و کارکردی و البته راحت باشد، اما نه خیلی راحت.  یکی از طراحان می‌گوید در مکان‌ها عمومی مبلمانی که مخصوص لم دادن است، متناسب نیست، چون افراد زیادی روی آن می‌نشینند و به سختی بلند خواهند شد.  مبلمان لابی باید طوری طراحی شود تا برای آنچه به آن « استفاده‌ی قراردادی» می‌گویند، مناسب باشد. این مبلمان با مبلمان خانگی متفاوت است. این مبلمان برای استفاده‌ی سنگین ساخته و متناسب‌سازی شده است، در حالیکه مبلمان خانگی در اینگونه موارد بیش از شش ماه دوام نمی‌آورد.

یک طراح حرفه‌ای معمولن کارش را با رویکردی پایین به بالا آغاز می‌کند؛ یعنی از کف. برخی لابی‌ها موکت هستند اما معمولا کف لابی از جنس سنگ، کاشی چینی یا نوعی سطح سخت است که بماند و آسیب‌پذیر نباشد. موکت خوب به نظر می‌رسد  و صدای راه رفتن بر روی آن گرفته می‌شود اما با اولین لکه‌ای که روی آنها بیافتد، کار پاک کردن آن بسیار دشوار خواهد بود.

دیوارها هم بسیار مهمند. طراحان همواره دنبال جایی می‌گردند که افراد در آن با دیوارها در تماسند و آنجا تقریبا گوشه‌های بیرونی است. بنابرابن اگر ببینند آن نقطه آسیب‌پذیر است،  با استفاده از موادی که در اختیار دارند، سعی می‌کنند از آن نقطه محافظت کنند.  بدون اینکه کارشان مصنوعی به نظر برسد. 

حتی ساختمان‌هایی با بودجه‌ی محدود هم اگر پول را به نحو درستی خرج کنند، می‌توانند لابی مناسبی داشته باشند. یکی از عناصر بسیار پرارزش نورپردازی است. باید نورپردازی و کف‌سازی را بسیار مورد توجه قرار دهید.  می‌توانید رنگ نقاشی را برای یک لابی ارزان‌قیمت‌تر به نحوی به کار ببرید که بسیار تاثیرگذار باشد، اما اگر نورپردازی درستی نداشته باشید، هیچ ندارید.

تنوع لابی‌ها ناشی از گوناگونی ساختمان‌هاست.  هر لابی باید چیزی مخصوص به خود داشته باشد و  اینکه می‌بینیم یک لابی شبیه بیست لابی قبلی در ساختمان‌های دیگر است، مطلوب نیست. آن چیز مخصوص می‌تواند شامل نورپردازیِ تزئینی یا هر یک از جزئیات چیزهای مختلف باشد. باید به فضایتان هویت ببخشید؛ چیزی که آن را متمایز کند. شاید لابی شما  دیواری متمایز[۱] داشته باشد که دیگر ساختمان‌ها  ندارند.

در آخر به این موضوع توجه داشته باشید که اگرچه لابی  اتاق جلویی ساختمان شماست، اما نباید آن را با اتاق نشیمن آپارتمانتان اشتباه بگیرید. باید اتاقی عمومی یا نیمه‌عمومی طراحی کنید که حسی از سکونت داشته باشد. داشتن این دو موضوع در کنار هم کار آسانی نیست؛ لابی شما باید ظاهری مسکونی داشته باشد که می‌تواند در عین حال استفاده‌های سنگین و غیرخانگی را تاب آورد.

 

طراحی نوین لابی

طراحی نوین لابی

منبع: COOPERATOR

[۱] feature wall

چگونه برنامه‌های بهسازی نما می‌تواند برای اجتماع سودمند باشد

احیای یک ناحیه‌ی تجاریِ یا محله‌ی مسکونیِ رها شده ، اغلب با بهسازیِ یک ساختمان یا ویترین یک فروشگاه  آغاز می‌شود.

حتی تغییرات کوچک مانند زدودن چیزهای غیرتاریخی، تعمیرات، یا دوباره رنگ زدن، که باعث آن می‌شود تا به جزئیات معماریِ اصلیِ ساختمان توجه شود، دگرگونیِ مثبت را نشان می‌دهد و اغلب باعث تشویق به انجام بهسازی‌هایِ مشابهی در ساختمان‌های همسایه می‌شود.

 درحالیکه این فرآیند بعضا بدون هماهنگی قبلی  و در سطح ملک شخصی یا صاحبان کسب و کار انجام می‌گیرد، می‌توان  با ایجاد برنامه‌ی بهسازیِ نما در یک اجتماع،  به آن شتاب بخشید. در نتیجه، چنین برنامه‌هایی به کرات در عملیات پیاده‌سازیِ طرح‌های جامع، استراتژی‌های احیای مرکز شهر و طرح‌های حفظ و نگه‌داری بناهای تاریخی می‌آیند.

برنامه‌های بهسازیِ نما برنامه‌هایی مشوق هستند که برای این ایجاد شده‌اند تا صاحبان املاک و کسب و کارها را به بهسازی ظاهر خارجی ساختمان  و ویترین فروشگاه‌هایشان تشویق کنند. آنها بر روی املاک تجاری یا مسکونی در مناطق تاریخی یا غیرتاریخی تمرکز دارند و مشوق‌های مالی مانند کمک‌هزینه‌ی متناسب و وام، مشوق مالیاتی و مساعدت در طراحی را  فراهم می‌کنند. 

اگرچه ممکن است این موضوع تنها بخشی جزئی از یک برنامه‌ی بهسازی به نظر برسد، اما مساعدت در طراحی کمک می‌کند تا این اطمینان حاصل شود که این تغییرات در جهت دستورالعمل‌های منطقه‌ی تاریخی یا دیگر دستورالعمل‌های طراحی که مشخصا برای این ایجاد شده‌اند تا ساختمان‌ها در ناحیه‌ی مورد نظر ارتقا پیدا کنند، است.

برنامه‌های بهسازی نما و برنامه‌های نوسازی ساختمان که ارتباط نزدیکی با آن دارند، معمولا توسط سازمانهای  ذینفع در بهسازی شهری ایجاد شده  و مدیریت می‌شوند.

برنامه‌هایی که بر روی املاک تجاری تمرکز دارند معمولا توسط بخش طراحی، توسعه‌ی اجتماعی یا دفتر توسعه‌ی اقتصادی در شهرداری تصدی و کارگزینی می‌شوند؛ سازمانی در خیابان اصلی، منطقه‌ای برای بهبود کسب و کار یا دیگر نهاد‌های دولت‌محور.

برنامه‌های مسکونی معمولا توسط دولت یا آژانس‌های مسکن غیرانتفاعی یا یک اجتماع غیرانتفاعی یا سازمان‌های توسعه‌ی محلات اجرا می‌شوند.

دیگر نهادهایی که ممکن است برنامه‌های بهسازی نما را اجرا کنند شامل موسساتی مثل دانشگاه‌ها یا  بیمارستان‌هاست. برنامه‌های آنها اغلب برای این طراحی می‌شوند تا سرمایه‌گذاری مجدد در بخش‌های تجاری یا مسکونیِ همسایگی در اطراف پردیس[۱] را تشویق کنند. برخی اوقات برنامه‌ریزی‌ها توسط تیمی مرکب از دولت محلی، موسسه‌ای‌ مثل دانشگاه و یک اجتماع غیرانتفاعی یا سازمان توسعه اقتصادی سازماندهی می‌شوند.

جایزه‌ی بزرگی که یک برنامه‌ی بهسازی نما را موفق می‌کند، همان مشوق‌هایی هستند که در این برنامه ارائه می‌شود. اگرچه مناطق بزرگترِ بهسازی کسب و کار قابلیت بالا بردن منابع مالی به وسیله‌ی مالیات سالانه را دارند،  اما تأمین مالی معمولا به وسیله‌ی ترکیبی از منابع مالی صورت می‌گیرد.

 

بهسازی نما در مناطق تاریخی

بهسازی نما در مناطق تاریخی

 

منبع : Planners Web

 

[۱] campus  

 

کفپوش 3 بعدی اپوکسی

یکی دیگر از متد های متفاوتِ صنعت ساختمان در حوزه دکوراتیو کفپوشهای ۳ بعدی اپوکسی با الگو برداری از طبیعت  می باشد که جلوه های بصری خاصی را به نمایش می گذارد.این طرح ها در فضاهای مختلف ساختمان قابل اجرا می باشد.(حمام،سرویسهای بهداشتی،آشپزخانه،اتاق خواب،سالن پذیرایی،tv room، لابی ،کف استخر ها و …

مزایای استفاده از کفپوش های اپوکسی :

غبار گریز،نظافت آسان،غیر قابل نفوذ،آنتی باکتریال،یکپارچگی و زیبایی منحصر به فرد،دوام طولانی،مستحکم در برابر ضربه،پلی اورتان(آنتی یو وی)مقاوم در برابر نور آفتاب بدون واکنش و تغییر در رنگهای زمینه،مقاومت بالا در برابر سرما و گرما،صرفه اقتصادی،اجرای آسان بدون ماندگاری بو،کیفیت و شفافیت …

دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری

دگرگون کردن فضاهای داخلی: غنی کردن تجربه‌‌های سوبژکتیو به وسیله‌ی پژوهش در طراحی

بخش چهارم

۴- مطالعه‌ی موردی: طراحی داخلی برای یک مرکز مراقبت و نگه‌داری از افراد سالمند

یک مرکز مراقبت و نگهداری از افراد سالمند برای جمعیت سِنّیِ مشخصی طراحی شده بود. در طراحی آنجا از بهترین شیوه‌ها و منابع دانش در دسترس برای بازسازی آن، دو سال پیش از مطالعه‌ی حاضر، استفاده شده بود. با این حال، چیزی در این میان درست کار نمی‌کرد، زیرا سرپرستار بخش خِرَدسودگی [۱] به من گفت بیمارانی که به آن فضا آورده می‌شوند، سعی در ترک آنجا دارند؛ بنابراین در عمل فضایی که برای آنها طراحی شده بود را پس می‌زدند. هم سرپرستار و هم کارکنان بخش گیج شده بودند. در حالیکه فضایی زیبا و پاکیزه بود و به نظر می‌رسید برای هدف مورد نظرش متناسب باشد، چیزی درست کار نمی‌کرد. هنگامی که کارکنان تلاش می‌کردند بیماران را به اتاقی که برای فعالیت‌های بخصوصی طراحی شده بود بیاورند، آنها بی‌درنگ شروع به ترک آنجا می‌کردند، با این وجود که بسیاریشان روی ویلچر بودند. از من خواسته شد تا دلایل این موضوع را بررسی کنم  و من هم بی‌درنگ یک پروژه‌ی پژوهشی تعریف کردم تا برای این پرسش که چرا کاربران فضای به نظر زیبا و کارکردی‌ای که برای آنها طراحی شده بود را پس می‌زدند، پاسخی پیدا کنم.

  با استفاده از روش‌های مدرک‌محور که توسط یک پارادایم ساخت‌گرا [۲] پشتیبانی می‌شد، تیمی از پژوهش‌گران، با یک مطالعه‌ی سه‌مرحله‌ای کار را آغاز کردند. در مرحله‌ی اول، شرایط فیزیکی موجود ثبت و چگونگی ادراک کارکنان و افراد داوطلب، از آن شرایط جمع‌آوری شد. توجه اصلی معطوف به کاربران سالمند آن فضا در بخش خردسودگی شد. همچنین برنامه‌های بخش، فعالیت‌ها و موقعیت‌های اجتماعی خانوادگی مورد سنجش قرار گرفت. انجام گفتگوهایی با تمام کاربران و ذینفعان فضا هماهنگ شد .

با استفاده از ترکیبی از مشاهده و داده‌های کیفیِ دیداری، مشکلات ثبت شدند، مورد تایید قرار گرفتند و تحلیل شدند. داده‌ها شامل خصوصیات فیزیکی و عناصر فضایی و همچنین مشاهدات و روایت‌هایی بود که پژوهش‌گران از گفتگوهایی که با ذینفعان گوناگون شامل کاربران، داوطلبان، کارکنان بخش پرستاری، خانواده‌ها و بیمار‌ها داشتند، به دست آورده بودند

مشکلاتی که توسط کاربران مطرح شده بودند شامل کمبود فضای ارتباطات اجتماعی با اعضای خانواه‌ها که برای ملاقات می‌آمدند، تهویه و نورپردازی نامناسب که مشکلاتی را برای دیدن و راحتی در فضا به وجود می‌آورد و ناتوانی در حس کردن فضا به دلیل استفاده از رنگ‌های نامناسب برای بیمار‌های سالمند، که آن فضا را به عنوان جایی که بخواهند در آن باشند، نمی‌دیدند، بود. راهروها احساس پرتگاه به آن‌ها می‌داد و حس خود فضا هم سرد و اداری بود. مسئله‌ی جالب توجه دیگری که از سوی ذینفعان پدیدار شد، ادراک متفاوت آن‌ها هم از کارکرد فضا و هم از فعالیت‌هایی که ممکن است آشکار شوند، بود. ادراکات بسته به اینکه شخص بیمار، داوطلب، پزشک، پرستار یا همراه بود، متفاوت بودند.

در مرحله‌ی دوم مطالعه، هنگامی که پیشنهادهایی به ذینفعان شده  و مورد پذیرش قرار گرفته است، تجدید نظرهای جزئی در طراحی ارائه شده و برخی از آنها اجرایی شده است. پیشنهادها شامل تغییراتی در نورپردازی و بخش‌بندی فضایی برای اصلاح  مشکلات شناسایی شده که باعث پس زدن فضا توسط بیماران می‌شد، بودند.  فضاهای نو درست شدند تا  فعالیت‌‎های برنامه‌ی اجتماعی،  بر اساس پیشنهادهای پژوهش‌گران و همراهان بیماران در همکاری با یکدیگر، در آنجا برگزار شود. 

مرحله‌ی سوم مطالعه، شامل بازسنجیِ موفقیت تغییرات  و پاسخ‌های همه‌ی ذینفعان که ثبت شده بودند، بود. روی هم رفته تغییرات، پاسخ‌ها و فعالیت‌های اجتماعی‌ را بهبود بخشیده بود که این موضوع کارکنان بخش پرستاری و بیماران و خانواده‌ها را به یک اندازه راضی می‌کرد. خانواده‌ها خشنود بودند که می‌توانند با عزیزانشان معاشرت کنند و کارکنان هم این بهبودها را در این می‌دیدند که حالا بیماران می‌توانستند فضاها را برای انجام فعالیت‌های روزمره‌شان با احتیاجی کمتر به کمک آنها طی کنند. در تمامی مراحل مطالعه، گفتگوهایی برای پیش رفتن مطالعه از سنجش تا اجرای تغییرات و سنجش دوباره‌ی ایده‌ها برای بهبود فضا، انجام گرفتند.

 

 

ادراک متفاوت فضا توسط ذینفعان گوناگون

ادراک متفاوت از فضا توسط ذینفعان گوناگون

منبع: Journal of Research practice

مرتبط: دگرگونی فضاهای داخلی بخش اول، بخش دوم، بخش سوم

[۱] dementia

[۲] constructivist paradigm

دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری

دگرگون کردن فضاهای داخلی: غنی کردن تجربه‌‌های سوبژکتیو به وسیله‌ی پژوهش در طراحی

بخش سوم

۳-۲ ورای جنبه‌های ایستا [۱]

تا پیش از دوره‌ی اخیر،  برای معتبر ساختن این حرفه، طراحان داخلی، بیشتر متمایل به مشغولیت با عملیات حرفه‌ای ساختمان، اخلاق حرفه‌ای  و حل مسائلی با ماهیت عملگرایانه بودند. هنگامی که طراحان داخلی حرفه‌ای از کارفرمایان و کاربران فضاها می‌پرسند: چه نیاز دارند؟ چگونه زندگی می‌کنند؟ وضعیت آنها را مشاهده می‌کنند و تلاش می‌کنند تا بفهمند که افراد چگونه زندگی و کار می‌کنند و چگونه در فعالیت‌های شخصی و اجتماعی شرکت می‌کنند، تا بتوانند فضاهایی با طراحی مناسب و تقویت‌کننده  تامین کنند. فضاهایی که طراحی می‌کنند در خود ماهیتی پویا دارند که داخلشان افراد در شرایط متغیر با هم ادغام می‌شوند.

در حالیکه برخی افراد ۲۴ ساعت روز و ۷ روز هفته وسط بنگاه‌های خبری زندگی می‌کنند، دیگرانی در گوشه و کنارها می‌زیند، فقط برا اینکه در خلوت تاب می‌آورند. افراد متفاوت می‌توانند از فضایی یکسان  تجربه‌ای دوستانه یا غیردوستانه داشته باشند؛ چه فضای فیزیکی، چه فضای مجازی، چه فضای شخصی، چه فضایی برای نیازهای اجتماعی. مشکل است که این تجربه‌ها را به اعداد آماری معین فرو کاهیم، چرا که صداهای سوبژکتیو متفاوت، شیوه‌های زندگی متفاوت را برمی‌شمارند یا در فرهنگ‌ها و جوامع متفاوتی نقش می‌آفرینند.

بر این مبنا، در چهارچوب نظری ارائه‌ شده در این مطالعه، فضاها تنها با مشخصات ایستایشان مشخص نمی‌شوند، بلکه به عنوان زمینه‌هایی پویا و برساخته‌های  تعاملات اجتماعی به آن‌ها نگاه می‌شود.

 

۳-۴ پدیدار شدن پارادایم‌های فضا

مردم شیوه زندگی و کارشان را حتی نسبت به پنج تا ده سال گذشته بسیار متفات می‌بینند. در این جهانی که به لحاظ تکنولوژیک و دیجیتالی شدن رشد کرده است، اشیا موقتی‌اند، فضاها می‌توانند فیزیکی یا مجازی باشند، در حالیکه ارتباطات و تعاملات نیز گوناگون و دائما در حال تغییرند.  فضاها دیگر نه برای استفاده‌ای بخصوص و نه به عنوان تعیین‌کننده‌ی دسته‌ای از فعالیت‌های مشخص طراحی نمی‌شوند.

در مقایسه‌ی بین  پارادایم‌های قدیم و جدید کار و زندگی پولدما و وازولکوفسکا [۲] آورده‌اند: « فرد مکان را به عنوان نوعی شناسایی اولیه در برابر دیگرانی چون محیط و افراد و فرآیندهای کاری ادراک می‌کند. سابقا افراد در شرکت کار می‌کردند و در خانه زندگی و اوقات فراغتشان را در سینماها می‌گذراندند. در پارادایمهای جدید کار و زندگی، تجربیات و وظایف دائما در حال همپوشانی با یکدیگرند. تجربیات زیسته مرزهای فضا و زمان/ مکان را جابجا می‌کنند ، بر روی هم می‌اندازند و به هم متصل می‌کنند. واقعیات در عمل تعریف می‌شوند و عمل در فضا که می‌تواند محلی یا جهانی، تصور شده یا موجود و اغلب برهم‌زننده‌ی مرزهای فیزیکی/ مجازی باشد»

در این نوع پارادایم، فرآیند طراحی فضاها نیازمند کار با  مجموعه ورودی‌های گسترده‌تری است. رویکردهای طراحی داخلی نیاز دارند تمام حس‌ها را در نظر بگیرند و اینکه چطور تمام این حس‌ها همزمان با یکدیگر فضای دیداری را تجربه می‌کنند و در حالیکه در تماسی انسانی با آن هستند، به نشانه‌های حسی پاسخ می‌دهند. کاربر بخشی کلیدی و بنیادین از فرآیند طراحی شده است. فعالیت آنها فضا را تعریف می‌کند.

« در عصر ارتباطات از راه دور، ما از زمان فضایی ‌شده [۳] که در آن بر طبیعت فعالیت‌ها عمدتا منطق برسازنده‌ی مکان حاکم بود ( فرد در کتابخانه مطالعه می‌کند، در کلاس درس می‌آموزد، در رستوران غذا می‌خورد) ، به سمت فضای زمانی شده [۴] رفته‌ایم ، جایی که طبیعت فعالیت‌های ساکنان، فضا را تعریف می‌کند. ( رستوران زمین بازی می‌شود، قهوه‌خانه مالی الکترونیک [۵] می‌شود،  قطار محل کار می‌شود و …) »

فعالیت افراد  و تجربیاتشان به شکل رو به افزایشی  چیستی فضا و نحوه‌ی تکاملشان در پاسخ به فعالیت‌ها و تجربیات را تعیین می‌کنند. پژوهشگران طراحی به رویکردی نیاز دارند که به آنها اجازه دهد تجربیات سوبژکتیو کاربران را برای آفریدن فرم‌های جدید فضایی در اختیار گیرند.

چهارچوب نظری ارائه شده، به این نیازمندی پاسخ می‌دهد؛ فرآیند طراحی را بر روی ورودی‌های سوبژکتیو و تجربی کاربران و ذینفعان بر مبنای ادراکاتشان، می‌گشاید. این فرآیند در میان گذاشتن بخش و جزئی از فرآیند دگرگونی فضا در طول استفاده از آن است.  

 

پارادایم‌های نوین فضا

پارادایم‌های نوین فضا

  

 

منبع: Journal of Research practice

مرتبط: دگرگون کردن فضاهای داخلی بخش اول و بخش دوم 

[۱] Beyond Static Attributes

[۲] Poldma and Wesolkowska

[۳] spatialized time

[۴] temporalized space

[۵] electronic mall

دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری

دگرگون کردن فضاهای داخلی: غنی کردن تجربه‌‌های سوبژکتیو به وسیله‌ی پژوهش در طراحی

بخش دوم

۲-۳  گفتگو و معناسازی

فضاهای طراحی شده، چه حقیقی چه مجازی، تجربه‌های گوناگونی را آزاد می‌سازند. هنگام طراحی فضای داخلی، ما درگیر هر دو بعد ملموس و ناملموس هستیم. ما با حجم و خصوصیات فیزیکی فضا و همچنین اینکه فضا چگونه پس‌زمینه‌ای [۱] برای مجموعه‌ای از ارتباطات متقابل پیچیده میان افراد، اشیا و زمینه‌ها [۲] و تجربیات زیسته شکل می‌دهد، درگیر هستیم. به علاوه، این ارتباطات متقابل با گذشت زمان تکامل میابند.

طراحی فضاهای داخلی همچنین نیاز به فهمی دارد از اینکه چه اتفاقی می‌افتد زمانی که تجربیات فضایی‌ [۳] که افراد دارند، در تجربیات زیسته‌ی واقعیشان که هم سوبژکتیو و هم اجتماعی هستند، ریشه دارد. این تجربیات هم‌زمان با تغییر شرایط فیزیکی رخ می‌دهند؛ مانند نورپردازی، ارتباطات فضا-زمان متغیر، مثل وقتی که در خانه کار می‌کنیم، در زمینه‌های گوناگونی کار و زندگی می‌کنیم  یا عملا در محل کارمان زندگی می‌کنیم. در این روش‌های معاصر کار و زندگی،  فضای فیزیکی پس‌زمینه‌ای برای فعالیت‌های متغیر است و محدود به حالت بخصوصی از بودن یا روش بخصوصی از دانستن نیست.

فضاها پس از  بررسی چندین موضوع شامل نیاز کاربر، زمینه‌های ساختمان، نیازمندی‌های فضا، مواد متناسب، رنگ و نورپردازی، مبلمان، نیازهای اجتماعی، محیط فرهنگی و سپس ترکیب این موارد به شکلی زیبایی‌شناسانه برای به وجود آوردن فضای داخلی، طراحی می‌شوند.  از فضا انتظار می‌رود تا فعالیت‌ها و مشغولیت‌های انسانی که قرار است در آن اتفاق بیافتد را تقویت کند.

طراحان  در مراحل گوناگونی از فرآیند طراحی با کارفرمایان و کاربران در گفتگو هستند، قسمتی به این خاطر که  اطلاعات جمع‌آوری شده برایشان قابل فهم شود و سپس برای تصمیم‌گیری و به وجود آوردن ایده‌هایی برای طراحی فضا.  تصمیمات زیبایی‌شناسی و کارکردی در طراحی به سرعت توسط طراحان و مشارکت ذینفعان که می‌گویند فضا قرار است چگونه و برای چه اهدافی استفاده شود، گرفته می‌شود. رابطه‌ای بر مبنای نوع خدمت بین طراحان و کاربران به وجود می‌آید  و آن‌ها با یکدیگر در هر دو فرآیند طراحی و تولید مشارکت می‌کنند.

۲-۴  فضاهای ایستا [۴] و پویا

فضاهای داخلی مدت‌ها از حیث مشخصات فیزیکی مانند اشیا، دیوارها، نورپردازی و رنگ ثبت شده‌اند. دانشجویان فضای داخلی را به عنوان موجودیتی معمارانه [۵] می‌آموزند، که بر پایه‌ی خصوصیات فیزیکی‌ای است که ایستا هستند و به عنوان جنبه‌هایی مستقل وجود دارند. در نتیجه، فضاهای داخلی اغلب به خصوصیات فیزیکی، مواد به کار رفته و دکوراسیون سطوح فروکاسته می‌شوند، که فضاهایی ایستا می‌سازد؛ جایی که دفتر کار تنها یک دفتر کار است و رستوران تنها یک رستوران.

در عمل اما فضاها نیازمندند که به شکلی انعطاف‌پذیر مورد استفاده قرار بگیرند یعنی جایی که فعالیت‌های گوناگونی می‌تواند در آن انجام بگیرد. طراحان اغلب فراخوانده می‌شوند تا برای موقعیت‌های پویای زیسته‌ [۶] فضاهایی طراحی کنند، نه فضاهایی ایستا. این امر محتاج به در اختیار داشتن مفهومی پویاتر از فضا است.

 

۳ چهارچوب نظری ارائه شده

۳-۱ فراتر از توضیحات علّی [۷]

به لحاظ تاریخی، نظریه‌های درباره‌ی فضای داخلی، روابط انسانی- محیطی را به شکل علّی در نظر گرفته‌اند. تاثیراتی مانند ایده‌ی تغییر رفتار به وسیله‌ی مشوق مثبتِ اسکینر به حوزه‌ی طراحی داخلی وارد شده‌اند و اغلب هنگام انتخاب عناصر بخصوص طراحی مانند فرم و مواد به کار رفته  به کار بسته می‌شوند.

زمانی که به روابط انسان و محیط طبیعتا علیّ نگاه شود، دعاوی دانشی [۸]  از سنجش آن روابط اخذ می‌شوند. این دعاوی دانشی زمانی که صحیح در نظر گرفته می‌شوند، تفکر طراحی در پی آن‌ها کشیده می‌شود. به نظر می‌آید این موضوع بخشی از گفتمان غالب طراحی بوده است که با عنوان طراحی بر مبنای شواهد شناخته می‌شود. اگرچه، محدودیت این رویکرد آن است که کاملا بر پایه چیزی است که به آن دانش پیشین [۹] گفته می‌شود  و از دیدن تجربه‌های سوبژکتیو که در فضای داخلی اتفاق می‌افتد، غافل است.

نظریه‌ی رفتاری-محیطی روابط محیط انسانی را به شکلی علیّ توضیح می‌دهد  و این روابط درون جنبه‌های ضرورتا ایستای فیزیکی فضای داخلی جای داده شده‌اند. در چنین نظریاتی اینگونه شمرده می‌شود که احساس خوب یا بد افراد نتیجه‌ی نورپردازی، سیستم‌های محیطی، رنگ یا دیگر مشخصه‌های فضای فیزیکی است. این جنبه‌های فضای داخلی بر کاربر اثر می‌گذارند  و تخصیص یا عدم تخصیصشان بر فضا. بنابراین، طبق این نظریه، این تغییرات در سطح باید موقعیت فضای داخلی را بهبود ببخشد.

توضیحات علّی همیشه تجربیات سوبژکتیو را در نظر نمی‌گیرند. فضاهای داخلی محل‌هایی برای ارزش‌های زیبایی‌شناسانه‌ و همچنین ساختار اجتماعی هستند. تجربیات سوبژکتیو که تحت تاثیر نقش، وضعیت، جنسیت و دیگر عوامل در سطح فردی هستند، نیز تعاملات در فضای داخلی را هدایت می‌کنند. برای مثال، زنان متفاوت با مردان در فضاها مسیریابی می‌کنند. همینگونه، تفاوت‌های فرهنگی ، قوانین اجتماعی متفاوت و سلسله‌مراتبی که ساختار اجتماعی فضا و مکان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. افراد همچنین به اشیا و فضاهایی که در آن‌ها زندگی می‌کنند، معنا می‌بخشند.

 

فضاهای ایستا و فضاهای پویا

فضاهای ایستا و فضاهای پویا

 منبع:  Journal of Research Practice

 

مرتبط: دگرگون کردن فضاهای داخلی،بخش اول

 [۱] backdrop

[۲] contexts

[۳] spatial experiences

[۴]  static

[۵]  architectural entity

[۶]  dynamic lived situations

[۷]  causal explanations

[۸] knowledge claims

[۹] a priori knowledge

دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری

دگرگون کردن فضاهای داخلی: غنی کردن تجربه‌‌های سوبژکتیو [۱] به وسیله‌ی پژوهش در طراحی

برای ایجاد نوآوری در طراحی فضاهای داخلی، علاوه بر پیشنهادات عملی و کاربردی آنی که با کاربستشان می‌توان تغییرات را در سطحی قابل مشاهده اعمال کرد،  به دانشی نظری نیاز است تا با گسترش مرزهای فکری طراحان و  همچنین مخاطبان آن‌ها، افق‌های جدیدی را به روی آن‌ها باز کند.   نوشته‌ی زیر ترجمه‌ی منتخبی از مقاله‌ای دانشگاهی است که چگونگیِ اثرگذاری بر  طراحی داخلی با استفاده از کاوش در ادراک و دریافت ذهنیِ انسانی از تجربیات زندگی روزمره‌اش را پی‌گیری می‌کند. 

بخش اول

چکیده:

این مقاله دانش ضمنی‌ِ تجربه‌ی زیسته و اینکه این دانش چگونه با پژوهش در طراحی مرتبط است را می‌کاود؛ یعنی چگونگی تفسیر طراحان از تجربه‌ی زیسته‌ی کاربر، هنگامی که محیط‌های طراحی شده می‌آفرینند را  بررسی می‌کند.  این مقاله استدلال می‌کند که تجربه‌ی زیسته‌ی کاربر، پایه‌ی شکلی از دانش است که که برای طراحان کاربردی است. چهارچوب نظری که در مقاله ارائه شده است، طبیعت تجربه‌ی کاربر و اینکه چگونه می‌توان از آن در فرآیند طراحی بهره برد را می‌آزماید. پژوهش بر روی تجربه‌ی زیسته درون ‌زمینه‌ی ابعاد زیبایی‌شناسی،  سوبژکتیو و کارکردیِ فرآیند طراحی قرار می‌گیرد که به کاربرانی که نیازها و معناهایشان را شرح دهند، احتیاج دارد. یک نمونه‌ی موردی [۲] نیز برای نشان دادن مراحل گوناگون این فرآیند توصیف شده است. 

  • مقدمه

در زندگی روزمره‌مان، ما در فضاهایی زندگی می‌کنیم که فعال ، متغیر و پویا [۳] هستند. زمانی که طراحان طراحی‌های فضاییِ فضای داخلی را برای استفاده‌ها و تجربه‌های گوناگون می‌آفرینند، آن‌ها هم کیفیت زیبایی‌شناسی فضا و هم چگونگی تجربه‌ی افراد از فعل و انعالات و احساسات درون فضا را در نظر دارند. اگرچه تجربیات افراد ذهنی است، این‎ها تجربیاتی است که افراد در دم زیستن، هم خودآگاه و هم ناخودآگاه، در تبادل با فضا و دیگران در آن فضا دارند. این موضوع شامل نوعی دانستنِ ضمنی، طبیعت‌گرایانه و شناخت اکولوژیک [۴] وجود روزمره است که در برابر تفکر و دانش از پیش قصد شده و رسمی قرار می‌گیرد. این مقاله چنین اَشکال ضمنی‌ای از دانش را می‌کاود و این که چه امکاناتی برای طراحی از دل آن‌ها می‌تواند استخراج شود را بررسی می‌کند. مستندسازی این اَشکال از دانستن نیازمند فهمی است از اینکه طراحی ‌ها چگونه اهداف زیبایی‌شناسی و کارکردی را بازتاب می‌دهند ، همزمان با در نظر داشتن تجربیات مستقیمی که کاربران دارند. این موضوع نیازمند به فهمی است از اینکه چگونه تجربیات روزمره‌ی کاربران از زندگی و جهان بر قابلیت معناسازیِ آ‌ن‌ها اثر می‌گذارد.

 

  • طراحی فضای داخلی

۲-۱ پژوهش‌های رایج

معمولا وقتی پژوهش‌گران طراحی فضای داخلی را مطالعه می‌کنند، بیشتر تمایل دارند آن را به رابطه‌ی علّی بین افراد و محیط اطرافشان یا فعل و انفعالات میان اشیای مادی و فضایی که طراحی می‌شود، اختصاص دهند. اغلب، نظریات رفتار محیطی اساس پژوهش‌ها در طراحی را شکل می‌دهند. چنین پژوهش‌هایی به دنبال فهم رابطه‌ی بین افراد و محیطشان، با استفاده از شواهدی است که این رابطه را توضیح دهند. در چنین شکلی از پژوهش، پژوهشگران طراحی نشان می‌دهند چگونه فضای متناسب طراحی شده می‌تواند با افزودن ارزش، به کیفیت زندگی در یک نهاد اضافه کند، چگونه امنیت و ایمنی می‌تواند به بهره‌وری در محیط‌های کاری بیفزاید یا چگونه دانشِ بر پایه‌ی شواهد از روابط رفتار محیطی می‌تواند فرآیند طراحی را آگاهانه سازد. اما رفتار انسانی بر خلاف اشیای فیزیکی، بدون ارجاع به معنا و هدفی که عامل انسانی به آن‌ها داده است، فهم نمی‌شود. در این معناها و اهداف است که اَشکالِ دانش ضمنی وجود دارند. مطالعه بر روی این اهداف و معناها معمولا  از طریق روایت‌ها  و گفتگوهای میان طراحان و کاربران انجام می‌گیرد.

 

۲-۲ نقش تجربه‌ی زیسته

افراد معناهایی را به اشیا و محیط می‌دهند؛ چه اشیای هنری باشند، چه چیزهای شخصی، چه افراد دیگر در زندگیشان. این معناها از فعل و انفعالاتی که درون فضا اتفاق می‌افتند برمی‌خیزد؛ مانند خانه‌ها، شرکت‎‌ها یا مکان‌های تفریحی؛ در مقابل معناها نیز ادراک‌ها و فعل و انفعالات بعدی را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

طراحی فضاهای داخلی نیاز به در نظر گرفتن این فرآیند معناسازی دارد. هنگام طراحی فضای داخلی، طراح ( یا معمار) مستقیما با کارفرمایان و کاربران کار می‌کند تا فضای داخلی موجود (یا تصور شده) را در دست گیرد و متحول کند. دانش‌های گوناگونی در این فرآیند وارد می‌شوند. نقش ابعاد تکنیکیِ فضا، مانند کیفیت هوا و اشیای مادی در طراحی به خوبی شناخته شده است، اما اینکه ابعاد ضمنی چطور فرآیند طراحی را شکل می‌دهند، کمتر فهمیده شده است.

در عمل، ابعاد ضمنیِ تجربه درون فضا و بین افراد، اغلب به چگونگی تکامل طراحی شکل می‌دهد. تجربیات و پس‌زمینه‌های مختلف با یکدیگر فضاهای داخلی را به مکان‌های داخلیِ زیبایی‌شناسانه و کارکردی تبدیل می‌کنند. این تجربیات برای کاربر هم بیرونی و هم درونی هستند و طی آن‌ها افرادی که از فضا یعنی جایی که در آن زندگی می‌کنند و از طریق ارتباطات متقابلی که با دیگران دارند مشارکت اجتماعی می‌جویند، استفاده می‌کنند، به آن معنا می‌دهند. 

 

تجربه‌ی زیسته و طراحی فضای داخلی

تجربه‌ی زیسته و طراحی فضای داخلی

منبع:  Journal of Research Practice

 

[۱] Subjective آنچه وابسته به ذهن و آگاهی ذهنی است؛ که معمولا در برابر امر اُبژکتیو که وابسته به عینیت بیرونی- یعنی بیرون از سوژه- است، تعریف می‌شود.

[۲] Case study

[۳] Dynamic

[۴] Ecological cognition 

نور پردازی

نور پردازی بخش بسیار مهمی از طراحی است چرا که تمام آنچه در نیمی از زمان-شب ها-دیده میشود وابسته به نحوه نور پردازی ساختمان خواهد بود.

عموما نور پردازی ساختمان به دو بخش نورپردازی های داخلی و نور پردازی های داخل ساختمان تقسیم می شوند.

نرده و حفاظ استیل

نرده هاو حفاظ ها در ابتدا صرفا به منظور رعایت اصول ایمنی در صنعت ساختمان بکار گرفته می شد ولی از آنجایی که امروزه زیبایی و جذابیت تک تک عناصر بکار بده شده در فضای داخلی و خارجی ساختمان امری مهم تلقی می شود،کم کم ردپای نرده و حفاظ استیل یا دکوراتیو در ساختمانها نمایان شد.

مزایا و معایب کفپوش اپوکسی

 

بخش دوم

معایب پوشش اپوکسی

موقتی بودن

یکی از عمده‌ترین معایب پوشش اپوکسی، آن است که روشی موقت است. اگرچه پردوام و مقاوم است، بالاخره باید آن را تعویض کنید. برخلاف دیگر روش‌های کف، استفاده‌ی هرروزه از آن باعث ضایعاتی روی آن می‌شود. برای آنکه همه چیز خوب به نظر برسد، نیاز است که یک پوشش اپوکسی جدید بر روی آن نصب گردد. این کار اجتناب‌ناپذیر است، خصوصا اگر چیزهای سنگین بر روی سطح کف انداخته شوند. تَرَک‌ها می‌توانند گسترش پیدا کنند و ورقه‌ ورقه شدنشان هم مسئله‌ی بسیار شایعی است. اگرچه این ورقه‌ها در ابتدا مزاحمتی کوچک به نظر می‌رسند، می‌توانند در نهایت منجر به پوسته پوسته شدن بخش بزرگی از کف شوند. عبور چرخ‌های دستی و  چرخ‌ابزارها  می‌تواند ناحیه آسیب‌دیده را گسترش دهد و در این موارد کف باید تعمیر شود.

 

لغزندگی

کف‌های اپوکسی در مقابل سر خوردن نسبتن مقاومند. اما این موضوع همیشگی نیست. زمانی که کفپوش با روغن یا آب پوشیده شود، می‌تواند بسیار لغزنده و درنتیجه خطرناک باشد. بنابراین در نواحی‌ای که در معرض مایعات و آب هستند استفاده از این نوع کفپوش انتخاب مناسبی نیست و این مورد یکی دیگر از اشکالات آن است . اگرچه می‌توانید با استفاده از بافتی پارچه‌ای بر روی کف، این ریسک را کاهش دهید.

 

آماده‌سازی

آماده کردن کف حاضر برای نصب اپوکسی بر روی آن کاری مشقت‌بار  و زمانبر است. کف سیمانی پیش از قرار داده شدن پوشش اپوکسی بر روی آن، باید پاکسازی شود و از هرگونه گریس، روغن و حلّالی عاری گردد. تَرَک‌ها نیز باید پر گردند. پاکسازی کف‌های سیمانی نیاز به چندین بار تلاش دارد. همه‌ی این کارهایی که برای آماده‌سازی نصب کفپوش اپوکسی انجام می‌شود، از اشکالات آن است.

خبر خوب این است که با پیشرفت در تولید و روش‌های نصب،  صاحبان خانه با استفاده از ابزارهای دستی می‌توانند در کمترین زمان کف را با اپوکسی بپوشانند.

 

نصب

به جز آماده‌سازی گسترده برای آماده کردن سیمان، خود قرار دادن پوشش اپوکسی هم فرآیند زمانبری است. همچنین چندین روز طول می‌کشد تا به خوبی خشک شود. علاوه بر این، تا قبل از خشک نشدن پوشش قبلی نمی‌توان پوشش بعدی را بر روی آن قرار داد.

 

بو

اپوکسی خیس بخارات قوی‌ای دارد. اپوکسی‌هایی با رنگ‌های تیره‌تر بیشتر از اپوکسی‌هایی با روشنتر سخت‌کننده دارند و پس از قرار گرفتن روی کف بوی آمونیاک از آنها بلند می‌شود.

 

حساسیت

کفپوش اپوکسی نیاز دارد تا دقیقا بر اساس جهت‌ها نصب شود. اگر این کار به خوبی انجام نشود، کفپوش آنقدر که باید عمر کند، نخواهد ماند. همچنین در این صورت پوشش به راحتی کنده می‌شود. پاک کردن اسپری رنگ از روی آن بسیار مشکل است. پوشش تنها باید زمانی از سال بر روی کف قرار داده شود که سطح رطوبت پایین است. این موضوع به این خاطر است که نم می‌تواند بر روی دوام این کف‌ها موثر باشد.

 

چسبندگی

کف سیمانی باید پیش از قرار دادن اپوکسی کاملا خشک، آماده و پاکسازی شده باشد تا از مشکلات چسبندگی جلوگیری شود. اپوکسی در محیط نم‌دار مانند زیرزمین به خوبی نمی‌چسبد. رنگ اپوکسی اگر در محیط دم‌دار بر روی کفی نم‌دار قرار گرفته شده باشد، پوسته ‌پوسته می‌شود.

 

نم

چون زمانی که اپوکسی نصب شد دیگر هوا در آن جریان ندارد، هر رطوبتی که در زیر سطح باشد با تبخیر شدنش می‌تواند برای این پوشش مشکل‌ساز باشد. این مشکل می‌تواند منجر به آماس کردن این پوشش شود که به همین  خاطر در برخی موارد کف نیاز به تعمیر یا کف‌سابی پیدا می‌‌کند.

 

هزینه‌های جانبی

صاحب‌خانه‌ها باید اسیدهای مخصوص پاکسازی و مواد شیمیایی دیگری بخرند تا مطمئن شوند اپوکسی به کف چسبیده می‌ماند. همچنین نیاز است پوشش محافظ مخصوصی خریداری شود و همچنین محافظ چشم و ماسک تنفسی برای زمانی که از این مواد شیمیایی استفاده می‌شود. این موضوع نه تنها مقدار زمان و انرژی مصرفی را افزایش می‌دهد، بلکه در برخی موارد می‌تواند هزینه‌ها را هم بیافزاید.

 

برداشتن

وقتی اپوکسی بر روی کف قرار داده شد، تغییر رنگ یا طرح‌اش می‌تواند با تلاشی طاقت‌فرسا و  پرهزینه همراه باشد. در موقعیت‌هایی که نیاز است کف تعمیر شود، برداشتن این پوشش بسیار مشکل است.

 

استفاده از پوشش‌های اپوکسی برای کف مزایا و معایب فراوانی دارد.  شدیدا پیشنهاد می‌شود که پیش از تصمیم‌گیری در این مورد با یک پیمانکار مشورت شود تا آنالیزی از کف محل مورد نظر شما انجام دهد. متخصص همچنین می‌تواند تحمل‌پذیری کف شما نسبت به رطوبت را بسنجد تا ریسک لایه لایه شدن کف کاهش پیدا کند.

 

پوسته پوسته شدن کف‌پوش اپوکسی

پوسته پوسته شدن کف‌پوش اپوکسی

 

منبع: blue& green tomorrow

مرتبط: مزایا و معایب کفپوش اپوکسی بخش اول و  روش‌های کف‌سابی و ترمیم سنگ