زندگی در ارتفاع

نویسنده: آدام هیگینبوثم

بخش هفتم و پایانی

جهان بالای طبقه‌ی چهلم جهانی ساکت است؛ جایی که خلوت تقریبا کامل است و شورانگیز. « وقتی میای پایین تو خیابون، همه‌ش جر و بحث و سر و صدا می‌شنوی. ماشینا و بوقا و آژیرا. اون بالا هیجی نمی‌شنوی.» این‌ها را اندی هورتون به من می‌گوید. ادامه می‌دهد: « فقط تویی و همکارت. می‌تونین درباره‌ی هر چیزی حرف بزنین. می‌تونی با خودت حرف بزنی. هیچکس قرار نیست سرت داد بزنه.»

در گذشته، پنجره‌پاک‌کن‌هایی که ساعتی کار می‌کردند، به خاطر کم‌کاری بدنام شده بودند. کارفرمایان برای کار تمام وقت پول پرداخت می‌کردند اما می‌پرسیدند که کار واقعن چقدر زمان می‌برد. « این قبلا یه چیز نانوشته بود. – به خاطر اینکه اون بیرونی و داری یه کار پرریسک می‌کنی، اونا یه جور دیگه فکر می‌کنن.» این‌ها را اندی هاک توضیح می‌دهد. سُنتا، پنجره‌شویی در ساختمان‌های تجاری صبح‌های زود آغاز می‌شود تا موجب سلب آسایش  مستأجرین نشود و در تابستان به این خاطر که دمای شیشه‌ی تیره می‌تواند به صد درجه‌ی فارنهایت [۱] در یک بعد از ظهر برسد، تا کمتر در معرض تابش مستقیم آفتاب باشند. حتی روز کاری یک شیشه‌شوی می‌تواند ۶ صبح آغاز شود و  چهار ساعت بعد به پایان برسد. « این شغل یه زمانی بهترین کار پاره‌وقت بود؛ حتی تا همین ده پونزده سال پیش. می‌تونستی چکت رو همون موقع نقد کنی.» این‌ها را اریک براون به من می‌گوید.

اما فرهنگ این شغل کم‌کم تغییر کرد. رکود اقتصادی منجر به دوره‌های پاکسازیِ دیر به دیر در ساختمان‌های بزرگ، استخدام خدمه‌ی دائمی کمتر و تعدیل نیرو شد. بسیاری از پنجره‌شوی‌های کهنه‌کار دیگر انتظار ندارند فرزندانشان حرفه‌ی آن‌ها را دنبال کنند: پسر باب منزر در موسسه فناوری مد [۲] تحصیل می‌کند و برنامه دارد که عکاس بشود. راون براون می‌گوید شک دارد پسرش که از دانشگاه راتگرز در رشته‌ی اقتصاد فارغ‌التحصیل شده است، حرفه‌ی او را ادامه بدهد. او می‌گوید: « من بهش اجازه نمی‌دم.  خودشم کشته مرده‌ی ارتفاع نیست.»

ظاهرا کار مردان سطل آب به دست همچنان خارج از دسترس فناوری باقی مانده است. اگرچه تولیدکننده‌ی شیشه، پیلکینگتون [۳] ، پنجره‌‌هایی با پوشش خودپاک‌شونده که با نور خورشید تسریع می‌شود، توسعه است و دانشمندان آلمانی و ژاپنی ربات‌های نماشوییِ گران‌قیمتی ساخته‌اند هیچ کدام هنوز پایگاهی در نیویورک پیدا نکرده‌اند. در آخر سال ۲۰۰۹، شرکت ترکتل بزرگترین قراردادش تا به امروز را امضا کرد: طراحی و اجرای داربستی که به پنجره‌شوی‌ها اجازه می‌دهد که از شیشه‌ی منشورمانند شیبدار نمای ۱۰۴ طبقه‌ی شیشه‌ای مرکز تجارت جهانی دیوید چایلد پایین بیایند، که در سال ۲۰۱۴ تکمیل می‌شود.

تا آن موقع بلندترین ساختمان شهر رسما همان ساختمان شماره‌ی ۳۵۰ خیابان پنجم [۴] باقی می‌ماند. در  آسمان صاف و بی‌ابر یک صبح ماه نوامبر، جایی که  دربان در بیرون می‌گوید: « به ساختمان امپایراستیت خوش آمدید! جشم‌اندازی ۵۰ مایلی [۵] ! » من به همراه ران زایبیگ و جویی فیتزجرالد تا طبقه‌ی ۱۰۲ ام بالا می‌روم؛ رصدخانه. جایی که بازدیدکنندگانی که چشم‌انداز را تحسین می‌کنند.، از آن می‌گذرند. دری ناشناس  و سفیدرنگ را باز می‌کنیم و راه‌پله‌ی فلزی را تا اتاقی کوچک و گرد بالا می‌رویم. این جا در طبقه‌ی ۱۰۳ ام، اشعه‌ی آفتابی روشن از میان دو در شیشه‌ایِ باریک عبور می‌کند: بلندترین پنجره‌های نیویورک. زایبیگ قفلی را که در شرقی‌تر  را می‌بست باز می‌کند و فیتزجرالد بر روی راهی باریک قدم می‌گذارد، شاید به عرض ۱۸ اینچ [۶]، که به وسیله‌ی دیواری سیمانی که تا ران‌های اوست، محدود شده است.

« بجنب، بام دنیا اینجاس.» فیتزجرالد می‌گوید. نسیمی سبک، میان دکل تلویزیون و آنتن‌ها، بالای سر ما  تلق و تولوق می‌کند؛ شهر در زیر مانند مینیاتوری پرجزئیات و عکسی ماهواره‌ای  پدیدار می‌شود. فراتر از دیواره، گویی خلأیی آنی و بی‌پایان دهان باز کرده است. کف دستم از عرق می‌سوزد و من طوری زانوهایم را بغل گرفته‌ام که می‌تواند نشانه‌ای از ترس خالص قلمداد شود.

« فقط تو نیستی.» فیتزجرالد می‌گوید. « همه اینجا می‌ترسن.»  من با خودم درگیرم تا بایستم؛ فیتزجرالد سطل و وسایلش را بلند کرده و دور باریکه‌ای رو به سنترال پارک [۷] تقلا می‌کند، جایی که شروع کرده است تا شیشه‌ای که به خاطرش تا اینجا آمده است را با صابون بشوید. پنجره‌شویی در ساختمان امپایراستیت به صورت طبقه به طبقه برنامه‌ریزی شده است و هیچ گاه متوقف نمی‌شود. « ما یه برنامه‌ی همیشگی داریم، از بالا شروع می‌کنیم میایم پایین.» این را زایبیگ می‌گوید. ادامه می‌دهد: « جایزه‌مونم اینه که برگردیم بالا و دوباره شروع کنیم.» 

 

پنجره‌شویی بر فراز امپایراستیت بلندترین ساختمان نیویورک تا پیش از سال 2014

پنجره‌شویی بر فراز امپایراستیت بلندترین ساختمان نیویورک تا پیش از سال ۲۰۱۴

منبع:  مجله‌ی نیویورکر

 

 مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم، بخش ششم

[۱] سی و هشت درجه‌ی سانتیگراد

[۲] Fashion Institute of Technology

[۳] Pilkington

[۴] منظور ساختمان امپایراستیت است.

[۵] حدود ۸۰ کیلومتر

[۶] حدود نیم متر

[۷] Central Park

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*