فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش چهارم

مطالعه‌ی موردی

مطالعه‌ای که توسطِ سه دانشجویِ سالِ ‌آخری به عنوانِ پروژه‌ی نهاییشان بر عهده گرفته شد، در استودیوی طراحی بحث‌های زیادی ایجاد کرد. این دانشجویان جذبِ قرائت‌های [۱] من از لوفور و دیگر فیلسوفان و علاقه‌ی پژوهشی‌ام به فهمِ اینکه فضاها چگونه می‌توانند با روش‌های پر‌معناتری طراحی شوند، شده بودند. دانشجویان از نظریه‌ی طراحیِِ فضا استفاده کردند تا از روشِ معمولِ پروژه‌های استودیوی طراحی فراتر بروند. هنگامی که با ورود به صنعتِ طراحیِ داخلی در انتهای تحصیلشان با عدمِ اطمینان روبرو شدند، این دانشجویان امید داشتند تا با پایه‌ریزیِ دانششان به کمکِ چهارچوبی بر مبنای تئوری، طراحانِ آگاه‌تری [۲] شوند. پس از سه هفته مطالعه و بحثِ فشرده در موردِ کتابِ تولیدِ فضای لوفور، قرائت‌هایی از برونو لاتور و پیتر اسلوتردایک و بازبینیِ قرائتی از نظریه‌ی روایت، پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی، دانشجویان پروژه‌ی فردیِ نهاییشان را طوری سازگار کردند تا به رویکردی جدید در به چالش کشیدن و پرسش از تفکرِ موجودِ طراحی امکان بدهند. هدف آن بود که بررسی شود آیا آگاهی‌شان با دانشِ نظریِ عالی‌تر  تغییر می‌کند و به پرسش از طراحی‌هایشان می‌انجامد تا خروجی‌‎های پرمعناتری عرضه کند و از ارزش‌های درونی (داخلیت) ، معنای فضا و چگونگی تفسیرِ انسان‌ها از محیط‌ها آگاه شود؟ و چگونه؟

این پروژ‌ه‌ی دانشجویی کاملاَ بر اساسِ قرائتی از برونو لاتور و کتاب تولیدِ فضا از لوفور است. لاتور و یاونا در این مورد بحث می‌کنند که مشکلِ ساختمان‌ها آن است که شدیداَ ایستا به نظر می‌رسند. به نظر ناممکن می‌رسد که آنها را به عنوان یک جنبش و زنجیره‌ای از دگردیسی‌ها دریافت. اگرچه این را می‌دانیم که یک ساختمان زمانی که ساخته شد، چیزی ایستا نیست. ساختمان کهنه می‌شود، توسطِ کاربرانش دگرگون می‌شود، با اتفاقاتی که داخل و بیرونش می‌افتد اصلاح می‌شود و می‌تواند طوری دگرگون شود که برای ما از حالتِ قبلی‌اش قابل شناختن نباشد. هر  زمان ساختمانی و فضایی داخلی را می‌بینیم، در زمانِ واقعی ثابت شده است. لاتور و یاوانا قدرتِ بُعدبخشی ( که در رنسانس اختراع شد) را به عنوانِ عاملی احتمالی در اینکه ایده‌ی ساختمان را  به عنوانِ چیزی ایستا به ذهن متبادر می‌کند، مقصر می‌دانند. در واقع، این تصور با مدل‌های کامپیوتریِ تولید شده از ساختمان‌ها تفاوتی ندارد. تصاویرِ سه ‌بعدی از فضا، توهمِ فضای داخلیِ بی‌نقض را به و جود می‌آورد، اما در این میانه، ذینفعانِ خشمگین و خواسته‌های متعارضشان کجا هستند؟  تمامِ آن محدودیت‌های ناشی از قوانینِ ساختمان و برنامه‌ریزی کجا هستند؟ محدودیت‌های بودجه را کجا می‌توان مشاهده کرد؟ حرکتِ ادامه‌دار ( که یک ساختمان را می‌سازد) طبق نوشته‌های لاتور و یاوانا، تنها در صورتی قابل رؤیت‌ است که زنجیره‌ای از تصاویرِ ثابت‌شده و در پیِ هم آمده از طول عمرِ یک ساختمان را در اختیار داشتیم. مجهز به قرائت‌هایی از تولیدِ فضا، جایی که لوفور درباره‌ی فضا به عنوانِ فضای اجتماعی بحث می‌کند و با کمکِ دانشِ از قبل بدست آمده از نظریه‌ی روایت، دانشجویان این کار را انتخاب کردند که در طولِ یک ترمِ تحصیلی فضایی آشنا را دیده‌بانی [۳] و ثبت نمایند. تاکید بر این بود که تفسیرِ انسانی از محیط، چگونگیِ استفاده از فضا و تعامل با آن و اینکه چگونه در طولِ زمان تغییر می‌کند را بفهمند. این مهم با قرار دادنِ یک دوربین ( همان طور که لاتور پیشنهاد می‌دهد)  که هر یک ساعت یک عکسِ ثابت را در طولِ بیست هفته ضبط نماید، به دست آمد.   

 فضا برای این  دانشجو بسیار آشنا بود- اتاقِ نشیمنِ خانواده‌اش.  فضایی بود که مدت زیادی در آن زندگی شده بود و برای سال‌ها هیچ دگرگونی‌ای را تجربه نکرده بود. فضایی بود که خانواده در آن جمع می‌شدند، مرکزِ اجتماعیِ خانه. این فضا با ترکیبِِ دستچینی از اثاثیه، لوازم و تزئینات مبله [۴] شده بود. دانشجو این فضا را به عنوانِ ترکیبی خلاقانه که الهام‌بخش، انرژی‌بخش و به وجود آورنده‌ی با هم بودن است و احساس خانه را به فرد می‌دهد، توصیف می‌کند. به عنوانِ فضای اجتماعیِ اصلی در محلّ سکونت، از این بخش به عنوان اتاقی برای موسیقی نیز استفاده می‌شود. پیانویی عظیم  و چندین سازِ زهی در آنجا قرار داده شده‌اند. این خانواده علاقه‌مندند تا در عصرهای یکشنبه گردِ هم بیایند و موسیقی بنوازند. نیمی از این فضا به آشپرخانه و محلّ ناهارخوری راه داشت اما به اندازه‌ی کافی اختصاصی و محصور بود که خصوصی بودنش حفظ شود. اثاثیه به گونه‌ای چیده شده بود تا با طرح‌بندیِ اتاق متناسب باشد؛ کارکردی بود اما به هیچ وجه نوآورانه نبود. اتاق که ۵۴ متر مربع مساحت داشت با پیانوی عظیم بخش‌بندی شده بود که در کنار یک پنجره‌ی بزرگِ رو به باغ قرار داده شده بود. مابقیِ قضا یا یک ست مبلمان، میزِ قهوه و چندین قفسه‌ی کتاب پر از کتاب، مبله شده بود. بخشی از کف چوبی‌اش با فرشی شرقی پوشیده شده بود. دیوارها اگر با قفسه‌های کتاب پوشیده نشده بودند، دسته‌ای از کارهای هنری را نمایش می‌دادند که از نقاشی‌های رنگِ روغن در آنها بود تا حکاکی‌ها و عکس‌ها.  در اینجا نورِ روز به فراوانی به درون می‌آید و با نورهای مصنوعیِ قابلِ تنظیم تکمیل می‌شود.

هدف آن بود تا نحوه‌ی استفاه از اتاق مورد مشاهده قرار بگیرد و اینکه جنبش و تعامل در فضا برای ۱۰ هفته به مدت ۲۴ ساعت در فاز اول و دو مرتبه به همین ترتیب در فازِ دوم به مدت ۱۰ هفته ضبط گردد. در انتهای ده هفته، دانشجو استوری‌بردهایی را که آداب و مراسم زندگیِ خانواده‌اش را برجسته می‌کردند در کنار هم قرار داد. نما‌های ثابت‌شده چیزی را که انتظار می‌رفت و پیش‌بینی می‌شد را آشکار کردند؛ فضایی اجتماعی با افرادی که می‌آمدند و می‌رفتند، مهمانیها، دورهمی‌های موسیقی، اوقاتِ ساکتِ مطالعه، زمان‌های صرفِ قهوه، اوقاتِ گفتگو و خالی بودن؛ فضایی بسیار استفاده‌شده و بسیار دوست داشته‌شده. تغییر در ادراک از فضا به آنچه می‌دانیم، آنچه می‌بینیم، آنچه تجربه می‌کنیم بستگی دارد. آیا دانشجو پیش از انجامِ این آزمایش، ادراکِ مشابهی از فضا داشت؟ آیا این آزمایش با بازتابِ درونیِ تجربه‌ی زندگیِ خودش، آگاهی‌اش را تغییر داده است و با این تجربه‌ی اخیر مرتبط کرده است؟ اگر به او این امکان داده شود که این فضا را بازطراحی کند، او چگونه این کار را انجام خواهد داد؟ این‌ها پرسش‌هایی بود که این دانشجو تلاش کرد در طولِ فازِ دومِ پروژه‌اش به آنها پاسخ بدهد.

 

اتاق نشیمن، پویاترین فضای اجتماعی در خانه

اتاق نشیمن، پویاترین فضای اجتماعی در خانه

 

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

منبعِ عکس: Photo by gaswizard 

 

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ دوم، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ سوم، دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

 

[۱] readings

[۲] better informed designers

[۳] monitor

[۴] furnished

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*