بازسازیِ ویرانه‌های تاریخی به خانه‌های مدرن

کلبه‌ی کرافتر، اسکاتلند

کلبه‌ی کرافتر، اسکاتلند

 

همان ذهن‌های خلاقی که به صورتِ مجازی [۱] خانه‌ی اسپرینگفیلدِ سیمپسون‌ها را به مجموعه‌ای از سبک‌های معمارانه بدل کردند ، حالا با دسته‌ی دیگری از پروژه‌های طراحیِ خیالیِ چشمگیر بازگشته‌اند.

طراحانِ گرافیک در  استودیوهای نئومَم کارهای فوتوشاپیِ متنوعی از ویرانه‌های تاریخی که بقایای محل ویرانه‌ها را به شکلِ خانه‌ها مدرنِ لوکس نمایش می‌دهد، آفریده‌اند. این پروژه نه تنها بر روی زیباییِ پیشینِ این فضاهای رها شده تاکید می‌کند، بلکه برای هر کس که به دنبال در اختیار گرفتن و حفظِ محلّ یک ویرانه باشد، بسیار الهام‌بخش است.

 

ویرانه‌هایی در فیلیپین

ویرانه‌هایی در فیلیپین

 

در میانِ سازه‌هایی که ترمیمِ دیجیتالی شده‌اند: یک محلّ ویرانِ سابقاَ توخالی در فیلیپین که روزآمد شده است تا شاملِ سازه‌‌ی داخلی مستحکم  و یک باغ‌بامِ [۲] مسقّف شود،  یک محلّ سکونتِ بیابانیِ رها شده در استرالیا که به عزلتگاهی [۳] بابِ روز که با جعبه‌ی گُلی [۴] که از یک ماشینِ زنگ‌زده ساخته شده، کامل شده است، یک نقطه‌ی رها شده‌ی دیگر در آریزونا که به صورتِ یک خانه‌ی مدرنِ عمدتاَ شیشه‌ای  با ماشین‌رویی مارپیچ و گیاهان اطرافش به تصویر کشیده شده است، کلبه‌ی پوشیده از سنگِ کرافتر [۵] در اسکاتلند که به شکلی روزآمد شده است تا شاملِ بامی تعمیر شده و  اتاقِ زیرشیروانی‌ای دنج باشد، یک قلعه‌ی روی تپه در ایتالیا که با مجموعه‌ای از پنجره‌های شیشه‌ای مدرنیزه شده است و خانه‌ی چاچامبا  در کوه‌های پرو که به صورتِ مجازی با یک پنجره‌ی سقفی با استفاده از سنگ‌های دیواریِ موجود به عنوانِ پایه‌اش، سه سازه به هم متصل شده‌اند.

 

قلعه‌ی دی‌آرکو در ایتالیا

قلعه‌ی دی‌آرکو در ایتالیا

 

پیش از این نیز استودیوی نئومَم دستکاری در طراحیِ استادانه‌ی مشابهی را برای محموعه‌ای از ویرانه‌های باستانیِ مشهور انجام داده بود که شاملِ پارتنون، هرمِ خورشیدِ مکزیک و هرمِ نُهُچ‌مول، معبدِ ژوپیترِ ایتالیا و ناحیه‌ی ساکرا دی‌لارگوی آرژانتین، باروی ۳۹ در انگلستان و معبدِ لوکسورِ مصر می‌شوند.

استودیوی طراحی همچنین نقشه‌ی طبقات برخی مکان‌ها در شماری از سریال‌های تلویزیونیِ محبوب  را  برایمان فراهم آورده است.

 

منبع: apartment therapy 

مرتبط: چگونه برنامه‌های بهسازی نما می‌تواند برای اجتماع سودمند باشد و  ترمیم نمای ساختمان‌ های تاریخی ؛ کاهش ریسک مواد ترمیم‌کننده

 

[۱] virtually

[۲] roooftop garden

[۳] remote scape

[۴] flower box

[۵] stone-clad Crofter’s Cottage

فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش پنجم و پایانی

فازِ دومِ پروژه‌ی این دانشجو به اون این امکان را داد تا به کاستی‌های ادراک‌شده‌ی فضا ( اگر در واقع وجود داشتند) اشاره نموده و فضا را بازطراحی کند. او در ابتدا با کمک نرم‌افزار سه‌بعدیِ طراحی در کامپیوتر بازنماییِ‌ای دیداری از  فضا را بازآفرینی کرد. تمام چنین نرم‌افزارهایی در دسترسِ او بودند ولی او به دلیلِ آن که بیشترین آشنایی را  با نرم‌افزارِ تری-دی مکس داشت، استفاده از آن را انتخاب کرد. با انجامِ چنین کاری، او حالا یک بازنمایی از فضا ایجاد کرد- سطحِ دومِ تفسیرِ لوفور از فضا- یک فضای مفهومی‌شده، فضایی بدونِ زندگی، صرفاَ یک انتزاع. چنانکه پیشتر به صورتِ خلاصه بیان شد، این سطح از فضا همانی است که عمدتاَ توسطِ دانشجویانِ طراحی تجربه می‌شود و این خطر را دارد که چنین تفسیر شود که فضایی خالی است که نیاز به پر شدن دارد. برای کاهشِ این خطر، این دانشجو احساس کرد که از کار کردن با کامپیوترش در خودِ آن فضا و انداختنِ تصویرِ بازنمایی‌اش بر روی دیوارِ اتاقِ نشیمن بهره خواهد برد، که به خانواده‌اش این امکان را داد که درباره‌ی این بازنمایی نظر بدهند و آن را نقد کنند. مجهز به یافته‌های پژوهش و آگاهی‌یافته به کمکِ نظریه، دانشجو تلاش کرد تا با پرسیدنِ نقّادانه از چگونگیِ زندگی‌مان در فضا، آن را بازطراحی کند. او به این نگاه کرد که ذینفعان با تعیینِ کارکردهای متفاوت درونِ فضا و تلاشِ آگاهانه برای تغییرِ فضای موجود به فضاهای جداگانه با فعالیت‌های مختص به خودشان- گفتگو، خواندن و موسیقی، این‌ها سه فعالیتِ عمده‌ای بودند که در این فضا در طول ده‌ هفته پایش، مشاهده شدند- چگونه در این فضا زندگی می‌کنند. از آنجا که تاکید بر روی فرآیند بود و نه محصولِ نهایی، این فضاها فضاهایی موقتی و قابلِ تعویض با یکدیگر بدون زحمت چندانی تلقی شدند. آزمایشِ او شاملِ تغییر در پویاییِ [۱] اتاق با تغییر دادنِ این بخش‌ها بود. در مدلِ سه‌بُعدیِ او جای دو بخش را تغییر داد ( ناحیه‌ی استراحت و ناحیه‌ی موسیقی). ناحیه‌ی استراحت حالا نزدیک به پنجره‌‌ی بزرگی که  چشم‌اندازی رو به باغ داشت بود و ناحیه‌ی موسیقی جایی بود که قبلاَ ناحیه‌ی استراحت در آنجا بود. تغییرِ سوم شاملِ جابجاییِ تمام قفسه‌های کتاب با محتویاتشان به شکلی بود که اتاق را به دو قسمت تقسیم کنند. قفسه‌های کتاب به نوعی به عنوان دیوار، تقسیم‌کننده‌ی اتاق و به لحاظِ دیداری جداکننده‌ی دو فعالیت از یکدیگر، کارکرد داشتند.  او این تصویر را با همان رنگ‌ها و موادی که در طرحِ اصلی به کار رفته بودند، تکمیل کرد. سپس، شبیه‌سازیِ نهایی بر روی دیوارِ اتاقِ نشیمن نمایش داده شد که به کاربران امکان می‌داد تا فضای دگرگون شده را برای یک هفته [به این صورت]  تجربه کنند. مرحله‌ی سوم و نهایی شامل بازسازماندهیِ فضا به شکلِ فیزیکی بود. این کار با تغییرِ  طرح‌بندیِ با توجه به نقشه‌ی طراحی‌شده و پایش و ثبتِ فضا در طولِ ده هفته‌ی دیگر با استفاده از قاب‌های ثابت‌شده [۲] بود.

 

نتیجه‌گیری و  تامل بر روی مطالعه‌ی موردی

به عنوانِ فعّالانِ این حرفه ما مشکلاتِ طراحی برای انسان‌ها که از فضا استفاده و در آن زندگی می‌کنند را حل می‌کنیم.  ما نیازهای آنها را با فهمِ چگونگیِ استفاده از پژوهش برای کمک به شناساییِ و شفاف‌سازیِ رابطه‌ی رفتارِ انسانی و محیطِ مصنوع در نظر می‌گیریم؛ چه کارکردی باشند، چه اجتماعی، چه روانشناختی، چه محبطی.  به عنوانِ یک پروژه‌ی طراحی، ما احتمالن می‌توانیم نتیجه بگیریم که این مطالعه‌ی ‌موردی یک شکست بوده است. محدودیت‌های بسیار زیادی بر این مطالعه وارد شده است، شاملِ دوره‌ی زمانی که برای پایش هر تغییرِ قابلِ توجهی ناکافی بوده است. اما این کار به صورت خالص یک فعالیتِ طراحی نبوده است. این پروژه حالتِ تجربه‌گرایانه داشته است. تجربه‌ای آموزنده برای بدست آوردنِ حسّ عاملیت درونِ عملِ طراحی؛ عاملیتی که طراحیِ داخلی به صورتِ بالقوّه آن را در جهان داراست. این تجربه، چگونگیِ تصورِ این دانشجو از طراحیِ داخلی در عمل، را تغییر داده است. در اصل، آنچه این دانشجو آموخت یا آنچه این تمرین  انجام داد آن بود که  به صورتِ هستی‌شناسانه [۳]  آنچه او درباره‌ی طراحیِ فضا فکر می‌کرد را تغییر داد. این دانشجو شیوه‌ی تفکرش را تغییر داد و به یک معنا دستخوشِ یک دگرگونیِ شخصی در ارتباط با چگونگیِ تعاملش با پروژه‌های طراحیِ داخلی شد. او از رویکردِ طراحیِ کاربردیِ [۴] پیشینِش ( طراحیِ یک فضا و قرار دادنِ افراد و اشیاء در آن) به رویکردی که به نظریات و روش‌های مطرح‌شده این امکان را می‌دهد تا رویکردی را برسازند که افراد و فضا را به هم متصل می‌کند.

در تمامِ طولِ فازِ طراحی، دانشجو بر این موضوع صحه می‌گذاشت که تفکّر طراحی به عنوانِ یک مهارت مختص به کسانی که آموزشِ طراحی دیده‌اند نیست. همه‌ی ما هر روز در تمام کارهایی که انجام می‌دهیم با تصمیماتِ طراحی روبروییم، از انتخابِ لباسی که می‌پوشیم تا چگونگیِ چینشِ میزِ کارمان. در رابطه با فضاهای مصنوع،  فضا توسطِ انسان‌هایی که در آن زندگی‌هایشان را می‌سازند، تولید و بازتولید شده است. فضا توسطِ افرادی که در آن ساکن می‌شوند تولید می‌شود و تحتِ تاثیرِ افرادی که آن را طراحی و تولید می‌کنند قرار می‌گیرد. اگرچه این پر.ژه ماهیتی فرضی داشت، هدفِ دانشجو آن بود که ثابت کند اگر فضاها فضاهایی اجتماعی هستند، آیا تغییرِ چشمگیر در طرح‌بندیِ فضا  اهمیت دارد؟ آیا مهم است که اتصالِ دیداریِ کارکردهای درونِ فضا از دست برود؟ آیا تاثیرِ طراح هیچ اثری بر چگونگیِ تعاملِ افراد با محیطشان می‌گذارد؟ یا اینکه « تعاملِ اجتماعیِ» یک فضا چنان قدرتمند است که هر فضای در نظر گرفته شده‌ای امکانِ آنکه یک فضای اجتماعی خوانده شود را می‌دهد، حتی اگر بازنماییِ فضا باشد؟

در آخرین هفته‌های ترمِ تحصیلی، دانشجو پروژه‌ی اصلیش را بازبینی کرد، یک فضای تجاری.  خلاصه تغییری نکرده بود و سفارش‌دهنده برای دیدنِ پروپوزالِ طراحیِ نهایی بی‌تابی می‌کرد. اگرچه، بیست هفته‌ی آخرِ ترم طرزِ تفکرِ این دانشجو را تغییر داده بود و او نمی‌توانست در یک پروژه‌ی پیشتر آغازشده مشارکت کند. به جایش، او خلاصه‌ای در پاسخ به سفارش‌دهنده نوشت و تغییرات چشمگیری را ارائه کرد. با نگاه کردنِ به پژوهشِش، با روبرو شدن با خودِ درونی‌اش و با تحلیلِ نقّادانه‌ی نظریه‌های مطرح‌شده در طراحیِ فضا، این دانشجو رویکردش را به فرآیندِ طراحی تغییر داد و به صورت نقادانه این پرسش را مطرح کرد که ما چگونه در فضاها زندگی می‌کنیم و فضاها تا چه حد توسطِ خودِ افراد تولید می‌شود.

ساختمان‌ها به عنوان اشیایی نهایی عمل نمی‌کنند، بلکه به عنوانِ فرآیندی ویژه، با هر استفاده‌ای که در آینده‌ی نامعلوم ممکن است داشته باشند، نه به عنوانِ حاملی صُلب بلکه به عنوان تسهیل‌‎کننده‌ی جریان.

در حالیکه طراحیِ داخلی همچنان بدونِ هویتی واضح است و بسیاری برای آن شأنی پایینتر از معماری قائلند، باید تلاش بیشتری صورت بگیرد تا جایگاهش را بالا ببرد و خود را به عنوانِ رشته‌ای که می‌‎تواند با تغییر روبرو شود عرضه نماید. سمت و سوی حرکتِ طراحیِ داخلی باید از هویتی حرفه‌ای به جایی باشد که امکانِ کشف حسی گسترده‌تر نسبت به خود را بدهد و چیزی که برای پرورشِ یک شهروندیِ آگاهانه در میانِ دانشجویانِ طراحی‌ای که ظرفیت رهبریِ تغییر را دارند، در جهان قرار داده شده است. پروژه‌هایش باید با قدرتمند‌سازیِ چشمگیرِ  جایگاهِ نظریِ آموزشِ طراحیِ داخلی و بازسنجیِ کارِ استودیی، دوباره جهت‌گیری شوند. علاوه بر این، انواعی از پروژه‌ها که برای تسهیلِ آموزشِ دانشجویی مهم تلقی می‌شوند، باید دوباره مورد توجه قرار بگیرند.

تغییرِ ادراکِ ما از فضا به چیزی که می‌دانیم، چیزی که می‌بینیم، چیزی که تجربه می‌کنیم و به ماهیتِ جهانی که می‌خواهیم ایجاد کنیم، بستگی دارد. ما باید بیشتر به نظریه وابسته شویم تا ما را قادر سازد که نقّادانه بیاندیشیم تا فهمِ جدیدی از چگونه عمل کردن به دست آوریم. در حالیکه هر تغییری تهدیدآمیز به نظر می‌رسد، اما ضرورت دارد. جهانی که در آن زندگی می‌کنیم و چگونگیِ زیستمان در آن با چالش‌های بزرگ متعددی روبرو می‌شود. نمی‌توایم همان طور که هستیم بمانیم. جوری که هستیم، جوری که سُکنی می‌گزینیم، جوری که زندگی می‌کنیم، همه و همه در طراحیِ داخلی نشان داده می‌شوند. از این روست که ماهیتِ آموزشِ طراحیِ داخلی باید تغییر کند. یکی از این تغییرات چگونگیِ فهمِ فضا و دخیل شدنش است.  

 

اتصال افراد و بناها به یکدیگر.

اتصال افراد و بناها به یکدیگر.

 

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

 

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ دوم، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ سوم، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ چهارم، دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم    

 

[۱] dynamic

[۲] freeze frames

[۳] ontologically

[۴]applied design approach

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

چگونه نورپردازیِ مناسبی انجام دهیم تا دفترِ کارِ خانگی‌ای کارکردی و برازنده داشته باشیم

بخشِ دوم

۵- بازیِ برق و بازتاب

نورپردازیِ محلّ کارِ خانگی، بازیِ برق و بازتاب است و اگر تنها به یک لایه از نورپردازی بچسبید، این بازی را نخواهید برد. به نورپردازیِ اتاق به عنوانِ تلاشی چندلایه بیاندیشید جایی که نور محیطی اساسِ نور را فراهم می‌آورد، نورپردازیِ کارکردی کارکرد را عرضه می‌دارد و نورپردازیِ تاکیدی بالاتر از همه به آن زرق و برق می‌بخشد. اگر به آن فکر کنید، خیلی متفاوت از درست کردنِ یک ساندویچ نخواهد بود! اگر بر روی یک لایه بارِ بیش از حدی بگذاریم تا کارِ دو لایه‌ی دیگر را نیز انجام دهد، نتیجه‌ی  مطلوبی در بر نخواهد داشت. همچنین، طراحانِ داخلیِ متخصص در این مورد پیشنهاد می‌دهند که کلاَ رویکردی مبتنی بر ارتفاع [۱] اتخاذ کنید. هر لایه باید  در سطحی متفاوت از لایه‌های دیگر باشد تا اطمینان حاصل شود که لایه‌ای در کارِ لایه‌ی دیگر تداخل ایجاد نمی‌کند و آن را نمی‌پوشاند.

 

دفترِ کارِ خانگیِ مدرنِ شفاف با نورپردازیِ کارکردیِ هوشمند

دفترِ کارِ خانگیِ مدرنِ شفاف با نورپردازیِ کارکردیِ هوشمند.

 

۶- وقتی فضا یک پاداش است!

فضاها و فضاهای کارِ کوچکِ دفترِ کار در حال تبدیل به بخشی کامل از خانه در سطحِ جهان هستند و اغلب فضا بزرگترین محدودیت است. همه‌ی ما این بخت را نداریم که یک اتاقِ کامل را به دفترِ کارِ خانگی اختصاص دهیم و حتی اگر بتوانیم، در اغلبِ موارد فضای کوچکی است. تزئینات  و دیوارآویزهای مدرن جایگزینی ایدئالند که به شما کمک می‌کنند محلّ کار را آشفتگی‌زدایی کنید و به فضا جذابیتی شفافتر و باروح‌تر بدهید. با کمکِ میز آویزه‌ی چراغ‌ِ بازویی تاب‌خور [۲] با صحنه‌ای مواجه می‌شوید که متوجهتان می‌کند که چراغ‌های مطالعه اشیایی مربوط به گذشته‌اند!

 

نورپردازیِ آویخته‌ی هوشمند برای دفترِ کارِ خانگیِ مدرن.

نورپردازیِ آویخته‌ی هوشمند برای دفترِ کارِ خانگیِ مدرن.

 

نورپردازیِ طبیعیِ همراه با نورهای دیواری برا میزِ دفترِ کار.

نورپردازیِ طبیعیِ همراه با نورهای دیواری برا میزِ دفترِ کار.

 

۷- پرده یا کرکره‌هایی بیاویزید

بسیاری از افرادی که از خانه کار میکنند از این شکایت دارند که نور طبیعی و درخشش کمی بیش از حد و اذیت‌کننده است.  اما بستنِ کاملِ اتاق به روی نور جایگزینی دلخواه نیست.  به جای آن،  میتوان با استفاده از پرده‌های حریریِ  باحال، راهِ میانه‌ای پیش گرفت. این پرده‌ها اخیراَ  بسیار رایج بوده‌اند.  با استفاده از کرکره‌های قابلِ تنظیم و آفتاب‌گیرهای ساده می‌توانید اطمینان را حاصل کنید که مقداری نور طبیعی‌ای که شما به آن احتیاج دارید، به داخل راه داده می‌شود.  اگر طرفدارِ چنین پرده‌هایی نیستید، می‌توانید از گیاه‌های خانگِی بلندی استفاده کنید در برابر پنجره استفاده کنید که جلوی نور را بگیرد و همچنین حسیّ از تازگیِ طبیعی را به داخلِ اتاق بیاورد.

 

کنترلِ نورِ طبیعی با کمکِ پرده‌های حریریِ دوست‌داشتنی

کنترلِ نورِ طبیعی با کمکِ پرده‌های حریریِ دوست‌داشتنی.

 

منبع: decoist

مرتبط: چگونه نورپردازیِ مناسبی انجام دهیم تا دفترِ کارِ خانگی‌ای کارکردی و برازنده داشته باشیم، بخشِ اول و  ۵ چراغ قرمز که یه شما هشدار می‌دهند دفترِ کاری‌تان نیاز به روزآمد شدن دارد

 

[۱] Height-based approach

[۲] swing arm lamps

چگونه نورپردازیِ مناسبی انجام دهیم تا دفترِ کارِ خانگی‌ای کارکردی و برازنده داشته باشیم

بخشِ اول

کار کردن از خانه مزایای بسیاری به همراه دارد و به وسیله‌ی اتصالی که فناوریِ مدرن فراهم آورده است، انجام دادنش از همیشه آسانتر شده است. شاید این بزرگترین دلیلی است که بسیاری از ما شروع به تغییر دادنِ گوشه‌ی دنجِ زیرِ راه‌پله یا زیرزمینِ بلااستفاده‌ی خانه‌مان کرده‌ایم.

اما این کار معایبِ خودش را نیز دارد؛ از حواس‌پرتی‌هایِ دائمی که بهره‌وری را کاهش می‌دهند، تا سدهای معمارانه که نیاز به رفع شدن دارند. در ادامه به بررسی  ضروری‌ترین بُعدِ دفترِ کارِ خانگی و تصحیحش می‌پردازیم؛ بله، نورپردازی!

 

استفاده از آویزی بزرگ برای دفترِ کارِ خانگیِ مدرن

استفاده از آویزی بزرگ برای دفترِ کارِ خانگیِ مدرن

نورپردازی نقشی محوری در تعریفِ هر یک از اتاق‌های خانه بازی می‌کند و در فضاهایی مانندِ آشپزخانه و دفترِ کارِ خانگی- یعنی جاهایی که کارکرد بسیار مهمتر از جنبه‌ی زیبایی‌شناسی است-  حتی پراهمیت‌تر می‌شود. خانه‌ای با نورپردازیِ بد می‌تواند تضعیف‌کننده‌ی روحیه باشد و به دیدِ شما در بلندمدت آسیب برساند. اما این کارهای ذاتاَ ساده و هوشمندانه که باید انجام شوند، باعثِ اصلاحِ  دفترِ کارِ خانگیِ شما و دیدنِ آن در نوری کاملاَ تازه می‌شود.

   ۱- قدری نورِ طبیعی را به داخل راه دهید

یکی از چیزهایی که شما در مورد افرادی که به فنّاوری اعتیاد دارند و به لپتاپ‌ها، آیپدها و موبایل‌هایشان چسبیده‌اند متوجه می‌شوید آن است که چگونه تعمداَ از هرگونه نورِ طبیعیِ جزئی دوری می‌جویند. اگر ندانید لابد فکر می‌کنید یکی از اقوامِ دورِ کنت دراکولا هستند!  اما در واقعبت نور طبیعی اگر بدانید چگونه به درستی از آن بهره ببرید، چنین چیز بدی نیست.  بله، سطوحِ براقِ کف می‌توانند در برخی مواقع مشکل‌ساز باشند. اما امتحان کنید و قدری نورِ طبیعی را به شکلی کنترل‌شده به داخل راه دهید و مطمئن شوید که به خوبی با نورپردازیِ مصنوعی ترکیب می‌شود.

 

استفاده‌ی هوشمندانه از نورِ طبیعی برای دفترِ کارِ خانگی

استفاده‌ی هوشمندانه از نورِ طبیعی برای دفترِ کارِ خانگی

 

 

      ۲- تمامش درباره‌ی زوایا است!

نورپردازی تماماَ درباره‌ی بازی با زوایا است و بخشِ عمده‌ای از اینکه شما چگونه از نورِ طبیعی بهره می‌برید، به این بستگی دارد که دفترِ کارِ خانگیِ شما در چه زمینه‌ای استفاده می‌شود. اگر شما معمار یا طراحی باشید که به جای ابزارهای تکنولوژیک بیشتر روی ورق‌ و کاغذها کار می‌کند، در این صورت افزودن سیلانی از نورِ طبیعی، افزونه‌ای خوشایند است. در اینجا تصمیمی هوشمندانه آن است که محلّ کارِ خود را در راستای شمال یا جنوب قرار دهید تا نورِ طبیعی در هیچ زمانی از طولِ روز برایتان سایه نسازد.

 

محلِ کاری هوشمندانه که باز و به خوبی نورپردازی‌شده است.

محلِ کاری هوشمندانه که باز و به خوبی نورگیری‌شده است.

 

     ۳- نورِ محیطیِ مناسب

اگر بختِ داشتنِ نورِ طبیعیِ کافی را ندارید، در این صورت نورهای مصنوعی دو برابرِ قبل اهمیت می‌یابند؛ چنانکه در طولِ روز نیز از آنها استفاده خواهید کرد. نورپردازیِ از بالا پایه‌ای ترین بخشِ نورپردازیِ محیطی را شکل می‌دهد و در اغلبِ موارد شما در خانه‌ای که کار انجام می‌دهید، از قبل دارای چراغ‌های سقفی هستید. اما اینجا جایی است که بسیاری از صاحبانِ خانه این اشتباه را مرتکب می‌شوند که به آنچه دارند بچسبند. نورِ محیطیِ موجود در خانه به گونه‌ای طراحی نشده است تا نیازهای یک دفترِ کارِ خانگی را برطرف سازد. بنابراین، به منابعِ نوریِ افزودنی بیاندیشید تا به نورِ محیطی افزوده شوند.

 

دفترِ کارِ خانگیِ سازماندهی‌شده و به خوبی نورپردازی‌شده

دفترِ کارِ خانگیِ سازماندهی‌شده و به خوبی نورپردازی‌شده

اگر مجبورید مستقیماَ در زیرِ یک منبعِ نوری کار کنید، در این صورت  با استفاده از پوشش مناسب به دورِ آن [۱]،  نور را ملایم کنید. نورِ محیطیِ شما در شکلِ ایدئالش باید به طرزی متعادل و برابر بدون ِ ایجادِ تکه‌های کوچکِ تاریکی و روشنایی، به تمامیِ اتاق نور برساند. این را به خاطر داشته باشید؛ در حالیکه نورهای کارکردی [۲] برای انجام کار مناسبند، نورپردازیِ محیطی حس و حالِ اتاق را شکل می‌دهد.

     ۴- نورپردازیِ کارکردیِ مرسوم

نورهای کارکردی بدونِ شک مهمترین بخشِ دفترِ کارِ خانگی‌اند و بدونِ توجه به اینکه کارِ شما چیست، نورپردازیِ کارکردی تضمین می‌کند که این کار در زیرِ بهترین نورپردازیِ ممکن انجام شود. به وسیله‌ی گستره‌ی متنوعی از طرح‌های مدرن و مرسومِ چراغِ در دسترس، شما می‌توانید از میانِ چراغ‌های رومیزیِ شگفت‌انگیز که نورپردازی‌ای متمرکز عرضه می‌کنند  و این کار را با گزینه‌های کم‌نورتر نیز انجام می‌دهند، انتخاب کنید. همه‌ی کارها به شدتِ نوریِ یکسانی احتیاج ندارند، بنابراین چنین قابلیتی بیش از یک کارکرد خواهد داشت. اما به نورهای کارکردی به عنوانِ سیلانی از نورپردازیِ متمرکز که فضا را روشن‌تر می‌کند، فکر نکنید.

 

نورپردازیُ زیرقفسه‌ای به عنوانِ نورپردازیِ کارکردی که تعدادش دو برابر شده است.

نورپردازیُ زیرقفسه‌ای به عنوانِ نورپردازیِ کارکردی که تعدادش دو برابر شده است.

واقعیتی هیجان‌انگیز  که بسیاری از صاحبانِ خانه از آن غافلند آن است که نورهای کارکردی کمک می‌کنند تا کنتراست [۳] نوری بهتری برای تجربه‌ی مطالعه‌ی شما ایجاد شود. از آنجایی که بسیاری از ما ناچاریم مطالعاتِ زیادی را در دفترِ کارِ خانگی انجام دهیم، استفاده از یک چراغِ مطالعه‌ی ساده می‌تواند  آسیب‌های بینایی را کاهش دهد و این تجربه را بسیار راحتتر سازد. این همان دلیلی است که بخاطرش هر قدر هم نورِ محیطیِ مناسبی داشته باشید، باز هم به نورِ کارکردی احتیاج خواهید داشت.  

 

منبع: decoist

مرتبط: ۵ چراغ قرمز که یه شما هشدار می‌دهند دفترِ کاری‌تان نیاز به روزآمد شدن دارد

 

[۱] The right lamp shade

[۲] task light

[۳] contrast

5 چراغ قرمز که یه شما هشدار می‌دهند دفترِ کاری‌تان نیاز به روزآمد شدن دارد

یک فضای کاریِ حرفه‌ای می‌تواند کارفرمایان را تحت تاثیر قرار دهد ، در حالیکه یک دفترِ کاری با طراحیِ ارگونومیک می‌تواند بهره‌وری را بالا ببرد و تن‌درستیِ محلّ کار را تسهیل کند. اگرچه تصمیم‌گیری برای زمانِ اِعمالِ این تغییرات می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. یک شرکت باید این موضوع را در نظر بگیرد که بیشترین نیازها و  فرصت‌ها در کدام بخشند. پنج موقعیت که کسب و کارها می‌توانند از آنها برای روزآمدن کردن فضای شرکت بهره ببرند، در پی می‌آیند.

 

جابجاییِ محلّ کار موفعیتِ مناسبی برای بهینه کردنِ فضای کاری است

جابجاییِ محلّ کار موفعیتِ مناسبی برای بهینه کردنِ فضای کاری است.

۱-  جابجاییِ محلّ کسب و کار

کسب و کارها به دلایلِ گوناگون محلّ کارشان را تغییر می‌دهند. میل به سود بیشتر، به دست آوردن بازارهای جدید و حلّ مسائلِِ نیروی کار، سه تا از این دلایل هستند.[۱] فارغ از دلیلتان برای این کار، انتقال به یک دفترِ کار جدید به شما بهترین فرصت را می‌دهد تا یک طراحیِ نوین با اثربخشیِ بیشتر داشته باشید.

این موقعیت شانسی عالی برای اجرایی کردنِ تغییرات گسترده است؛ از سفارشِ  مبلمانِ اداریِ تازه تا رنگ زدن دیوارها با رنگ‌های مختلف. برای مثال،  می‌توانید برای تمامیِ نیروی کاری‌تان میزِ کارِ ایستاده- نشسته تهیه کنید. ارتفاعِ قابلِ تنظیمِِ این میزها به این معنا است که کارمندان می‌توانند بایستند و روالِ خطرناکِ  نشستنِ دائمی را، بدون آنکه از کار کردن دست بکشند، بشکنند. به علاوه، مطمئن شوید که نورپردازی کافی را با نور طبیعی ترکیب می‌کنید تا محیطِ کاریِ ایده‌آلی فراهم شود.

 

اگر دفترِ کاریِ شما کهنه به نظر می‌رسد، احتمالاَ زمانِ روزآمد کردنِ آن فرارسیده است.

اگر دفترِ کاریِ شما کهنه به نظر می‌رسد، احتمالاَ زمانِ روزآمد کردنِ آن فرارسیده است.

 

۲- کهنه به نظر رسیدن

دفترِ کاری با دیوارهایی به رنگی خسته‌کننده، میزهایی قدیمی و صندلی‌هایی با چرخِ از کار افتاده، این پیام را منتقل می‌کند که شرکت از زمانه عقب است. کارمندها می‌خواهند  برای سازمانی کار کنند که به جلو پیش می‌رود و یک دفترِ کاریِ خارج از رده، می‌تواند ادراکِ متضادی را موجب شود. به علاوه، شما فضایی می‌خواهید که به آسودگی بتوانید کارفرمایانتان را به آنجا دعوت کنید. اضافه کردن جنبه‌های مدرن مانندِ مبلمان با طراحیِ ارگونومیک و دکوراسیونِ اداریِ معاصر می‌تواند فضا را روشن کند و روحیه‌ی کارمندان را ارتقا دهد.

 

 

۳- تغییر فرهنگی

برخی مواقع تغییراتِ فرهنگی تدریجاَ به صورتِ خودبه‌خودی رخ می‌دهند. در مواقعِ دیگر، کارفرمایان تغییر را تسهیل می‌کنند تا رضایتِ کارمندان و تصویرِ برندشان[۲] را بالا ببرند. به هر حال، دفترِ کاری باید به عنوان راهی برای پرورش یک فرهنگِ شرکتی عمل کند. این موضوع معمولاَ به طراحیِ فضایی برای موثر برای همکاری دارد، که به معنای اضافه کردن جاهایی برای کارِ گروهی و ساختن ارتباطات است. اتاق‌های بازی یا سالن‌های استراحت برای این کار بسیار عالی هستند.

 

۴- کوچک شدنِ فضای کاریِ شما

همه‌ی کسب و کارها برای رشد هدف‌گذاری می‌کنند اما همه‌ی شرکت‌ها از این منظر برای آینده برنامه‌ریزی نمی‌کنند.  به همین خاطر ممکن است که آنها فضای کاری که  تعداد زیادی کارمند، تجهیزاتِ بهتر یا فضای همکاریِ را در خود جا دهد، در اختیار نداشته باشند. این کمبودِ برنامه‌ریزی می‌تواند از پتانسیل‌های سازمان برای موفقیت، جلوگیری کند. خوشبختانه، برای بیشینه کردنِ فضا تعداد اندکی بُرشِ طراحانه نیاز است.

در این کوشش،  مهم است که جریانِ رفت و آمد، کنترلِ حجم و انعطاف‌پذیری برای رشد بیشتر در آینده را در نظر داشته باشیم. برای مثال،  کارفرمایانی که خواهانِ همکاریِ کارمندانشان هستند باید دسترس‌پذیری همکاران به میزِ کاریِ یکدیگر را آسان سازند. گذرگاه‌های آشکار میانِ مبلمانِ اداری نکته‌ای کلیدی است. به علاوه، فضاهای همکاری، مانندِ جایی با مبل‌های سرتاسری و میزهایی کوچک، باید فاصله‌‌ی لازم از  ایستگاه‌های کاری را داشته باشد تا گفتگوها حواسِ افرادِ دیگر را پرت نکند. در آخر، بخشی از دفتر کاری را  برای تطبیق‌پذیری برای جا کردن رشدِ آینده‌ی شرکت در آن، شناسایی کنید. این بخش می‌تواند جایی باشد که ناحیه‌ی مخصوص به همکاری را در آن قرار می‌دهید که ممکن است بعداَ تبدیل به فضایی برای قرار دادنِ میزهای اداری بیشتر شود.

 

گاهی زیاد بودنِ فضای خالی خودش یک مشکل است.

گاهی زیاد بودنِ فضای خالی خودش یک مشکل است.

 

۵- فضای کمتر استفاده‌شده

برای برخی شرکت‌ها، موقعیتی بالعکسِ این عنوان صدق می‌کند. کارفرمایان به دفترِ کاری نگاه می‌کنند  و فضاهای خالی و جاهایی که برای اهدافی که برای آن‌ها ایجاد شده‌اند، استفاده نشده است را می‌بینند. این موضع فرصتی برای طراحیِ دوباره را حاضر می‌کند که نه تنها بهره‌وری را افزایش می‌دهد، بلکه هزینه‌ها را نیز بهینه می‌کند. کم‌استفاده‌شده رها کردنِ جاهایی از دفترِ کاری ضرورتاَ به این معناست که سازمان‌ها بودجه‌ای را که برای فضای دفترِ کاری در نظر گرفته شده است را تلف می‌کنند.

این را در ذهن داشته باشید که طراحیِ دوباره‌ برای حداکثر استفاده از فضای کمتر موردِ استفاده قرار گرفته، شما را  به فضای خالی محدود نمی‌کند.  این بدان معناست که بخش‌های دیگر نیز می‌توانند گسترش بیابند. برایب نمونه، می‌توانید برای کارمندان میزهای کارِ بزرگتری تهیه کنید که جای بیشتری برای قرار دادنِ چیزها داشته باشند.   برداشتن چیزهای مورد نیاز از روی میز به دلیل کمبود جا موجب پریشانی می‌شود و  سازماندهیِ بیشترِ چیزها  منجر به تندرستیِ بیشترِ کارکنان.

 

منبع: OFFICEDESIGNS

 

مرتبط:  دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم ، طراحی لابی نوین

       

   

[۱]  Entrepreneur

[۲] brand image  

طراحیِ دفترِ کاری که از نیازهای درون‌گراها پشتیبانی کند

بخشِ دوم

اتاق‌های سکوت و غلاف‌های کوچکِ ملاقات
اگر تنها یک چیز باشد که برای تمامِ کارکنانِ درونگرا بیشترین ارزش را دارد، آرامش و سکوت است. بسیاری از آنها به مدت زمانی دوری از جنب و جوشِ زندگیِ استانداردِ شرکتی نیاز دارند تا دوباره توانایی‌شان را بدست آورند یا در موردِ حرکتِ بعدیشان تأمل کنند. فراهم آوردنِ امکانی برای آنها تا مدتی تنها باشند، حسی از پشتیبانی را به وجود می‌آورد و نشان می‌دهد که مدیریتِ سازمان برای آسایشِ بلندمدتشان سرمایه‎‌گذاری کرده است.
یک مدیرِ دفتر برای ایجاد چنین « حباب‌هایی» برای افرادِ درونگرا، دو گزینه‌ی اصلی پیشِ رو دارد:
– اتاق‌های سکوت
این‌ها ضرورتاَ اتاق‌هایی هستند که در یک زمان مشخص تنها می‌توانند برای یک نفر چنین جایی فراهم کنند. بهترین کار آن است که چنین مکانی در مرکزِ دسترسیِ تمامیِ افراد در یک دفترِ کاریِ فرضی واقع شده باشد. عایقِ صدا بودن برای چنین اتاقی یک ویژگی است اما اگر امکان‌پذیر نبود، قدغن کردنِ ساده‌ی صحبت کردن و تلفنِ همراه، آلودگیِ صوتیِ کسانی که خارج از اتاقِ سکوت هستند را کاهش می‌دهد. و اگرچه این اتاق برای تفکر ساکت در نظر گرفته شده است، بهتر آن است که محدوده‌ا‌ی زمانی برای استفاده از آن نگه داشته شود تا با زمان‌بندیِ کاری تداخل نداشته باشد.
– غلاف‌های ملاقات
جلسه با تعداد زیادی از افراد در یک زمان می‌تواند برای برخی درونگرایان طاقت‌فرسا باشد. برای جلوگیری از چنین رخدادی، غلاف‌های ملاقات می‌تواند جایگزینی عالی باشد. در آنجا نسبت به جلسه‌های پشتِ میزی، حریمِ شخصی بیشتر و صداهای اطراف کمترند، اما تعداد افرادی که می‌توانند در یک جلسه حاضر شوند، محدود خواهد بود، که می‌تواند هرگونه استرسی که تعداد بالا به همراه خود می‌آورند را کاهش دهد. طراحیِ چنین غلاف‌هایی می‌تواند از اتاق‌هایی مستقل تا مبل‌هایی با دیواره‌های بلند را شامل شود؛ به هر صورت صمیمیت و حریم شخصی موردِ نظر هستند.
این موضوع اهمیت دارد که برای انجامِ چنین کاری در کنار یک متخصصِ طراحیِ فضا قرار بگیریم تا این نواحی را تا آنجا که امکان‌پذیر است ارگانیک و بدون تداخل با بقیه‌ی جاهای دفترِ کاری ایجاد کنند.
تشویقِ کار و تلاشِ سخت
این یک قاعده است که درونگراها از ستایش شدن لذت می‌برند. آنها لزوماَ به تایید شدن احتیاج ندارند اما از اینکه کارشان قدر ببیند و از انتظاراتِ مدیران فراتر برود، لذت می‌برند. پس این ستایش را به شکلی فیزیکی به آنها نشان دهید که می‌تواند پلاکاردی که کارمند نمونه‌ی ماه روی آن مشخص می‌شود باشد یا بُردی که بر روی آن به صورت ماهانه گزارش‌گونه‌ای از تقدیر از کارمندانِ گوناگون نمایش داده می‌شود. این چیزهای اضافه‌شده باید در مکانی کاملاَ در دیدرس عمومی بر پا شوند؛ شاید نزدیک به آسانسورها یا در اتاقِ استراحت، زیرا دسترسی گسترده به آن در تمام شرکت کمک می‌کند تا چنین هدفِ پراهمیتی به سرمنزلِ مقصود برسد.
درون‌گراها همچنین علاقه دارند تا برای ارتباط یادداشت‌ دریافت کنند، زیرا این کار باعثِ تضمینِ شفافیت و تقسیمِ کار می‌شود. در کنارِ بُردی که موفقیت‌ها را ثبت می‌کند می‌تواند بُردهایی که برخی اخبارِ جدید شرکت یا دیگر اطلاعاتِ مرتبط را هم‌رسانی می‌کند، قرار داده شود.

 

غلاف‌های ملاقات برای برگزاریِ جلساتِ محدودتر

غلاف‌های ملاقات برای برگزاریِ جلساتِ محدودتر

 

منبع: OFFICEDESIGNS

 

مرتبط: طراحی داخلی شما چگونه بر روی ناخودآگاهتان اثر می‌گذارد؟ بخشِ اول، بخشِ دوم و طراحیِ دفترِ کاری که از نیازهای درون‌گراها پشتیبانی کند، بخشِ اول

طراحیِ دفترِ کاری که از نیازهای درون‌گراها پشتیبانی کند

بخشِ اول

اصطلاحِ درون‌گرا به فردی اشاره دارد که اطلاعات را به صورتِ درونی پردازش می‌کند. برخلافِ همتایانِ پر سر و صدا و معاشرتی‌شان، برون‌گرایان، درون‌گراها اَشکالِ مستقیم‌تر ارتباط و تعاملِ اجتماعی را ترجیح می‌دهند. اگرچه اغلب به چشمِ افرادی کناره‌گیر و کمتر اجتماعی به آنها نگریسته می‌شود، در حقیقت درون‌گراها درست عکسِ آن هستند. در گزارشی که در اصل یو.اس.ای.تودی [۱] آن را تهیه کرده بود، آمده است که چندین مطالعه نشان داده است که درونگرایان اعضای تیمیِ عالی‌ای هستند که به خاطرِ مهارت‌های ارتباطی و شنیداری‌شان شناخته می‌شوند. نویسنده‌ای به نامِ سوزان کِین [۲] به نظر با چنین تلقی‌ای موافق است.  او در کتابش: « ساکت: قدرتِ درون‌گرایان در جهانی که نمی‌تواند از حرف زدن دست بردارد» در اینباره بحث می‌کند که درون‌گرایان عمیقاَ بدفهمیده شده‌اند و اینکه توانایی‌هایشان از آنها رهبرانِ عالی‌ای ساخته است.

به هر حال، برای بیشینه کردنِ پتانسیلِ یک فردِ حقیقتاَ درون‌گرا، آن‌ها باید فضای کاری در اختیار داشته باشند که نیازهای مشخصشان را برطرف سازد. اگرچه برای این مهم، به تغییراتِ قابلِ توجهی نیاز نیست و بسیاری از اجزای مورد نیاز هم‌اکنون نیز در طراحی‌های نوینِ رایج لحاظ شده‌اند،  اما اعمالِ همین مقدار تغییرات نیز حسی از آسودگی و استقلال می‌آفریند، که درون‌گرایان مشتاقش هستند.

 

فضای کاریِ قابلِ جابجایی

درون‌گرایان در زمینه‌ی دوگانگی حقیقتاَ قابل مطالعه‌اند. اگرچه آنها مشتاقانه تنها کار می‌کنند و اغلب تنهایی را ترجیح می‌دهند، همچنین از ساختنِ  روابطِ عمیقِ شخصی با همکارانشان لذت می‌برند. به همین خاطر میزتحریر‌های قابل جابجایی برای برطرف‌سازیِ متناسبِ هر دو گونه نیازشان، گزینه‌ی عالی‌ای هستند. چنین میزتحریر‌هایی امکانِ دسترسیِ درون‌گرایانه‌ی آنها به تمامیِ بخش‌های دفترِ کار که ممکن است در یک لحظه‌‌ی موردِ توجهشان به آن نیاز داشته باشند را برقرار می‌سازد. اگر در زمانِ تنظیمِ یک گزارش به تنهایی احتیاج دارند، می‌توانند به گوشه‌ای بروند یا کنارِ پنجره‌ای خوش‌منظره قرار بگیرند. اگر زمانِ بحث درباره‌ی یک پروژه‌ی جدید با همکاری فرا رسیده است، می‌توانند میزِ تحریرشان را به کنارِ آنها ببرند. مزیتِ دیگری که در پی می‌آوریم، به صورتِ ویژه‌ای حیاتی است، زیرا اغلب اثربخش‌ترین حالتِ درون‌گرایان زمانی است که در محلّ آسوده‌ی خود قرار بگیرن.

فضاهای کاریِ قابلِ جابجایی به رفعِ چندین دغدغه‌ای  که کِین با دفاترِ کاریِ یک‌سره [۳] دارد، نزدیک می‌شوند. او در مصاحبه‌ای با فَست کامپِنی، عنوان کرده است که فضاهای کاریِ یک‌سره اگرچه می‌توانند اثربخشی داشته باشند، اغلبشان آکنده از میز و تجهیزاتند. چنین شلوغی‌ای  می‌تواند به کارآیی و آفرینندگیِ کارکنان ضربه بزند.

 

طراحیِ دفترِ کاریِ متناسب‌سازی شده برای درونگرایان

طراحیِ دفترِ کاریِ متناسب‌سازی‌شده برای درونگرایان

 

منبع: OFFICEDESIGNS

مرتبط: طراحی داخلی شما چگونه بر روی ناخودآگاهتان اثر می‌گذارد؟ بخشِ اول، بخشِ دوم

 

 

[۱]  USA Today

[۲] Susan Cain

[۳] open office plans

فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش چهارم

مطالعه‌ی موردی

مطالعه‌ای که توسطِ سه دانشجویِ سالِ ‌آخری به عنوانِ پروژه‌ی نهاییشان بر عهده گرفته شد، در استودیوی طراحی بحث‌های زیادی ایجاد کرد. این دانشجویان جذبِ قرائت‌های [۱] من از لوفور و دیگر فیلسوفان و علاقه‌ی پژوهشی‌ام به فهمِ اینکه فضاها چگونه می‌توانند با روش‌های پر‌معناتری طراحی شوند، شده بودند. دانشجویان از نظریه‌ی طراحیِِ فضا استفاده کردند تا از روشِ معمولِ پروژه‌های استودیوی طراحی فراتر بروند. هنگامی که با ورود به صنعتِ طراحیِ داخلی در انتهای تحصیلشان با عدمِ اطمینان روبرو شدند، این دانشجویان امید داشتند تا با پایه‌ریزیِ دانششان به کمکِ چهارچوبی بر مبنای تئوری، طراحانِ آگاه‌تری [۲] شوند. پس از سه هفته مطالعه و بحثِ فشرده در موردِ کتابِ تولیدِ فضای لوفور، قرائت‌هایی از برونو لاتور و پیتر اسلوتردایک و بازبینیِ قرائتی از نظریه‌ی روایت، پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی، دانشجویان پروژه‌ی فردیِ نهاییشان را طوری سازگار کردند تا به رویکردی جدید در به چالش کشیدن و پرسش از تفکرِ موجودِ طراحی امکان بدهند. هدف آن بود که بررسی شود آیا آگاهی‌شان با دانشِ نظریِ عالی‌تر  تغییر می‌کند و به پرسش از طراحی‌هایشان می‌انجامد تا خروجی‌‎های پرمعناتری عرضه کند و از ارزش‌های درونی (داخلیت) ، معنای فضا و چگونگی تفسیرِ انسان‌ها از محیط‌ها آگاه شود؟ و چگونه؟

این پروژ‌ه‌ی دانشجویی کاملاَ بر اساسِ قرائتی از برونو لاتور و کتاب تولیدِ فضا از لوفور است. لاتور و یاونا در این مورد بحث می‌کنند که مشکلِ ساختمان‌ها آن است که شدیداَ ایستا به نظر می‌رسند. به نظر ناممکن می‌رسد که آنها را به عنوان یک جنبش و زنجیره‌ای از دگردیسی‌ها دریافت. اگرچه این را می‌دانیم که یک ساختمان زمانی که ساخته شد، چیزی ایستا نیست. ساختمان کهنه می‌شود، توسطِ کاربرانش دگرگون می‌شود، با اتفاقاتی که داخل و بیرونش می‌افتد اصلاح می‌شود و می‌تواند طوری دگرگون شود که برای ما از حالتِ قبلی‌اش قابل شناختن نباشد. هر  زمان ساختمانی و فضایی داخلی را می‌بینیم، در زمانِ واقعی ثابت شده است. لاتور و یاوانا قدرتِ بُعدبخشی ( که در رنسانس اختراع شد) را به عنوانِ عاملی احتمالی در اینکه ایده‌ی ساختمان را  به عنوانِ چیزی ایستا به ذهن متبادر می‌کند، مقصر می‌دانند. در واقع، این تصور با مدل‌های کامپیوتریِ تولید شده از ساختمان‌ها تفاوتی ندارد. تصاویرِ سه ‌بعدی از فضا، توهمِ فضای داخلیِ بی‌نقض را به و جود می‌آورد، اما در این میانه، ذینفعانِ خشمگین و خواسته‌های متعارضشان کجا هستند؟  تمامِ آن محدودیت‌های ناشی از قوانینِ ساختمان و برنامه‌ریزی کجا هستند؟ محدودیت‌های بودجه را کجا می‌توان مشاهده کرد؟ حرکتِ ادامه‌دار ( که یک ساختمان را می‌سازد) طبق نوشته‌های لاتور و یاوانا، تنها در صورتی قابل رؤیت‌ است که زنجیره‌ای از تصاویرِ ثابت‌شده و در پیِ هم آمده از طول عمرِ یک ساختمان را در اختیار داشتیم. مجهز به قرائت‌هایی از تولیدِ فضا، جایی که لوفور درباره‌ی فضا به عنوانِ فضای اجتماعی بحث می‌کند و با کمکِ دانشِ از قبل بدست آمده از نظریه‌ی روایت، دانشجویان این کار را انتخاب کردند که در طولِ یک ترمِ تحصیلی فضایی آشنا را دیده‌بانی [۳] و ثبت نمایند. تاکید بر این بود که تفسیرِ انسانی از محیط، چگونگیِ استفاده از فضا و تعامل با آن و اینکه چگونه در طولِ زمان تغییر می‌کند را بفهمند. این مهم با قرار دادنِ یک دوربین ( همان طور که لاتور پیشنهاد می‌دهد)  که هر یک ساعت یک عکسِ ثابت را در طولِ بیست هفته ضبط نماید، به دست آمد.   

 فضا برای این  دانشجو بسیار آشنا بود- اتاقِ نشیمنِ خانواده‌اش.  فضایی بود که مدت زیادی در آن زندگی شده بود و برای سال‌ها هیچ دگرگونی‌ای را تجربه نکرده بود. فضایی بود که خانواده در آن جمع می‌شدند، مرکزِ اجتماعیِ خانه. این فضا با ترکیبِِ دستچینی از اثاثیه، لوازم و تزئینات مبله [۴] شده بود. دانشجو این فضا را به عنوانِ ترکیبی خلاقانه که الهام‌بخش، انرژی‌بخش و به وجود آورنده‌ی با هم بودن است و احساس خانه را به فرد می‌دهد، توصیف می‌کند. به عنوانِ فضای اجتماعیِ اصلی در محلّ سکونت، از این بخش به عنوان اتاقی برای موسیقی نیز استفاده می‌شود. پیانویی عظیم  و چندین سازِ زهی در آنجا قرار داده شده‌اند. این خانواده علاقه‌مندند تا در عصرهای یکشنبه گردِ هم بیایند و موسیقی بنوازند. نیمی از این فضا به آشپرخانه و محلّ ناهارخوری راه داشت اما به اندازه‌ی کافی اختصاصی و محصور بود که خصوصی بودنش حفظ شود. اثاثیه به گونه‌ای چیده شده بود تا با طرح‌بندیِ اتاق متناسب باشد؛ کارکردی بود اما به هیچ وجه نوآورانه نبود. اتاق که ۵۴ متر مربع مساحت داشت با پیانوی عظیم بخش‌بندی شده بود که در کنار یک پنجره‌ی بزرگِ رو به باغ قرار داده شده بود. مابقیِ قضا یا یک ست مبلمان، میزِ قهوه و چندین قفسه‌ی کتاب پر از کتاب، مبله شده بود. بخشی از کف چوبی‌اش با فرشی شرقی پوشیده شده بود. دیوارها اگر با قفسه‌های کتاب پوشیده نشده بودند، دسته‌ای از کارهای هنری را نمایش می‌دادند که از نقاشی‌های رنگِ روغن در آنها بود تا حکاکی‌ها و عکس‌ها.  در اینجا نورِ روز به فراوانی به درون می‌آید و با نورهای مصنوعیِ قابلِ تنظیم تکمیل می‌شود.

هدف آن بود تا نحوه‌ی استفاه از اتاق مورد مشاهده قرار بگیرد و اینکه جنبش و تعامل در فضا برای ۱۰ هفته به مدت ۲۴ ساعت در فاز اول و دو مرتبه به همین ترتیب در فازِ دوم به مدت ۱۰ هفته ضبط گردد. در انتهای ده هفته، دانشجو استوری‌بردهایی را که آداب و مراسم زندگیِ خانواده‌اش را برجسته می‌کردند در کنار هم قرار داد. نما‌های ثابت‌شده چیزی را که انتظار می‌رفت و پیش‌بینی می‌شد را آشکار کردند؛ فضایی اجتماعی با افرادی که می‌آمدند و می‌رفتند، مهمانیها، دورهمی‌های موسیقی، اوقاتِ ساکتِ مطالعه، زمان‌های صرفِ قهوه، اوقاتِ گفتگو و خالی بودن؛ فضایی بسیار استفاده‌شده و بسیار دوست داشته‌شده. تغییر در ادراک از فضا به آنچه می‌دانیم، آنچه می‌بینیم، آنچه تجربه می‌کنیم بستگی دارد. آیا دانشجو پیش از انجامِ این آزمایش، ادراکِ مشابهی از فضا داشت؟ آیا این آزمایش با بازتابِ درونیِ تجربه‌ی زندگیِ خودش، آگاهی‌اش را تغییر داده است و با این تجربه‌ی اخیر مرتبط کرده است؟ اگر به او این امکان داده شود که این فضا را بازطراحی کند، او چگونه این کار را انجام خواهد داد؟ این‌ها پرسش‌هایی بود که این دانشجو تلاش کرد در طولِ فازِ دومِ پروژه‌اش به آنها پاسخ بدهد.

 

اتاق نشیمن، پویاترین فضای اجتماعی در خانه

اتاق نشیمن، پویاترین فضای اجتماعی در خانه

 

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

منبعِ عکس: Photo by gaswizard 

 

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ دوم، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ سوم، دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

 

[۱] readings

[۲] better informed designers

[۳] monitor

[۴] furnished

فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش سوم

 

فضای نمادین

چندین نظریه وجود دارد که چگونگیِ فهمِ طراحان از تفسیرهای انسانی از محیط ( و محیط‌های مصنوع [۱]) را می‌کاوند. نظریاتِ نشانه‌شناسانه، پدیدارشناسانه و روایت‌مند کاربرد زبان، تعامل انسانی و معنای برساخته‌شده‌ی مرتبط با تفسیرِ انسانی از محیط را می‌آزمایند. لوفور در تولیدِ فضا درباره‌ی اهمیتِ این موضوع که شناختِ محیط‌های مصنوع به عنوانِ برساخته‌های فرهنگی تحلیل می‌شوند که می‌تواند به عنوانِ چیزی دارای معانیِ گوناگون خوانده و تفسیر شود.  مشابه با فضای اجتماعی و ارتباطش با فعالیتِ زنده، نشانه‌شناسی نیز بر پایه‌ی معانیِ نمادین که میانِ فرهنگ‌ها و افراد ارتباط ایجاد می‌کند است، در حالیکه پدیدارشناسی برتجربیاتِ افراد، احساس‌ها و فرآیند فکر تاکید می‌کند. هر یک از این نظریات بعدی متفاوت به فهمِ گسترده‌ از تفسیر ِ انسانی از محیط‌ها، شامل محیطِ مصنوع و فضاها، اضافه می‌کند. پژوهشگری [۲] اشاره می‌کند که روایت‌ها ساختاری کامل که پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی را ترکیب می‌کند، فراهم می‌آورند. داخلیّت [۳] با موجوداتِ مونث پیوند خورده است و این دیدِ کلیشه‌ای که طراحیِ داخلی فعالیتی زنانه است. اما چرا زنان بیشتر به این حرفه کشیده می‌شوند؟ زنان، میلی عمیق به مرتبط  و دخیل بودن دارند که  با به رسمیت شناختنِ  پیوندخوردگی در لایه‌های زیرین به دیگران، عیونِ شناخت [۴] و جهان و حساسیت به پیوندخوردگیِ ذهنِ داخلی، به دست می‌آید. هویتِ فردیِ زنانه به وسیله‌ی ارتباطاتِ شتاسایی با تجربه‌ی هرروزه توسعه می‌یابد. زنان به  نادیده گرفتنِ دوگانگی‌ها و به رسمیت شناختنِ ارتباطات به جای تفاوت‌ها تمایل دارند. فرآیندهای طراحی که از این منظرِ زنانه انجام می‌شوند، امکان دارند که تمایزِ نقش میانِ طراح و مشتری و طراح و کاربر را کمرنگ کنند. این منظر ارتباطاتِ فضایی یا دیداریِ نزدیک‌تری را بینِ فضاها تسریع می‌کند، فضاهای از انواع گوناگون را تفسیر می‌کند و هر دو نوع  اطلاعاتِ سوبژکتیو ( ذهنی) و اُبژکتیو ( عینی) را ترکیب می‌کند.

داخلیت- ما میانِ فضای داخلی و فضای خارجی زندگی می‌کنیم

در سال ۱۹۸۵ سی.جِی.هیوِلت [۵] به دنبالِ« نظریه‌ی طبیعتِ انسانیِ یگانه در سکونت که به انسان‌ها یه عنوانِ پدیده‌های روان‌شناختی  به جای اشیا حساس است و می‌تواند با زندگی در کلیتش درست مثلِ اجزایش برخورد کند»، بود. با آگاهی از محدودیت‌هایی که طراحیِ داخلی به به تجربه‌ی سکونت عرضه می‌کند، هیولِت با کاربستِ رویکردهای گوناگون ، ایجاد فهمی عالی‌تر در طراحیِ داخل را پیشنهاد می‌دهد. در نظرِ او، یک راه برای به دست آوردنِ خروجی‌ای بهتر شاملِ « دگرگونیِ آگاهیِ [۶] طراح» تا طراحی‌ای را هدف قرار دهد که خیال‌پردازی را به چالش بکشد و جدای از وظیفه‌ی عملی‌اش، آورده‌هایی عاطفی داشته باشد. او همچنین اشاره می‌کند که مهمترین اهدافِ طراحیِ داخلی دیداری، فناورانه، شیء‌محور یا مادی نیستند، بلکه در مورد «داخلیت» هستند. داخلیت را می‌توان فرآیندی درونِ فرد تعریف کرد که آگاهی [۷]ِ منحصر به فرد از جهان و رابطه‌ی روان‌شناختی با جهان که از راه‌هایی مختص به آگاهیِ فرد معنی‌دارند، را بازتاب می‌دهد.  چنین فرآیندهایی که نیازمند به بازتابِ درونیِ تجربه‌ی زندگیِ یک فرد و فهمِ این تجربه از طریقی است که  با زبان تقویت می‌شود، امکان ارتباط تجربه‌ی شخصی با دیگران را برقرار می‌سازد.

زمینه‌ی مطالعه‌ی موردی

اجرای این مطالعه‌ی موردی در نتیجه‌ی تشخیص دانشجویان از کمبودِ  فرآیند شناختی از اینکه دانش چگونه در روش‌های کنونیِ آموزشِ طراحیِ داخلی به کار می‌رود؛ به طور اخص در موردِ محتوای نظریه‌ی مرتبط با ایجادِ فضاهای داخلی. استراتژیِ آموزش و فراگیری ِکنونی در رشته‌ی طراحِ داخلی دانشگاهِ هنرِ کویینزلند در تمام دوره‌ها و پروژه‌های طراحی، رویکردی دانشجومحور را فراهم می‌آورد. حتی درون ِچنین دوره‌های دانشجومحوری، فراگیریِ پروژه‌محور به شکل صحیحش درنمی‌آید بلکه ترکیبی است از کارِ استودیویی  و درس‌گفتارهایی که بر روی پروژه‌های متمرکز بر فضای داخلی کار می‌کنند. پروژه‌ها اغلب پروژ‌ه‌های « دنیای واقعی» با « مشتریان واقعی» با تمرکزِ حرفه‌ایِ بالا هستند. به علاوه، اغلبِ پروژ‌ه‌ها که توسطِ دانشجویان برعهده گرفته شده‌اند، بر روی طیفِ محدودی از حیطه‌های طراحیِ داخلی در طراحیِ تجاری و طراحیِ مسکونی  تمرکز می‌کنند و به صورتِ سنتی تمرکز زیادی بر روی مهارتِ صنعت داشته‌اند.

 

فضا و آگاهی

فضا و آگاهی

 

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

 

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول، فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ دوم، دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

        

  

[۱] built environments

[۲] ( Ganoe (1999, p.4

[۳] Interiority

[۴] The objects of knowledge

[۵] C.J. Hewlett

[۶] consciousness

[۷] awareness

فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی

بخش دوم

لوفور- تولیدِ فضا

در قلمرو معماری و طراحی داخلی، فضا جزئی اولیه است. دانشجویان در این رشته‌ها  فهم کمی از تفسیری فلسفی از فضا دارند و معرفی این ایده‌ها و مفاهیم ناآشنا به ایشان دشوار است. آنها عمدتا فضا را جایی برای طراحی و ساخت می‌دانند و نه مفهومی فلسفی.

فضا لفظی زیاد‌ استفاده‌شده است که می‌تواند هر معنایی بدهد یا هیچ معنایی ندهد و ابهامات زبان را می‌توان در مورد برخی از مشکلاتی که در توضیح ایده‌ی فضا و مفهوم طراحی وجود دارد، مقصر دانست. ابهامات زبانی به از دست رفتنِ برخی ابعاد معنایی منجر شده است. اما این موضوع مثلا در مورد زبانِ آلمانی صادق نیست که حداقل چهار لغت متفاوت برای رساندنِ این مفهوم در آن وجود دارد. در برخی زبان‌ها مانند فرانسه که لغت طراحی [۱] را از انگلیسی وارد کرده است، این لفظ معنای بسیار محدودتری نسبت به لفظ انگلیسی به خود گرفته است و معنایش چیزی بیشتر از « بازبینی» نیست. طراحی در معنای محدودش با افزودن روکشی از فرم بر روی ساخته‌های حرفه‌ای‌های « جدی‌تر» مانند مهندسان، دانشمندان یا حسابدارها به وجود آمده است. امروزه نیز این دید نسبت به طراحی کماکان وجود دارد اما طراحی در این مدت پیشرفت محسوسی کرده است. طراحی با گذشت زمان از جزئیات اشیاء به شهرها، ملت‌ها و فرهنگ‌ها گسترش پیدا کرده است. امروزه این لفظ به شکلِ غیرقابل‌تمایزی از جنس لفظ تولید [۲] است. امروزه طراحی در معنای برنامه‌ریزی، محاسبه، ترتیب‌بندی، تعریف و … به کار می‌رود. متفکر معاصر آلمانی، پیتر اسلوتردایک برخلاف مارتین هایدگر، فیلسوف شهیر آلمانی که وجود انسانی را با زمان پیوند می‌زد، آن را با فضا [۳] پیوند می‌زند. این که انسان‌ها چگونه می‌توانند در محاصره‌ی خیل عوامل غیرانسانی و نیمه‌انسانی با یکدیگر تعامل کنند. او می‌افزاید: « هیچکس هیچ وقت با خودش تنها نیست، بلکه همواره با دیگر افراد، چیزها و موقعیت‌هاست. بنابراین فراتر از خودش در یک محیط قرار دارد. بنابراین فضا دیگر انتزاعی توخالی نیست، بلکه صورتی از زندگی انسانی است، صورتی که شکل‌دهنده‌ی فضا و فعالیت‌ِ ایجادکننده‌ی فضا است.

 مهمترین پیام کتاب لوفور، تولید فضا، آن است که فضا مستقیما برساخته می‌شود. فضا حجمی خالی نیست که در انتظار پر شدنش باشیم بلکه محصولی است که نمی‌توان آن را جدای از فعالیت انسانی دانست. فضا از آن فعالیت اثر می‌پذیرد و بر آن اثر می‌گذارد و بنابراین می‌توان آن را محصولی روزمره و دائما در حال تولید دانست. سُنتا در فرهنگ غربی فضا به عنوان چیزی که با عقلانیت ساخت‌یافته از علم تجربی و منطق پر می‌شود، ادراک می‌شود. اما برای لوفور فضای اجتماعی همزمان مفهومی و فیزیکی بود. فضای اجتماعی قلمرویی است که در آن زندگیِ فرهنگی جامعه اجرا می‌شود. آن فضا با الگویی از تعاملات اجتماعی تولید می‌شود، اما در مقابل خود را بر کاربرانش تحمیل می‌کند و در نتیجه به جامعه شکل می‌دهد. فضا اَشکال خاص رفتاری و تعاملی را تشویق یا منع می‌کند و به ساختارهای اجتماعی و ایدئولوژی‌ها شکل می‌دهد. لوفور فضا را در سه سطح تحلیل می‌کند:

 

فضای بازنمایی

فضای ساکنان و کاربران است. ( در این معنا که هر فضایی نمادین و وساطت‌یافته است، هر فضایی بازنمایی است و به لحاظ هرمنوتیکی دخیل [۴] است. فضایی است که به شکلی انفعالی و شدید تحت تاثیر تفکرات و نظریه‎‌های ایدئولوژیک است. فضای بازنمایی، فضایی فیزیکی را در بر می‌گیرد و از اشیای آن استفاده‌ی نمادین می‌کند. فضای بازنمایی تولید می‌شود و شامل کدهای فضایی است که در طول زمان تغییر می‌کنند. فضاهای بازنمایی زندگی روزمره، توسط کدهای معاصر فضایی تولید شده‌اند و نمادگرایی پیچیده را تجسم می‌بخشند. فضایی که از طریق تصاویر مرتبط و نمادها در آن زندگی می‌شود و بنابراین فضای کاربرانِ آن است، اما همچنین فضای هنرمندان و نویسنده‌ها و فلاسفه. مثلن قبرستان و میدان روستا.

بازنمایی‌های فضا

فضای مفهومی‌شده‌ی رسمی برای طراحان، دانشمندان، شهرسازان، معماران و… این فضاها  فرمی فیزیکی به خود می‌گیرند و به عنوان نقشه و طرح و مدل به کار می‌روند. طبق آنچه لوفور بیان کرده است، بازنماییِ‌های فضا درباره‌ی تاریخچه‌ی ایدئولوژی‌ها است. این تاریخچه‌ها می‌توانند با نگاه کردن به اینکه طرح‌های یک فضا در طول زمان تغییر کرده‌اند، مورد مطالعه قرار گیرند. بازنمایی فضا یک فضای مفهومی بدون زندگی و در حقیقت یک انتزاع است. این سطح از طراحیِ فضا همان است که عمدتا توسط دانشجویان طراحی تجربه می‌شود. یک فضای محاسبات، اشکالِ هندسه و چیزهای دیداری اگرچه انتزاعی، زبان معماران و طراحان است،که به تولید چنین فضاهایی و نظمی که این تولید درآن رخ می‌دهد، گره خورده است. مداخله یا آغاز هنگام تحقق یا ساخت رخ می‌دهند.  مثلا طراحی‌ها  و طرح‌ها، و همچنین زمین، جهان و گیتی.

 

پرکتیس فضایی [۵] ( فضای ادراک‌شده)

این سومین و آخرین تفسیر لوفور از فضا است. سه سطح متفاوت از فضا وجود دارند، از بسیار انتزاعی،  خام ، فضای طبیعی( فضای مطلق)  تا فضاهای پیچیده‌تر که اهمیتشان به صورت اجتماعی برساخته می‌شود( فضای اجتماعی). فضای اجتماعی یک محصول اجتماعی است. هر جامعه‌ای فضای اجتماعیِ خودش را تولید می‌کند. تولید فضای اجتماعی، موضوعی بنیادین برای بازتولیدِ جامعه ) کنترلِ اجتماعی) است. ( به عنوانِ مثال اتحاد جماهیر شوروی نتوانست فضایی سوسیالیستی تولید کند.) پرکتیس‌های فضایی کاری است که انجام می‌دهیم و اگرچه ممکن است واضح به نظر برسد، این که فضا توسط معماران و برنامه‌ریزان چگونه ادراک می‌شود به شکلِ قابلِ ملاحظه‌ای متفاوت است. به جای دیدنِ پرکتیسِ فضایی به عنوانِ فعالیتی  که فضا را ایجاد می‌کند، به عنوانِ تولیدِ فضا به آن نگریسته می‌شود؛ از آنجا که پرکتیسِ فضایی نظم‌یافته [۶]  است و خودِ فضاها نیز بوسیله‌ی بازنمایی‌های فضا مانند طرح‌ها و طراحی‌ها نظم‌یافته شده‌اند. بازنماییِ تاریخیِ فضا فعالیتی انحصاری بود که به وسیله‌ی کشیشان و ریاضی‌دانان، معماران، آهنگ‌سازان، هنرمندان و اقتصاددانان و دیگران برعهده گرفته می‌شد و نه کارگران. لوفور مثالی می‌آورد از اختراعِ بُعد در طراحیِ منظره ( دوره‌ی رنسانس) و حسی که آن نقاشی‌ها از « فضای واقعی» ایجاد می‌کنند. پرکتیسِ فضایی پذیرای تولید و بازتولید است. برای مثال جاده‌ها شهرهای کوچک را به هم متصل می‌کنند و راه‌آب‌ها شهرهای کوچک را به شهرهای اصلی.

چیزهای متعددی با اصطلاحاتِ فضایی شرح داده می‌شوند، از فضایِ فیزیکیِ طبیعت تا فضاهای برساخته‌ی انسان، حتی فضای ذهنی و فضای اجتماعی. فضای اجتماعی قلمرویی است که در آن « زندگیِ فرهنگیِ» جامعه  به اجرا درمی‌آید. همانطور که توسط لوفور توصیف شده است،  فضا با تعاملِ اجتماعی برساخته می‌شود، خود را بر کاربرانش تحمیل می‌کند و در مقابل جامعه را شکل می‌دهد. فضا صورت‌های بخصوصی از رفتار و تعامل را تشویق و منع می‌کند و به ساختارهای اجتماعی و ایدئولوژی‌ها صورت می‌بخشد. ارتباط با فضا از زمان پیشاسقراطیان دغدغه‌ی اندیشمندان بوده است.

اما در روزگار متأخر « تولیدِ فضا» نظریه‌های اجتماعی را در چندین رشته شاملِ نظریه‌پردازان، شاغلان و آموزگارانِ مطالعاتِ شهری، معماری و طراحی تحت تأثیر قرار داده است. برای لوفور، تمامِ فضای اجتماعی تولید می‌شود. تنها فضایی که تولید نمی‌شود خود طبیعت است. ( اگر دستکاری نشود.) این فضا- یعنی طبیعت- در چهارچوبی پیچیده قرار می‌گیرد که واقعیتِ اجتماعی را تشکیل می‌دهد و فرای بازچنگ‌آوری [۷]  است. کارِ لوفور کارِ یک کنشگر است. او به ترمیمِ فضاهای « اصیل» می‌خواند که کالایی‌سازی نشده و تحت سلطه قرار نگرفته‌اند. به علاوه، او به فضاهای نو و موجود نیز می‌خواند. مانندِ ساختمان‌ها، فضاهای زیستن و مکان‌های اجتماع‌ها تا در ارتباط با یافتنِ حقیقت و بازمفهوم‌پردازی [۸]ِ  فضاهای زیسته، بازنگریسته شوند. فلسفه‌ی لوفور به دنبالِ ایجادِ آگاهیِ فضای اجتماعی آن طور که توسطِ دولت و سرمایه‌داری تولید شده است، می‌گردد. از این منظر، اگر ما فضاها را بازمفهوم‌پردازی نکنیم، سرمایه‌داری فضاهایی پدید می‌آورد که تمام ما را به کارگران- مصرف‌کنندگان و جهان را به منبعی مطلق بدل می‌سازد.  

 

بازمفهوم‌پردازیِ فضای اجتماعی

بازمفهوم‌پردازیِ فضای اجتماعی

 

منبع:  Design Principles & Practices – An international Journal

 

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول، دگرگون کردن فضاهای داخلی در معماری، بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

 

[۱] design

[۲] production

[۳] sphere/ space

[۴] hermeneutically engaged

[۵]  Spatial practice

[۶]  Ordered

[۷] recapture

[۸] reconceptualise