کار در ارتفاع

طناب یکی از اصلی ترین ابزار در صنعت کار در ارتفاع به شمار می رود. طناب ها از دو نوع پویا (دینامیک یا قابل کشش) و ایستا (غیر قابل کشش یا استاتیک) تشکیل شده اند که تفاوت آن ها در عکس العملشان لحظه وقوع سقوط فرد می باشد.

طناب های پویا هنگام سقوط حالت ارتجاعی دارد و طول آنها افزایش میابد که باعث می شود ضربه وارد شده به کوهنورد کاهش یابد و این خاصیت برای زمان هایی که احتمال سقوط بیشتری هست کاربرد دارد.

طناب های ایستا فاقد خاطیت کششی هستند و صعود و فرود هردو بر روی طناب انجام می گیرد.

 

شستشوی نما

شستشوی نمای مجتمع قضایی شهید محلاتی که در کارنامه زیبانگار مدیسا قرار دارد نشان از انعطاف این مجموعه جهت همکاری با تمام ارگان ها و نهادهای دولتی و خصوصی می باشد.

نمایی از اجرای سندبلاست

با سند بلاست پاکسازی و نظافت سطوحی با جرم های سخت و رسوب شده مانند آجری دیوارهای سیمانی سطوح سنگی که به تنهایی با واتر جت قابل شستشو نمی باشند انجام میگیرد. کاربری هایی چون تمیز کاری و ایجاد بستر رنگ آمیزی ( رنگ زدایی ) با  واتر سندبلاست صورت میگیرد.سندبلاست متشکل از ۲۵۰ بار ،آب ،سیلیس که با نازل تزریق میباشد.

کار در ارتفاع بدون محدودیت در تعداد طبقات

نیروهای متخصص و حرفه ای کار در ارتفاع بدون محدودیت در تعداد طبقات و طول ارتفاع از سطح زمین بهترین و بالاترین کیفیت خدمات را به معرض نمایش می گذارند.

استانداردادهای روز دنیا برای رقابت در حوزهای مختلف Rope Access،ارائه مدارک و مجوزات بین المللی لازم مهر تایید بر عملکرد و افتخارات ماست.

برخی از مشاغل کار در ارتفاع(rope access)

صنایع صنایع هوا وفضا صنایع دریایی صنعت ساختمان امداد و نجات پتروشیمی
 ۱ شستشوی هواپیما اعمال رنگ،رزین،آنتی جلبک شستشوی نما صعود و نزول در حوادث  بازرسی و تعمیر
 ۲ ترمیم بدنه هواپیما عایق کاری و درز بندی نور پردازی سیل  خطوط انتقال در فضای بسته
 ۳ رنگ هواپپما شستشوی عرشه و بدنه پیچ و رولپلاک زلزله وایر برس و رنگ
۴ درز بندی و عایق تعمیر بدنه رنگ نما آتش سوزی بازرسی و ایمن سازی
۵ برق جوشکاری و بازرسی اجرای رزین و نانو سقوط  از دره تعمیر و نگهداری نیروگاه
۶ الکترونیک  سکوی نفتی سیمان نجات کوهنوردان
۷ دکل مخابراتی سازه فضایی درز بندی و عایق تخلیه اظطراری

 

دوره ها دوره ایراتا دوره ایراتا دوره ایراتا تاور کلایمبینگ نجات تله کابین متوقف کننده سقوط لایف لاین نصب و نظارت بازآموزی دوره
سطوح سطح۱ سطح۲ سطح ۳ ۰ ۰ (Fall Arrest) (Life Line) متوقف کننده سقوط مدرک بین المللی

 

زندگی در ارتفاع

نویسنده: آدام هیگینبوثم

بخش هفتم و پایانی

جهان بالای طبقه‌ی چهلم جهانی ساکت است؛ جایی که خلوت تقریبا کامل است و شورانگیز. « وقتی میای پایین تو خیابون، همه‌ش جر و بحث و سر و صدا می‌شنوی. ماشینا و بوقا و آژیرا. اون بالا هیجی نمی‌شنوی.» این‌ها را اندی هورتون به من می‌گوید. ادامه می‌دهد: « فقط تویی و همکارت. می‌تونین درباره‌ی هر چیزی حرف بزنین. می‌تونی با خودت حرف بزنی. هیچکس قرار نیست سرت داد بزنه.»

در گذشته، پنجره‌پاک‌کن‌هایی که ساعتی کار می‌کردند، به خاطر کم‌کاری بدنام شده بودند. کارفرمایان برای کار تمام وقت پول پرداخت می‌کردند اما می‌پرسیدند که کار واقعن چقدر زمان می‌برد. « این قبلا یه چیز نانوشته بود. – به خاطر اینکه اون بیرونی و داری یه کار پرریسک می‌کنی، اونا یه جور دیگه فکر می‌کنن.» این‌ها را اندی هاک توضیح می‌دهد. سُنتا، پنجره‌شویی در ساختمان‌های تجاری صبح‌های زود آغاز می‌شود تا موجب سلب آسایش  مستأجرین نشود و در تابستان به این خاطر که دمای شیشه‌ی تیره می‌تواند به صد درجه‌ی فارنهایت [۱] در یک بعد از ظهر برسد، تا کمتر در معرض تابش مستقیم آفتاب باشند. حتی روز کاری یک شیشه‌شوی می‌تواند ۶ صبح آغاز شود و  چهار ساعت بعد به پایان برسد. « این شغل یه زمانی بهترین کار پاره‌وقت بود؛ حتی تا همین ده پونزده سال پیش. می‌تونستی چکت رو همون موقع نقد کنی.» این‌ها را اریک براون به من می‌گوید.

اما فرهنگ این شغل کم‌کم تغییر کرد. رکود اقتصادی منجر به دوره‌های پاکسازیِ دیر به دیر در ساختمان‌های بزرگ، استخدام خدمه‌ی دائمی کمتر و تعدیل نیرو شد. بسیاری از پنجره‌شوی‌های کهنه‌کار دیگر انتظار ندارند فرزندانشان حرفه‌ی آن‌ها را دنبال کنند: پسر باب منزر در موسسه فناوری مد [۲] تحصیل می‌کند و برنامه دارد که عکاس بشود. راون براون می‌گوید شک دارد پسرش که از دانشگاه راتگرز در رشته‌ی اقتصاد فارغ‌التحصیل شده است، حرفه‌ی او را ادامه بدهد. او می‌گوید: « من بهش اجازه نمی‌دم.  خودشم کشته مرده‌ی ارتفاع نیست.»

ظاهرا کار مردان سطل آب به دست همچنان خارج از دسترس فناوری باقی مانده است. اگرچه تولیدکننده‌ی شیشه، پیلکینگتون [۳] ، پنجره‌‌هایی با پوشش خودپاک‌شونده که با نور خورشید تسریع می‌شود، توسعه است و دانشمندان آلمانی و ژاپنی ربات‌های نماشوییِ گران‌قیمتی ساخته‌اند هیچ کدام هنوز پایگاهی در نیویورک پیدا نکرده‌اند. در آخر سال ۲۰۰۹، شرکت ترکتل بزرگترین قراردادش تا به امروز را امضا کرد: طراحی و اجرای داربستی که به پنجره‌شوی‌ها اجازه می‌دهد که از شیشه‌ی منشورمانند شیبدار نمای ۱۰۴ طبقه‌ی شیشه‌ای مرکز تجارت جهانی دیوید چایلد پایین بیایند، که در سال ۲۰۱۴ تکمیل می‌شود.

تا آن موقع بلندترین ساختمان شهر رسما همان ساختمان شماره‌ی ۳۵۰ خیابان پنجم [۴] باقی می‌ماند. در  آسمان صاف و بی‌ابر یک صبح ماه نوامبر، جایی که  دربان در بیرون می‌گوید: « به ساختمان امپایراستیت خوش آمدید! جشم‌اندازی ۵۰ مایلی [۵] ! » من به همراه ران زایبیگ و جویی فیتزجرالد تا طبقه‌ی ۱۰۲ ام بالا می‌روم؛ رصدخانه. جایی که بازدیدکنندگانی که چشم‌انداز را تحسین می‌کنند.، از آن می‌گذرند. دری ناشناس  و سفیدرنگ را باز می‌کنیم و راه‌پله‌ی فلزی را تا اتاقی کوچک و گرد بالا می‌رویم. این جا در طبقه‌ی ۱۰۳ ام، اشعه‌ی آفتابی روشن از میان دو در شیشه‌ایِ باریک عبور می‌کند: بلندترین پنجره‌های نیویورک. زایبیگ قفلی را که در شرقی‌تر  را می‌بست باز می‌کند و فیتزجرالد بر روی راهی باریک قدم می‌گذارد، شاید به عرض ۱۸ اینچ [۶]، که به وسیله‌ی دیواری سیمانی که تا ران‌های اوست، محدود شده است.

« بجنب، بام دنیا اینجاس.» فیتزجرالد می‌گوید. نسیمی سبک، میان دکل تلویزیون و آنتن‌ها، بالای سر ما  تلق و تولوق می‌کند؛ شهر در زیر مانند مینیاتوری پرجزئیات و عکسی ماهواره‌ای  پدیدار می‌شود. فراتر از دیواره، گویی خلأیی آنی و بی‌پایان دهان باز کرده است. کف دستم از عرق می‌سوزد و من طوری زانوهایم را بغل گرفته‌ام که می‌تواند نشانه‌ای از ترس خالص قلمداد شود.

« فقط تو نیستی.» فیتزجرالد می‌گوید. « همه اینجا می‌ترسن.»  من با خودم درگیرم تا بایستم؛ فیتزجرالد سطل و وسایلش را بلند کرده و دور باریکه‌ای رو به سنترال پارک [۷] تقلا می‌کند، جایی که شروع کرده است تا شیشه‌ای که به خاطرش تا اینجا آمده است را با صابون بشوید. پنجره‌شویی در ساختمان امپایراستیت به صورت طبقه به طبقه برنامه‌ریزی شده است و هیچ گاه متوقف نمی‌شود. « ما یه برنامه‌ی همیشگی داریم، از بالا شروع می‌کنیم میایم پایین.» این را زایبیگ می‌گوید. ادامه می‌دهد: « جایزه‌مونم اینه که برگردیم بالا و دوباره شروع کنیم.» 

 

پنجره‌شویی بر فراز امپایراستیت بلندترین ساختمان نیویورک تا پیش از سال 2014

پنجره‌شویی بر فراز امپایراستیت بلندترین ساختمان نیویورک تا پیش از سال ۲۰۱۴

منبع:  مجله‌ی نیویورکر

 

 مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم، بخش ششم

[۱] سی و هشت درجه‌ی سانتیگراد

[۲] Fashion Institute of Technology

[۳] Pilkington

[۴] منظور ساختمان امپایراستیت است.

[۵] حدود ۸۰ کیلومتر

[۶] حدود نیم متر

[۷] Central Park

زندگی در ارتفاع

نویسنده: آدام هیگینبوثم

بخش ششم

برای سال‌های متمادی، پنجره‌پاک‌کن بودن در نیویورک یکی از خطرناک‌ترین مشاغل در جهان محسوب می‌شد. تا سال ۱۹۳۲ به طور متوسط از هر دویست پنجره پاک‌کن یک نفر در سال کشته می‌شد. و علارغم اینکه در پی آن آئین‌نامه‌های شهری و ایالتی بر این حرفه حکم‌فرما شدند، تا دهه‌ی هشتاد پنجره‌پاک‌کن‌های نیویورکی همچنان گرفتار حوادث بودند.  اما از سال ۱۹۹۳ که تلاش‌های برای شکل دادن استاندارهای حرفه‌ای در این پیشه صورت گرفت، اتحادیه‌ی BJ32 یک برنامه‌ی آموزشی تربیت کارآموز را به اجرا درآورد.  همه‌ی پنجره‌پاک‌کن‌های تازه‌کار اتحادیه حالا دویست و شانزده ساعت کلاس آموزشی می‌گذرانند که با گذراندن سه هزار ساعت با کارفرما معتبر می‌شود.

امروزه کار پنجره‌شویی در آمریکا به روشنی از راندن تاکسی امنیت بیشتری دارد. اما بیشتر آسیب‌ها  حین کار نتیجه‌ی چیزی است که مسئولین سلامت و امنیت شغلی به آن سقوط از ارتفاع می‌گویند. حتی از ۳۰ فوتی [۱] هم تنها نیمی از کسانی که می‌افتند، زنده می‌مانند. « قانونش چهار طبقه‌س» زایبیگ می‌گوید. « آدم ۲۰۰ پوندی [۲]، چهار طبقه، مرگ»

داستان‌های  برخی از  پنجره‌پاک‌کن‌های شهر که خوش‌اقبال نبوده‌اند، تبدیل به بخشی از افسانه‌های این حرفه شده است: چهار مرد بر روی یک داربست در ساختمان اکوئیتبل لایف [۳] در سال ۱۹۶۲ سقوط کرده و کشته شدند؛ پاک‌کننده‌ای که کمربند ایمنی‌اش را در صندوق عقب ماشینش گذاشته بود، تا اینکه یک صبح سر کار کمربند که به وسیله‌ی اسید نشتی باتری ماشین خورده شده بوده باعث سُر خوردن و لغزیدن و در نهایت مرگ او شده است. ریچارد سینگلتون که در سال ۱۹۹۹ در خیابان۳۴۵پارک جنوبی کار می‌کرده است ، یک دقیقه بعد از این که از داخل طبقه‌ی دوازدهم پنجره‌های به داخل بازشونده [۴] را پاک می‌کرده ‌است، بر روی پیاده‌رو مرده بوده است. در ۱۱ سپتامبر سه پنجره‌شوی در ساختمان تجارت جهانی سر کارشان بوده‌اند وقتی اولین هواپیما به ساختمان برخورد کرده است. در برج شمالی پاک‌کننده‌ی متولد لهستان یان دمتور [۵] کمک کرد تا جان پنج مرد که در آسانسور سریع‌السیر به همراه او در طبقه‌ی پنجاهم گیر افتاده بودند، نجات پیدا کند: پس از آنکه آنها در آسانسور را کاملا باز کردند، دمتور  از شیشه‌روبش استفاده کرده است تا تا سوراخی در دیوار بدنه ایجاد کند که از داخل آن همگی فرار کردند. در برج جنو.بی، متصدی کهنه‌کار تجهیزات، روکو کاماج، و یک وردست، فابین سوتو، وقتی ساختمان فرو می‌ریخته است، نزدیک سقف طنابشان کنده شده  و کشته شدند. همکاران نجات‌پیداکرده‌شان قانع شده‌اند که در لحظات آخر قبل از سقوط برج، کاماج تلاش می‌کرده است تا با استفاده از داربستِ پا‌کسازی، به نقطه‌ی امنی برسد.   

بر اساس صحبت‌های سخنگوی اتحادیه  ۳۲BJ، مابین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۸ پنجره‌پاککن‌های غیرعضو در اتحادیه در نیویورک-  که تعداد رو به افزایششان به آرامی جایگزین شویندگان سازماندهی‌شده می‌شود- در حد.ود ۲۰۰ حادثه، که بیش از ۷۰ تای آنها مرگبار بوده‌اند، قربانی شده‌اند. اتحادیه در حال حاضر تعداد اعضایش را به تنها ۷۰۰ نفر کاهش داده است به آمار ایمنی خود می‌بالد اما مرگ‌ها بر اثر حوادث همچنان باقی‌اند.

ادگار و آلسیدس مورنو، برادرانی که اواخر دهه‌ی نود از جنوب اکوادور  به منطقه‌ی نیویورک آمدند، هر دو در اتحادیه ۳۲BJ تعلیم دیده بودند. در ۷ دسامبر ۲۰۰۷ آن‌ها برای یک روز کار پاکسازی بر روی برج سولو آمدند، جایی که داربست ثابت از وقتی که توسط کارکنان شرکت ترکتل [۶] در نوامبر آن سال سرویس شده بود، دیگر استفاده نشده بود. وقتی آن دو به داخل سبد پاکسازی پا گذاشتند، کابلی که آن را به سقف ساختمان متصل کرده بود، از لنگرش جدا می‌شود و سبد چهارصد و هفتاد فوت [۷] پایینتر، به داخل حیاط می‌افتد. ادگار پیش از آنکه سبد به زمین بخورد، از آن جدا می‌شود و با برخورد به فَنس درجا کشته می‌شود. آلسیدس تا پایین در سبد می‌ماند و دچار آسیب‌هایی در مغز، سینه و شکمش و شکستگی دنده‌ها و یک بازو و دو پایش می‌شود اما هر طور بود، زنده می‌ماند؛ دقایقی بعد امدادرسانان او را هشیار  و صاف نشسته روی لاشه‌ی سبد پیدا می‌کنند.

وقتی که بازرس ایمنی OSHA  به سقف رسید،  دو مهار ایمنی و دو سطل آب کنار دیواره [۸] بودند. آبِ درونِ سطل‌ها هنوز گرم بود. آزمایش‌ها نشان داد که کارکنان شرکت ترکتل که کابل را تعویض کرده بودند، از ابزاری مشکل‌دار استفاده کرده بودند و وقتی کارشان تمام شده بود، آن را چک نکرده بودند. سه هفته بعد برادران مورنو پیش از بستن مهارهای محافظ در برابر سقوط، تا سبد پاکسازی- که می‌توانست آن‌ها را برای ایمنی به بخشی از ساختمان محکم کند- بالا آمدند. اگر هر کدام از این کارها درست انجام می‌گرفت، به گفته‌ی ریچارد مِندِلسون، مدیر وقت بخش منهتن این شرکت، این حادثه اتفاق نمی‌افتاد. « سبد پاکسازی سر نخورد و آنها به مهار محافظ بسته نشده بودند- می‌توانستند به آن بسته شده باشند و کارشان را انجام دهند.  اگر سبد سر می‌خورد و آن‌ها به مهار محافظ بسته شده بودند، سبد به زمین سقوط می‌کرد، اما آن‌ها شش فوت [۹] زیر دیواره، در هوا معلق می‌ماندند.   

اواخر آگوست ۲۰۰۸، رابرت دوماشوتز [۱۰] از پنجره‌ی حفاظ‌دار ساختمان شماره‌ی چهل  در خیابان پنجم افتاد و کشته شد. دوماشوتز از حفاظ به این طرف آمده بود و خود را به آن بسته و تکیه داده بود؛ پیچ‌های هفت اینچی [۱۱] از دیوار کنده شدند و از دوازده طبقه به خیابان افتاد. پنجره‌های نو تازه نصب شده بودند و به دلایلی که بعدن ظاهر شد، پیچ‌های لنگریِ درون دیوار آپارتمان با اره‌مویی کنده شده بودند. « مردم نمی‌دونن.» این را تریسی همسر بیوه‌شده‌ی دوماشوتز بعدا گفت؛ « همسر پنجره‌پاک‌کن بودن مثل همسر آتش‌نشان بودنه.»

 

خطرات کار در ارتفاع

خطرات کار در ارتفاع

 

 

منبع:  مجله‌ی نیویورکر

 

مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم

 

[۱] حدود ۹ متر

[۲] حدود ۹۱ کیلوگرم

[۳] Equitable life building

[۴] tilt-ins

[۵] Jan Demczur

[۶] Tractle

[۷] حدود ۱۴۳ متر

[۸] parapet

[۹] حدود ۲ متر

[۱۰] Robert Domaszowec

[۱۱] حدود ۱۸ سانتیمتر

زندگی در ارتفاع

نویسنده: آدام هیگینبوثم

بخش پنجم

زمانی که منزر بالاخره توانست به پنجره‌های برج هرست برسد، به ندرت کثیفی‌ای بر روی آن‌ها پیدا می‌کرد. « اونا تمیز می‌مونن. می‌دونی که. ممکنه پرنده‌ها کارخرابی کنن که باید پاکش کنی. ولی یه پاک کردن و شیشه رُفتنِ ساده و سریعه.» در ساختمان امپایراستیت که بسیاری از پنجره‌ها قابل باز شدنند،کار پیچیده‌تر است.  زایبیگ – که اولین بار در سال ۱۹۸۹ کار بر روی این ساختمان را آغاز کرده است، پیش از آنکه پنجره‌های قدیمی‌اش [۱] با «پنجره‌های مورّب» [۲] جایگزین شوند، – که به داخل بر روی پاشنه‌گرد [۳] لولا می‌شوند تا بشود از داخل آن‌ها را تمیز کرد- اغلب فراخوانده می‌شود تا ترشحات قهوه بر روی شیشه که توسط مستأجرین طبقات بالاتر پرت شده‌اند را پاک کند. زایبیگ به من می‌گوید: « اونا همیشه‌ی خدا آت و آشغالاشون و از پنجره پرت می‌کنن.»  ادامه می‌دهد: « یه دفعه، اونا انگاری بیست گالن نگه‌دارنده‌ی توت‌فرنگی پرت کردن. ده طبقه اومد پایین و همه‌ش به پنجره‌ها پاشیده شد. اون موقع زمستون بود و  روی شیشه‌ها یخ زد. ما نتونستیم پاکش کنیم.»

باد که بوالهوسانه بالای ساختمان‌های مرتفع می‌وزد، می‌تواند کار پاکسازی را ناخوشایند کند. بادهای بالارونده و جریان‌های مخالف که تاثیرات غیرمعمولی بر شرایط اقلیمی دارند- باریکه‌ی قابل دیدنی از سقف تا خیابان بر سقف دیگر در روزی مه‌آلود ، بارانی که به خاطر باد بجای کف دستانتان به سمت بالا می‌آید- آب را از پیاده‌روهای شسته‌شده و حتی شیشه‌های روبرویی برمی‌دارند و روی شیشه‌ای که تازه پاک شده می‌ریزند. « شما  سعی می‌کنین چوباتون رو زیر شیشه‌روبا نگه دارین تا آب همه جا نپاشه.» این را منزر می‌گوید و ادامه می‌دهد: « اما واقعا کار زیادی نیست که بتونین انجام بدید.» جریان‌های قوی هوا مخاطرات بعدی‌ای را در آسمانخراش‌هایی که پنجره‌هایشان از داخل پاکسازی می‌شوند، به دنبال دارند: در و پنجره‌‌ای که همزمان در دفاتر کار در ساختمان امپایر استیت  می‌تواند باعث تَرَکیدنِ تمام کاشی‌ها بر روی سقف کاذب شود یا آنها را به هوا پرتاب کند؛ در دفتر شهرداری در خیابان ۲۱۷ برادوی، ران زایبیگ یک بار با وحشت شاهد آن بوده است که دسته‌ای از کاغذهای مرتبا درحال چاپ کامپیوتری که سه فوت [۴] ارتفاع داشته است، با جریان هوا بلند شده  و ظرف مدت چند ثانیه ناپدید شده است. « مثل یک مار» در برابر پنجره‌ای باز. « اندازه‌ی یک چهارم مایل [۵] به نظر می‌رسید. تا جایی که چشم کار می‌کرد، کاغذ بود. به خودم گفتم: گندش بزنن. وای مرد، اون یه عالمه اطلاعات بود.»

در طول سفر خودم زیر دیوار برج هرست، زمان زیادی از طلوع آفتاب نگذشته، در یک صبح شنبه، دفاتر کار را دیدم که مثل آکواریومی که ناشیانه نگهداری شود، خالی و بی‌روح بودند. ظاهرا ساختمان‌های مسکونی متفاوتند. « تو همه چیز رو می‌بینی.» منزر این را گفت و لبخند زد. « بعضی از مردم نمی‌دونن چه جوری پرده‌شون و بکشن.» اندی هورتون که چهارده سال بر روی داربست روی برج سولو [۶] ، آسمانخراشی چهل و هفت طبقه با نمای شیشه‌ای در خیابان شصت و ششم غربی، کار می‌کرد، یکی از ساکنین را به یاد می‌آورد که هر روز صبح در حالی که با سگش که کنارش پشت میز نشسته بود صبحانه می‌خورد، دیده می‌شد. وقتی که حیوان از پنجره‌ی بازی افتاد و مرد، صاحبش قشقرق به راه انداخت و پنجره‌پاک‌کن‌ها را مقصر دانست.

 

منظره‌ی پش روی پاک‌کنندگان پنجره بر روی داربست

منظره‌ی پش روی پاک‌کنندگان پنجره بر روی داربست

 

منبع:  مجله‌ی نیویورکر 

 

 مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم

[۱] old belt windows

[۲] tilt-ins

[۳] sashes

[۴] حدود یک متر

[۵] نزدیک چهارصد متر

[۶] Solow Tower

زندگی در ارتفاع

نویسنده: آدام هیگینبوثم [۱]

بخش دوم

 

پاک‌کنندگان پنجره‌های ساختمان امپایر استیت

پاک‌کنندگان پنجره‌های ساختمان امپایر استیت

در سالهای اول، پنجره‌ی آسمانخراش‌ها به صورت منظم با شوینده‌ای که خیلی ابتدایی روی لبه‌ی آن می‌ایستاد و چهارچوب را می‌گرفت یا حتی با دست نگه داشته می‌شد، تمیز می‌شدند. در اوایل قرن بیستم، آنها شروع به استفاده از کمربندهای ایمنی‌ای از جنس چرم کردند که با سگک به دور کمر بسته می‌شد و به یک تسمه که یا دو پیچ لنگری [۲] که به دیواره‌ی آجری اطراف هر پنجره نصب شده بودند، متصل بود. تا ۱۹۳۱ که ساختمان امپایر استیت [۳] تکمیل شد، حدود دو تا سه هزار پاک‌کننده‌ی پنجره در نیویورک بودند؛ نهایتا، خدمه‌ای متشکل از هشت مرد که در دو تیم بر روی بلندترین ساختمان جهان کار می‌کردند، بر روی لبه‌هایی با عرض کمتر از ۲ اینچ [۴] تعادل خود را حفظ کردند، تا هر یک از شش‌هزار و پانصد پنجره‌ی آن را تمیز کنند.

پیشه‌ای بود که برای آن کمابیش به هیچ تحصیلاتی نیازی نبود، اگرچه پذیرفته شدن در اتحادیه بدون داشتن ارتباطات شخصی به ندرت اتفاق می‌افتاد. برادر بزرگتر بیل فیتزجرال، جویی، در چهل و چهار سالگی آدمی سیگاری‌ با صدایی زبر و پوستی بادخورده و شوخ‌طبعی‌ای گزنده، نوزده سال بر روی ساختمان امپایر استیت کار کرده است، که بیشتر آن در کنار اندی اندی هاک، دوست دوران کودکی‌اش در وودهیونِِ [۵] کویینز، بوده است. همکاری او را اینگونه توصیف می‌کند: « بهترینِ این حرفه، روی بهترین ساختمون شهر» .  هاک ناظر کارگاه اتحادیه در شعبه‌ی ۳۲BJ است،  ارشد سه کهنه‌کاری که خدمه‌ی دائمی پاکسازی پنجره‌های ساختمان امپایر استیت را تشکیل داده‌اند و  فرزندی از تبار شویندگان پنجره. پدرش لوییز، از نسل دوم مهاجران آلمانی در بروکلین به دنیا آمده بود – بدن‌سازی که پاک‌کننده‌های جوانتر به او «پاپا اسمرف»  می‌گفتند – و پنج برادرش در اواخر دهه‌ی پنجاه کار او را ادامه دادند. آنها فرزندانشان و سپس دامادهایشان را وارد این حرفه کردند و  آن را تبدیل به درختی خانوادگی کردند.  مردی چهل و یک ساله و چهارشانه، با سری تراشیده و ریش بزی، این‌‌ها را اخیرا برایم تعریف کرد.  او در هجده سالگی‌اش به اتحادیه پیوسته بود و شش ماه بعد فیتزجرالد هم با او همراه شده است. حالا سی یا چهل نفر از بستگانش پاک‌کننده‌ی پنجره هستند. مرد ادامه می‌دهد که خودش سه دختر دارد و پسری ندارد. اما مطمئن است که روزی یکی از آنها می‌آید بالا و می‌گوید: « بابا، باید برای شوهرم یه شغل پنجره‌شویی جور کنی.» . در نیویورک، این حرفه منحصرا مردانه باقی مانده است. هاک به من گفت که یکی از معدود پنجره‌پاک‌‌کن‌های زن در شهر، نوه‌ی یکی از اقوامش، از وقتی حامله شد دیگر کار نکرد. او می‌گوید: « این یه شغل مردونه‌ست». هاک از ۱۹۹۶ در ساختمان امپایر استیت کار می‌کند . روی ساق پای راستش با خالکوبیِ سیاه و روشن آسمانخراشی در برابر آسمان که ابر خال‌خالی‌اش کرده است و  پیکری غول‌آسا با قامتی به اندازه‌ی ۲۵ طبقه،شلوار کار به پا و سطلی در دست از آن بالا می‌رود، پوشیده شده است.

هاک توضیح می‌دهد که : « من کینگ‌کونگ و از این بالا بیرون انداختم. حالا اینجا ساختمون منه.»  

 

   منبع:  مجله‌ی نیویورکر  

مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول

[۱] Adam Higginbotham

[۲] Anchor bolt

[۳] Empire State Building

[۴] حدود ۵ سانتیمتر

[۵] Woodhaven

 

زندگی در ارتفاع

 

نویسنده: آدام هیگینبوثم

بخش چهارم

« سالها پیش، فقط مستقیم بالا پایین رفتن بود، رو شیشه‌ی صاف. بینگ!»  باب منزر این را به من گفت. او اضافه می‌کند: « حالا هر چی ساختمون میسازن پرِ زاویه‌س.» با تسریع روند پیشرفت‌ها در تکنولوژی صیغل دادن و نرم‌افزار کامپیوتری که طراحی ساختمانی با نقشه‌ای متفاوت برای هر طبقه را عملی کرده است، معمارها اخیرا برج‌های از کف تا سقف پنجره [۱] را به وجودآورده‌اند که منهتن را تبدیل به باغی کریستالی از فرم‌های هندسی و شکل‌های نامنتظم کرده‌ است. ساختمان آی‌اِی‌سیِ فرانک گِری [۲] به داربستی طراحی شده مخصوص به خود احتیاج داشت که از عهده‌ی اَشکال پایین‌رونده روی دیوارهای تمام‌شیشه‌ای‌اش بربیاید. وسیله‌ی پاکسازی [۳] در ساختمان رنزو پیانوی نیویورک تایمز [۴] بر روی سقف بازوچه‌ی هیدرولیکی [۵] به طول ۱۲۰ فوت [۶] معلق است، که برای هدایت آن از میان تیرهایی که اسکلت ساختمان را می‌پوشانند، ضروری است. پنجره‌شوی‌ها با شیشه‌روب‌ها یشان در مسیری جداگانه کار می‌کنند که برای این طراحی شده است تا از کنار میله‌های سرامیکی که روی ساختمان را می‌پوشانند عبور کنند و پنجره‌های دورتر را پاکسازی کنند.   

در برج هرست، سبد پاکسازی در نزدیکی گوشه‌ی شمال شرقی به سمت راستش متمایل شده بود و منزر شروع کرده بود به پایین آوردن داربست بر روی نما. من از داخل طبقه‌ی چهل و چهارم – سالن اجرایی کنفرانس برج هرست-  مشاهده کردم که آن وسیله کم‌کم به سمت پایین پدیدار می‌شود. با بیرون کشیدن یک دستگیره‌ی مکانیکیِ ایمنی، منزر و براون یک سمت سبد را از روبنای معلقش آزاد کردند. منزر نیشخندی زد و شصتش را به نشانه‌ی موفقیت به سمت من گرفت  و زمانی که آنها یک جفت تسمه‌قرقره را کشیدند، آن وسیله به آرامی  بر روی پنجره‌ی زاویه‌دارِ « نوک پرنده» بسته ‌شد،  تا جایی که آن مردان فقط چند اینچ با من در آن سمت شیشه،  فاصله داشتند. آخرِ سر، تیم سر جایش برای پاکسازی قرار گرفته بود.

پاکسازی پنجره‌ها بر روی برج هرست

پاکسازی پنجره‌ها بر روی برج هرست

بیرون یا درون، تکتیک‌هایی که برای پاکسازی پنجره به کار می‌روند یکسانند. وقتی شیشه با اسفنج یا برس مرطوب شد، آب آن با شیشه‌روب کنار زده می‌شود؛ بدون آنکه لکه‌ای به جا گذاشته شود. این کار از آنچه به نظر می‌رسد، مشکلتر است. اولین تلاش من برای این کار، صبحی در طبقه‌ی هشتاد و ششم ، سکوی دید ساختمان امپایر استیت – تحت نظارت مرد سوم خدمه‌ی آنجا، ران زایبیگ [۷] ، مردی خوشرو و چهارشانه با موی بلوند لختی که تا شانه‌اش می‌رسید و دارای کمربند مشکی جوجیتسو، آخرین همکارش به او لقب ثور [۸] داده بود- موفقیت‌آمیز نبود. « وحشتناک! »  با در نظر گرفتن مقدار آب چرکی که  از شیشه پایین می‌ریخت و  من آن را به جا گذاشته بودم، زایبیگ  مهربانانه آن را جمع‌بندی کرد، پیش از آنکه هنر « تاب خوردن» پنجره‌پاک‌‎کن‌ها را به نمایش بگذارد. این حرکت احتیاج به تماسی کوچک  و سر خوردنی نرم و مار مانند دارد- تا آب را بدون آنکه لبه‌ی روبنده‌ی تیغه از شیشه جدا شود تعقیب کند، در پی‌اش حرکت مچ می‌آید تا چرک و آب و شیشه‌روب را از پنجره جدا کند- که برای هر کسی متفاوت است. « وقتی دارید این کار و انجام می‌دید، انگار توی سرتون داره موسیقی پخش میشه.»  اندی هورتون، پنجره‌شویی سی و چهار ساله، که برنامه‌ی آموزشی تربیت کارآموز اتحادیه‌ی پنجره‌پاک‌کن‌ها را اداره می‌کند، این را گفت. « یه ارکسترِ همیشگیه.» باب منزر به من گفت که بیشتر پنجره‌پاک‌کن‌ها سهوا « امضا» یا علامتی بر روی شیشه بر جای می‌گذارند- اگرچه خودش معمولا می‌تواند از چنین چیزی جلوگیری کند. بسته به این که کجای داربست ایستاده است، منزر می‌تواند با هر کدام از دست‌های راست و چپش شیشه‌روبی کند. « کار اون در این حد درسته.» این را ران براون گفت. « اون حتی می‌تونه از پاهاشم استفاده کنه اگه لازم باشه.»

 

منبع:  مجله‌ی نیویورکر

مرتبط: زندگی در ارتفاع بخش اول ، بخش دوم و بخش سوم

[۱]  floor-to-ceiling windows

[۲]  Frank Gehry’s IAC

[۳]  Cleaning platform

[۴]  Renzo Piano’s New York Times

[۵] Hydraulic boom arm

[۶] حدود ۳۷ متر

[۷] Ron Zeibig

[۸] Thor