نوشته‌ها

معماران چگونه از فضا، نور و چیزها برای اثرگذاری بر حالِ شما بهره می‌برند

بخشِ دوم

 با در نظر گرفتنِ چنین اثری، انجمنِ معماریِ آمریکا شش رویه‌ی کلیدی برای معماران را معرفی کرده است که هنگامِ طراحیِ یک فضا به شکل اختصاصی به آنها توجه کنند. در میان آنها ایمنی، ارتقای اتّصالِ اجتماعی، راحتیِ حرکت و برانگیختگیِ حسّانی دیده می‌شوند.

 برای مثال نورِ طبیبعی، می‌تواند به بیمارانِ یک بیمارستان کمک کند تا بهبود یابند و شاگردانِ مدرسه تا عملکرد بهتری داشته باشند. دکتر آلن لوییس، مُدرسِ معماری در دانشگاهِ منچستر، می‌گوید: « نور بدون شکِ اثری روانی بر افراد می‌گذارد. پژوهش نشان داده است که نورِ مرئی به بدنِ انسان کمک می‌‎کند تا تولیدِ هورمونِ ملاتونین [۱] را تنظیم کند که آن نیز به تنظیمِ ساعتِ زیستیِ [۲] بدنمان کمک می‌کند که بر روی الگوهای خواب و هضمِ غذا اثرگذار است. نورِ مرئی همچنین کمک می‌کند تا تولیدِ پیامرسانِ عصبیِ سروتونینِ [۳] بدن که علائمِ افسردگی را کاهش می‌دهد، تشدید شود.

اما یک فضای به خوبی طراحی‌شده، به صورتِ جزئی‌تر یک کتابخانه‌ی مدرن، باید در عین تناسب برای کارکردِ اصلی‌اش، باید چندکاره و چندسویه [۴]  نیز باشد. دکتر ماریالنا نیکولوپولو [۵] ، از مدرسه‌ی معماریِ دانشگاه کنت [۶] می‌گوید: « طراحی‌های خوب جایی‌اند که در آن ساختمان به فرد دیکته نمی‌شود چگونه باید ادراک، عمل یا احساس کند، بلکه این انعطاف‌پذیری را دارند که افراد خودشان آنجا را کشف و تجربه کنند.»

دکتر بریجیتا گاترسلبن [۷] ، مُدرسِ ارشدِ روان‌شناسیِ محیطی در دانشگاهِ سوری [۸]  با این نظر موافق است؛ « افراد گستره‌ای از کارهای متفاوت را انجام می‌دهند و نیازهای متفاوتی دارند. بعضی اوقات به تنهایی و بعضی اوقات به بودن با دیگران احتیاج دارند. گستره‌ای از فضاها که چیزهای متفاوتی را عرضه دارند، از همه بهتر جواب می‌دهد. این به تمامی به تناسب فرد با محیط برمی‌گردد.  برخی کتابخانه‌های‌ شاخصِ جایزه‌ی انجمنِ معمارانِ آمریکا، به وضوح تنوع زیادی از فضاهای انعطاف‌پذیر را به شکل انبوه دارا هستند.»

اما واقعیت این است که ایجاد یک فضای «بی‌نقص» ناممکن است، همچنین حرکتی سوبژکتیو [۹] و موازنه‌گون [۱۰] بینِ فرم و کارکرد. این موضوع با این واقعیت که معماران امکانِ تجملیِ خلقِ یک نمونه‌ی اولیه، خارج از مدل‌های کامپیوتری یا فیزیکی را ندارند و به وسیله‌ی قوانین و در بیشترِ موارد مضیقه‌ی بودجه‌ها، محدود می‌شوند، سخت‌تر می‌شود. « فضاهای منفی، هیچ وقت از روی قصد ساخته نمی‌شوند.» این را دکتر ریموند لوکاس، رییسِ بخشِ معماری در دانشگاهِ منچستر، می‌گوید و می‌افزاید: « طراحیِ ساختمان پیچیده است و ناممکن است که همه چیز درباره‌ی یک فضا را پیش از آنکه ساخته شود، پیش‌بینی کنیم.»

 

 

کتابخانه‌ی عمومیِ بیلینگز

کتابخانه‌ی عمومیِ بیلینگز

 

کتابخانه‌ی عمومیِ شیکاگو

کتابخانه‌ی عمومیِ شیکاگو

منبع: INDEPENDENT

مرتبط: معماران چگونه از فضا، نور و چیزها برای اثرگذاری بر حالِ شما بهره می‌برند، بخشِ اول ، روان‌شناسی رسیدن به تعادل بصری در طراحی داخلی ، طراحی داخلی شما چگونه بر روی ناخودآگاهتان اثر می‌گذارد؟ ، بخشِ اول و  طراحی داخلی شما چگونه بر روی ناخودآگاهتان اثر می‌گذارد؟، بخشِ دوم

[۱] melatonin

[۲] body clock

[۳] neurotransmitter serotonin

[۴] versatile

[۵] Marialena  Nikolopoulou

[۶]  the school of architecture at the university of Kent

[۷] Birgitta Gatersleben

[۸] Surrey university

[۹] subjective

[۱۰] balancing

معماران چگونه از فضا، نور و چیزها برای اثرگذاری بر حالِ شما بهره می‌برند

بخشِ اول

کتابخانه‌ها دیگر جاهایی ساکت، کهنه و اختصاص‌یافته برای مطالعه به تنهایی نیستند، بلکه اکنون فضاهایی روشن و پر جنب و جوش‌اند که افراد در آنجا همچنین می‌توانند  با اجتماعِ محلّی‌شان [۱] باشند و از فنّاوری‌های نوین استفاده کنند. هفت برنده‌ی جوایزِ انستیتوی معماریِ آمریکا [۲]  نمونه‌ی همین موضوع‌اند. برندگان شامل ساختمان‌های  نو و نوسازی‌شده، هم از شهرهای کوچک و هم از شهرهای بزرگ هستند که به وسیله‌ی هیئتی از حرفه‌ای‌های این صنعت انتخاب شده‌اند. موضوعی که این انتخاب‌ها را وحدت می‌بخشد، جز برجسته بودنِ این ساختمان‌ها ، آن است که نشان می‌دهند  معماری به وسیله‌ی عناصری چون فضا، نور، هندسه و مواد چه اثر قدرتمندی می‌تواند بر روی « حالِ» [۳] ما داشته باشد.

پروژه‌های تحسین‌شده شاملِ کتابخانه‌ی عمومیِ رِنتون [۴] در واشنگتن، ساختمانی اثیری [۵] از شیشه و آلومینیومِ خام که بر لبِ رودِ سدار [۶] قرار گرفته است و کتابخانه‌ی عمومیِ لارنس [۷] در کانزاس،  سازه‌ای هندسی متشکل از خطوطی درشت که مزیّن به قطعاتِ سفالی‌اند، می‌شود.  

ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما حتی زیباترین ساختمان‌ها هم اگر کارکردشان را تحقّق نبخشند، بی‌مصرفند. حظّ زیباییِ‌ [۸] خیره‌کننده چیست اگر به فردِ درونِ ساختمان به خاطرِ بدجا قرار گرفتنِ پنجره، از گرما احساسِ خفگی دست دهد یا اینکه نتوان اثاثیه را به صورتی  شسته و رُفته در آن چید؟

دکتر سرجیو آلتومونته [۹]،  معمار و استاد در گروهِ معماری و محیطِ مصنوعِ دانشگاهِ ناتینگهام می‌گوید: « ساختمان‌ها و فضاهای شهری باید ابتدائاُ و بیش از هر چیز بر اساسِ ساکنانشان طراحی شوند.» اهمیتِ معماری به عنوانِ برانگیزاننده‌ی [۱۰] آسایشِ فیزیکی و روانی، این روزها به موضوع بسیاری مهمی تبدیل می‌شود.

معماری به نامِ لین گروسمن [۱۱] که عضو هیئتِ داورانِ جوایزِ طراحیِ کتابخانه است، باور دارد که کتابخانه‌های برنده با چنین ذهنیتی ساخته شده‌اند: « همه‌ی این کتابخانه‌ها هیجان‌برانگیز ، جذّاب و مکان‌هایی راحت برای گذران یک صبح، بعد از ظهر یا عصر هستند. با چشم‌اندازهای غنی و نورِ طبیعی،  افرادی که از این کتابخانه‌ها استفاده می‌کنند می‌توانند فعالیت و جنب و جوش و جهانِ طبیعی را در بیرون مشاهده کنند و  کسانی که بیرون هستند هم می‌توانند به آنچه در درونِ کتابخانه می‌گذرد، نظر بیافکنند. آن‌ها از هم جدا و در عینِ حال به هم متصلند و این گونه کمک می‌کنند که اجتماعاتشان به یکدیگر وصل شوند.»

مطالعاتِ زیادی نشان می‌دهند که ساختمان‌ها  می‌توانند بر روی سلامتیِ فرد اثرگذار باشند و به عنوانِ شهروندانِ جوامعِ مدرن که ۹۰% از اوقاتشان را داخل ِ ساختمان‌ها می‌گذرانند ، این موضوع از همیشه اهمیتِ بیشتری پیدا کرده است.

 

 

کتابخانه‌ی رنتون در واشنگتن

کتابخانه‌ی عمومیِ رنتون در واشنگتن

 

کتابخانه‌ی عمومیِ لارنس در کانزاس

کتابخانه‌ی عمومیِ لارنس در کانزاس

 

منبع: INDEPENDENT

مرتبط: روان‌شناسی رسیدن به تعادل بصری در طراحی داخلی ، طراحی داخلی شما چگونه بر روی ناخودآگاهتان اثر می‌گذارد؟ ، بخشِ اول و  طراحی داخلی شما چگونه بر روی ناخودآگاهتان اثر می‌گذارد؟، بخشِ دوم

 

[۱] local community

[۲] AIA

[۳] mood

[۴] Renton public library

[۵] ethereal  

[۶] Cedar river

[۷] Lawrence public library

[۸] aesthetics

[۹] Sergio Altomonte

[۱۰] trigger

[۱۱] Lynn Grossman

فضا، مکان و علومِ اجتماعی

نوشته‌ی صنم روحی

بخشِ دوم و پایانی

فضا و انسان‌شناسی [۱]

اصطلاحاتِ فضا و مکان در انسان‌شناسی غالباَ به جای هم به کار می‌روند. مگر در مواردی که فرد مشخصاَ در موردِ « ساختنِ مکان» صحبت کند، اصطلاحِ فضا در ادبیاتِ انسان‌شناسی مقدّم است. اصطلاحی کلیدی که با مکان/ فضا فرو می‌ریزد، « فرهنگ» است. همان طور که پیشتر اشاره شد، انسان‎شناسی در سال‌های ابتدایی‌اش فضا را به شکلی ضمنی «حاضر» در نظر می‌گرفت که به عنوانِ بخشی از محیطِ طبیعی داده شده [۲] است، که تشکیل فرهنگ‌های مبتنی بر فضا را تعیّن می‌بخشد و قابلِ تحقق می‌سازد. انسان‌شناسیِ اولیه با فضا به مثابه‌ی یک پس‌زمینه [۳] برخورد می‌کرد و به شکلی تا حدی ضرورت‌یافته آن را مورد تأکید قرار می‌داد ( فرهنگ را به صورتی فضایی‌شده می‌دید). برای آن انسان‌شناسان، رابطه‌ی قوی بین قلمرو ( یا فضا و مکان) ، جامعه و فرهنگ برقرار بود. برای نمونه، در هند در ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ، به « مطالعات دهکده» می‌توان به عنوانِ تجسمِ این نوع نگاه در عمل  نگریست؛ یعنی نگاهی که در آن فضا/ مکان هرگز به تصریح نظریه‌پردازی نمی‌شود. در نتیجه، این « زمینه‌ی» ثابت و ایستا به عنوان محل یا موقعیتی برای بررسیِ قوم‌شناختی [۴]،  پرسش‌نشده باقی ماند. این تصورات با آغازِ نقدِ واسازانه [۵] در ۱۹۸۰ و دهه‌ی ۹۰، در کنارِ چرخشِ فضایی و تمرکزی بر روی فرآیندِ جهانی‌سازی، به شکلِ چشمگیری تغییر کرد. از دهه‌ی هشتاد، انسان‌شناسانی چون آپادورای [۶]، گوپتا [۷] و فرگوسن در میانِ دیگران، ایده‌ی فرهنگی که در « مکان‌ها » می‌نشست را به چالش کشیدند. جهانی‌سازی به عنوانِ بی‌ثبات‌‌کننده‌ی ایده‌ی فرهنگِ مبتنی بر فضا نگریسته می‌شود و بنابراین از آن زمان با انفجاری از ادبیاتِ پژوهشی روبروییم که فرهنگ را قلمروزدایی‌شده [۸] و مشخص‌شده با جریان‌ها و چندگانگی می‌بیند. در هر دو انسان‌شناسیِ اولیه و اخیر، چیزی که در فهمِ فضا/ مکان مشترک است، آن است که برساخته‌ای اجتماعی [۹] است که به صورتِ جمعی تجربه می‌شود. همچنین، فرهنگ فضایی‌شده است، یعنی فرهنگ به صورتِ فضایی تولید و ابراز می‌شود، اما این فرآیندی پویا است که در آن فضا فرهنگ را بازتاب می‌دهد  و همچنین دگرگون می‌کند. فضا در انسان‌شناسی ابعادِ نظریِ گوناگونی دارد- فضا تجسم یافته، برساخته‌ی اجتماعی، تولید شده‌ی اجتماعی است و خودِ آن درونِ فضایی گفتمانی [۱۰] قرار دارد. فضاها می‌توانند جنسیتی‌شده، تجسم‌یافته، به چالش کشیده شده، عمومی، خصوصی، ساخته شده و ساخته نشده باشند. خاطره، معانیِ بیشتری را بر روی فضا حک می‌کند، در حالیکه ارتباطاتِ اجتماعی فضاها را می‌آفریند و شکل می‌دهد. نظریه‌های برساختِ اجتماعی و تولیدِ فضا بر روی نیروهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی‌ای که فضا را برمی‌سازند و تولید می‌کنند تمرکز دارند که در پی‌اش بر روی عملِ اجتماعی اثر می‌گذارند. فضا از این منظر برساخته‌ی اجتماعی است. فضاهای فیزیکی در رابطه‌ای دیالکتیکی با جوامعی که در آن قرار دارند، هستند. ستا لو (۲۰۰۰) مطرح می‌کند که  برساختنِ فضا پدیدارشناسانه است – فضاها به وسیله‌ی مبادلاتِ اجتماعیِ افراد، خاطرات، تصاویر و استفاده‌ی روزمره از زمینه‌ی مادی،  به صحنه‌ها و افعالی که معنایی نمادین را می‌رسانند، بدل می‌گردند.

تولیدِ اجتماعیِ فضا با ابعادِ اجتماعی، سیاسی،  ایدئولوژیک و فنّاورانه شکل داده می‌شود و به این وسیله‌ مادیتی را برای برساختن و تولیدِ فضا فراهم می‌آورد. به جای دیدنِ فضای محلّی و فضای جهانی به عنوانِ دو چیزِ متفاوت، که برخی جغرافی‌دانان آن را چنین می‌بینند، باید فضای محلّی را جایی ببینیم که فرآیندهای جهانی در آن محلیتش را دگرگون می‌سازند و بالعکس.

اما لازم  نیست برساختن و تولیدِ فضا را همواره جشن بگیریم ( اگرچه تا اندازه‌ای ضروری شده باشد). افزایش و به جریان افتادنِ اطلاعات و دانش در اواخرِ قرن بیستم و اوایلِ قرنِ بیست و یکم، عدمِ قطعیت‌ها را بالا برده است. دورادوریِ [۱۱] عمومی‌شده‌ی جَوهای زندگیِ اجتماعی به وسیله‌ی فرآیندهای دورسازیِ [۱۲] فضا-زمان ( همانگونه که گیدنز در ۱۹۹۱ در کارِ دیگرش توضیح می‌دهد) یا فشرده شدنِ فضا-زمان( چنانکه در ۱۹۹۱ ، توسطِ هاروی ارائه شد) بسیاری از گره‌هایی که زمانی شرایطِ زندگیِ روزمره را در مکان نگه می‌داشت، باز کرد و آن‌ها را در سراسرِ فضاهای بسیار بزرگترِ فراملّیِ تعلق و عدمِ تعلق بازآمیخت. فضاها می‌توانند- البته نه همیشه شسته و رُفته- دوتایی‌های تعلق/ عدمِ تعلق، ریشگی/ ریشه‌کنی، درون/ برون، مرکز/ حاشیه، عمومی/ خصوصی، محلی/ جهانی یا فراملّی بسازند و گروهی را بر گروهِ دیگر مُرَجّح دارند. موس (۲۰۰۳) به ما نسبت به ماهیتِ به چالش‌کشیده‌ شده‌ی فضا هشدار می‌دهد که در آن تمایزهای محلّی/ جهانی، توسعه‌نیافته/ توسعه‌یافته در تقسیم‌بندیِ کاست- کلاس، قومیت و جنسیت بیانی دوباره پیدا می‌کنند. در نهایت، این دوتایی‌ها ارتباطات قدرتند که در سطوحِ متفاوت بسیاری بازتولید می‌شوند. این ماهیتِ به چالش کشیده‌شده‌ی فضا و مکان ما را وامی‌دارد که « فضا/ مکان» را از قاموسمان [۱۳] طرد نکنیم، بلکه فضا را به عنوانِ چیزی که  اهمیتی پایدار  در علومِ اجتماعی دارد که به وسیله‌ی آن می‌توانیم از لایه‌های گوناگونِِ فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعیِ که فضا/ مکان را تشکیل می‌دهند، پرده‌برداری کنیم. با برگشتن به پرسشی که در ابتدا مطرح کردیم، نتیجه می‌گیریم که « چه؟»، « چه کسی؟» و « چگونه؟» را نمی‌توان از « کجا» جدا کرد. هر یک [ از این پرسش‌ها] دیگری را شکل می‌دهد.

 

نیروهای مختلفِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی فضا را تولید و بازتولید می‌کنند.

نیروهای مختلفِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی فضا را تولید و بازتولید می‌کنند.

 

« چه؟»، « چه کسی؟» و « چگونه؟» را نمی‌توان از « کجا» جدا کرد. هر یک [ از این پرسش‌ها] دیگری را شکل می‌دهد.

« چه؟»، « چه کسی؟» و « چگونه؟» را نمی‌توان از « کجا؟» جدا کرد. هر یک [ از این پرسش‌ها] دیگری را شکل می‌دهد.

 

منبع: NIAS Consciousness Studies Programme

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول ، بخشِ دوم، بخشِ سوم، بخشِ چهارم، بخشِ پایانی ، فضا، مکان و علومِ اجتماعی، بخشِ اول

 

 

[۱] anthropology

[۲] given

[۳] background

[۴] ethnographic

[۵] deconstructivist critique

[۶] Appadurai

[۷] Gupta

[۸] de-territorialised

[۹] socially constructed

[۱۰] discursive space

[۱۱] disembedding

[۱۲] distantiation

[۱۳] lexicon

فضا، مکان و علومِ اجتماعی

 

 نوشته‌ی صنم روحی [۱]

بخشِ اول

چرخشِ فضایی در علومِ اجتماعی

مفهوم‌پردازیِ فضا ( در کنارِ زمان) تاریخچه‌ای پر فراز و نشیب  دارد که تا زمانِ  افلاطون و ارسطو ، یعنی اشخاصِ برجسته‌ای که بنیان‌گذارانِ نظریه‌ی اجتماعی و سیاسی هستند، ریشه دارد. این مقاله تبارشناسیِ فضا [۲] را با برگشتن به زمان‌های دور ردگیری نمی‌کند، بلکه به جای آن تمرکزش را بر روی « چرخشِ فضایی» که در دهه‌ی ۸۰ میلادی – یعنی زمانی که تأکید بر روی فضا توجهِ آکادمیک را به خود شدیداَ جلب کرد- اثرش را بر روی علومِ اجتماعی گذاشت، می‌گذارد. تحولاتِ فضاییِ مشاهده‌شده از دهه‌ ۶۰  تا دهه‌ی ۸۰ میلادی، اندیشمندانِ سیاسی و فیلسوفان را بر آن داشت که به فضاها و تحولاتشان با جدیت نگاه کنند ( بخشی بخاطرِ پتانسیلِ رهایی‌بخشش از ‌زیاده‌روی‌های سرمایه‌داری). فوکو با استفاده از بازشناسی [۳] اعلام کرده بود که « «مقطعِ حاضر[۴]» بالاتر از تمامیِ مقاطعِ فضا» با همزمانی و مجاورتِ چیزهای « نزدیک و دور، در کنارِ هم و پراکنده» مشخص شده است. ( فوکو، ۱۹۸۶: ۲۲). بنابراین فضا در نیمه‌ی دومِ قرنِ بیستم بدل به ابزاری تحلیلی- انتقادی‌ برای نظریه‌پردازان در رشته‌های گوناگونِ علومِ اجتماعی شده است. این چرخشِ فضایی ( با کارهای هنری لوفور، میشل دوسِرتو و جغرافی‌دانانی چون ادوارد سویا و دیوید هاروی در میانِ دیگران) تاکنون فضا را به مثابه‌ی ابزار مفهومیِ کلیدی در علومِ اجتماعی برساخته است.

این بدان معنا نیست که مفهومِ فضا/ مکان [ به کلّی] از علومِ اجتماعی غایب بوده است. پژوهشِ انسان‌شناسانه/ جامعه‌شناسانه‌ی میدانی بر مبنای مکان دنبال می‌شده، [اما] مسئله آن است که مکان، داده شده [۵] در نظر گرفته می‌شده است. برای نمونه، انسان‌شناسانی که برای مطالعه‌ جوامعِ مشابهِ ملانزیایی [۶] یا دیگر جوامعِ  « مهجور» و « ابتدایی» به رمزگشایی از کیهان‌شناسیِ آن جامعه تمایل داشتند. کیهان‌شناسی را می‌توان مجموعه‌ای از دانش، باورها، تفسیرها و اَعمالِ یک جامعه یا فرهنگ در ارتباط با توضیحاتشان درباره‌ی ریشه‌ها و تکاملِ جهان و همچنین نقش و معنای انسان‌ها، زندگی و جهان درونِ گیتی یا کیهان، تعریف کرد. کیهان‌شناسیِ هر جامعه‌ی در نظر گرفته شده[ مفهومی] جهانی نبود، بلکه بر مبنای فضا و زمان [ در آن جامعه‌ی بخصوص]  [ به وجود آمده] بود. انسان‌شناسان که از پیش دغدغه‌ی فرهنگ را داشتند و به آن مشغول بودند، جویای این پرسش که چه چیزی این کیهانِ بر مبنای [ آن] فضا و زمان [ بخصوص] را  تشکیل داده بود و اینکه چگونه تشکیل یافته بود، نبودند. این جغرافیدانان بودند که به شکلی فعال این مسائلِ مرتبط با فضا را از نیمه‌ی دومِ قرنِ بیستم مطالعه کردند.

فضا و جغرافی

درست مانند انسان‌شناسان که با «فرهنگ» کار می‌کنند، جغرافی‌دانان با ایده‌های « فضا» و «مکان» کار می‌کنند.  فضا و مکان اصطلاحاتی هستند که توسطِ جغرافی‌دانان مکرراَ به کار می‌روند  و همچنان منشوری غالبند که توسطِ جغرافی‌دانانِ انتقادی [۷] تا به امروز استفاده می‌شوند. لغت‌نامه به ما می‌گوید که فضا و مکانِ دلالت مفهومیِ جغرافیایی و قلمرویی دارند که بیشتر به پرسشِ کجا پاسخ می‌دهد تا پرسش‌های چه و چه کسی. اما آیا این پرسش‌ها [ اساساَ] از یکدیگر مستقلند؟ برای پاسخ به این پرسش و فهمِ فضا/ مکان فرد باید غرقِ جغرافی شود تا بداند جغرافی چگونه فضا/ مکان را نظریه‌پردازی [۸] کرده است. جز معدوی از جغرافی‌دانان، بقیه فضا ئ مکان را در رابطه‌ای دیالکتیک با یکدیگر دو چیزِ ذاتاَ متفاوت  می‌بینند. در ادامه به برخی از بحث‌ها حولِ فضا و مکان در جغرافی می‌پردازیم تا بفهمیم چگونه این اصطلاحات نظریه‌پردازی شده‌اند.

بیشترِ جغرافی‌دانان هم‌نظرند که فضا « آن بیرون» وجود دارد، اما فرد یک « مکان» را « می‌سازد». به عبارتِ دیگر فضا مرتبط با توپوگرافی [۹] است، در حالیکه مکان تجربه، تولید و بازتولید می‌شود؛ یعنی هم پدیدارشناختی [۱۰] و هم ساختاری [۱۱] است. فضا با تنوعی زیاد به شکلی نامتقارن یا عمومی‌، گستره‌ای یکپارچه، کلی یا کلی‌سازی‌شده، جهانی، فرارونده از ریشگی [۱۲]، بوروکراتیک، فنّاورانه و حوزه‌ای از عقل نظریه‌پردازی شده است. از طرفِ دیگر مکان، مادی و جزئی، محلی، ریشه‌دار و در حوزه‌ای که امورِ مادی آشکار می‌شوند، نظریه‌پردازی می‌شود. به شکلی رو به افزایش، فضا به مثابه‌ی فتحِ مکان با کمکِ فنّاوری دیده می‌شود. ( فریدمن، ۲۰۰۵) فمینیست‌ها  این نوع نگاه به «فضا» را به مثابه‌ی مکانِ عقل و سیاست‌های سطحِ بالا محسوب می‌کنند، درحالیکه مکان خودمانی و مادی است و بر روی بازپسگیری آن به عنوان حوزه‌ای سیاسی کار می‌کنند.  فضاها به وسیله‌ی تجربیاتِ تجسم‌یافته دارای جنسیت [۱۳] می‌شوند. فضا همچنین به شکل مفهومی نسبی نظریه‌پردازی می‌شود؛ فضا به صورتِ مستقل قدرتی ندارد اما به وسیله‌ی رخدادها و اشیاء ایجاد می‌شود، در حالیکه مکان با عاملیتِ انسانی ایجاد می‌شود و پایدار می‌ماند. مکان‌ها همواره بخشی از فضا هستند و فضاها منابع و چهارچوبهای مرجعی که مکان‌ها در آن ساخته می‌شوند را تأمین می‌کنند.   

برای دورین مَسِی [۱۴] (۱۹۹۱)  مکان‌ها به روی توصیف و تغییر در آینده گشوده‌اند. اگنو [۱۵] (۱۹۸۷) مکان را با سه مشخصه توصیف می‌کند؛ مکان به مثابه‌ی موقعیت یا محلّی در فضا، «حسی از مکان» که حسی از تعلّق را می‌سازد و در آخر، مکان به مثابه‌ی مجموعه‌ای از زمینه‌ها که در آنجا فعالیت‌های زندگی روزمره به مِنَصه‌ی ظهور می‌رسند. با این حال مکان‌ها از حیثِ معنا یا جنبه‌ی فضایی ثابت نیستند. در دنیایی جهانی‌شونده، مکان‌ها اختصاصاَ به شبکه‌هایی در سراسرِ  جغرافیاها متصلند. نایجل ثریفت [۱۶] مکان‌ها را به مثابه‌ی ساختنِ فضاهای گشوده به اتفاقِ یکدیگر می‌بیند. نومارکسیست‌هایی مانند لوفور فضا را به مثابه‌ی کلیت‌هایی انتزاعی ، جایی که سیاست‌ها و تراکنش‌های اقتصادی به مِنَصه‌ی ظهور می‌رسند، می‌بینند. برای او، فضای انتزاعی به وسیله‌ی بوروکراسیِ زندگیِ روزمره و بازنماییِ رشته‌‌ی فضاییِ طراحی و نظارت [۱۷]، استثمار می‌شود.  بنابراین، برای او این فضای انضمامی [۱۸] ( یا مکان) است که می‌تواند فضای انتزاعی را با جلوگیری از جریانِ فضاییِ بوروکراتیکِ رشته‌ها و اَعمالِ [۱۹] کنترل و نظارت، از استثمار بازپس بگیرد. همه‌ی جغرافی‌دانان مکان و فضا را به شکلی دیالکتیک نمی‌بینند. نظریه‌پردازانِ مارکسیستی چون هاروی و دی‌سرتو فضا را از مکان متمایز نمی‌کنند.  برای آنها فضا بوسیله‌ی فعالیت‌های مادیِ افراد و به وسیله‌ی بسیاری از فرآیندها و مذاکره‌ها ایجاد می‌شود. فضاها ایستا نیستند؛ بلکه جریان و انتشار به آنها شکل می‌دهد.

 

عاملیتِ انسانی مکان‌ها را در زمینه‌ای فضایی ایجاد می‌کند و مکان‌ها به افراد حسی از تعلق می‌بخشند.

عاملیتِ انسانی مکان‌ها را در زمینه‌ای فضایی ایجاد می‌کند و مکان‌ها به افراد حسی از تعلق می‌بخشند.

 

منبع: NIAS Consciousness Studies Programme

مرتبط: فضاهای داخلی در معماری و لایه‌های معنایی، بخشِ اول ، بخشِ دوم، بخشِ سوم، بخشِ چهارم، بخشِ پایانی

 

[۱] دکتر صنم روحی فارغ‌التحصیل رشته‌ی انسان‌شناسی از دانشگاه آمستردام است و سابقه‌ی تدریس در برخی دانشگاه‌های کشورش هند را در کارنامه دارد.   

[۲] genealogy of space

[۳] recognition

[۴] present epoch

[۵] given

[۶] Melanesian

[۷] critical geographers 

[۸] theorize

[۹] topographical

[۱۰] phenomenological

[۱۱] structural 

[۱۲] transcending rootedness

[۱۳] gendered

[۱۴] Doreen Massey

[۱۵]  Agnew

[۱۶] Nigel Thrift

[۱۷] surveillance

[۱۸] concrete space

[۱۹] practices

چالش طراحی برای فضاهای کوچک: خانه‌ی 10×3 در ویتنام

این خانه محلّ سکونتی کوچک اما فکرشده است و در شهر [HCM  ، جایی که بلندترین ساختمان‌ها  را در ویتنامِ جنوبی داراست، واقع شده است. چالش‌های طراحیِ در این خانه، درونِ فضای رفت و آمدی فشرده که نشان از فضایِ محلّی- بومیِ فشرده دارد و به خوبی در نظر گرفته شده‌اند، تضاد میانِ نیاز به حریمِ شخصی و در عینِ حال میل به ارتباطِ داخلی/ خارجی بوده است. این خانه ایده‌ی زندگی کردن در فضای رفت و آمدیِ ۱۰×۳ متر مربعی که محیطی به لحاظِ فضایی، پویا را فراهم ‌آورَد، به پرسش می‌گیرد.

 

آزادسازی محدودیت‌های فضا

آزادسازی محدودیت‌های فضا

این ساختمان شاملِ استراتژیِ لایه‌بندی است که محدودیت‌های معمولِ  زندگیِ  محلّی را  رفع  می‌سازد. بنابراین، ساختارِ بیرونی جذابیتی زیبایی‌شناسانه پیدا می‌کند که خوانایی‌ِ [۲] اینکه معماری چگونه  به استراتژیِ فضایی و همچنین به مقیاسِ داخلی و گشودگیِ درونِ خانه پاسخ می‌دهد.

 

تعاملِ کارکردهای گوناگون در فضاهای کوچک با یکدیگر

تعاملِ کارکردهای گوناگون در فضاهای کوچک با یکدیگر

نمای بیرونیِ دوگانه، سقف‌های شناور و نورپردازیِ داخلی مشمولِ تعاملی فضایی با یکدیگر می‌شوند و همزمان از تهویه‌ای طبیعی [۳]  و نورپردازیِ طبیعی در طولِ روز بهره می‌برند. خلاء داخلی بینِ  طبقه‌ها کمک می‌کند تا ارتباط بینِ درون و بیرون حتی زمانی که درها بسته‌اند، حفظ شود.

 

استفاده از نور طبیعی در صبح برای نورپردازی

استفاده از نور طبیعی در صبح برای نورپردازی

در طولِ روز این معماری تعاملی میانِ نور و سایه فراهم می‌آورد که تجربه‌ی زمانیِ فصل‌های در گذر را عرضه می‌دارد. نور همچنین چنان در نظر گرفته شده است که  صبح در سمتِ مشرق و بعد از ظهر به سوی گوشه‌ای از راه‌پله که در مغرب واقع شده است، بر روی پنل‌های فلزی بازبتابد. در نظر گرفتنِ این فلز به صورتِ استعاری از لباسی نازک برای اتصالِ فضا، کمک می‌کند تا مرزهای بیرون و درون را با بهره‌گیری از شفافیت ترسیم کنیم.

 

آزادسازی محدودیت‌های فضا

آزادسازی محدودیت‌های فضا

برنامه‌ی محلّی که چندظرفیتی است، می‌باید در مفهومِ طراحی‌اش بازیگوشانه و منعطف باشد؛ آشپزخانه، دستشویی، انباری، راه‌پله و قفسه‌ی کتاب در کلی واحد با هم ادغام می‎‌شوند که مکعبی چند منظوره با محدودیت ۳×۳ متر مربع است.

مکعبی چندمنظوره

مکعبی چندمنظوره

 

اتاق‌خواب فشردگی‌ فضاییش را با کمکِ  تجربه‌ای تونل‌مانند که به وسیله‌ی سقفی سیمانی که باغی سبز بر روی آن قرار دارد، قاب گرفته می‌شود، بالا می‌برد. در صبحگاه آفتاب با فعل و انفعالی که با پنلهای استیلِ براق و تصادفی دارد و آستانه‌ای میانِ فضای بیرونی و درونی تعریف می‌کند، تجربه‌ای شگفت‌انگیز عرضه می‌دارد.

 

فشرده‌سازیِ فضا برای نهایتِ استفاده از آن

فشرده‌سازیِ فضا برای نهایتِ استفاده از آن

 

روحِ خانه مهمترین عنصری است که با چنین جوِی تعریف می‌شود. مراقبه نمادِ خلوص و اتصال بین انسان و طبیعت است و معماری چنین فعل و انفعالات روحانی‌ای را تسهیل می‌کند. از درگاه [۴]ِ مراقبه، راهِ خاکستریِ پوشیده سنگ‌ریزه‌ها برای این طراحی شده تا با پای برهنه بر روی آن راه رفته شود تا شما را در میانِ باغ  به نیمکتی برای مراقبه برساند. شما به منظره‌ای می‌رسید که در آن مهتاب مجموعه‌ای رمانتیک را روشن می‌سازد که به بدن کمک می‌کند تا در طبیعتِ شهری متراکم ، تمددِ اعصاب نماید.

 

استفاده از فضای سبز برای تمدد اعصای و روح‌بخشی به فضایی کوچک

استفاده از فضای سبز برای تمدد اعصای و روح‌بخشی به فضایی کوچک

 

 

خلاصه‌ای از اطلاعاتِ مربوط به این بنا:

معماری: DD concept

موقعیت:  شهر هوشی مین، ویتنام

معمار مسئول:  آن دونگ تو

مساحتِ زمین:   m2  ۱۱۰

سال تکمیل پروژه: ۲۰۱۴

 

منبع: arch daily

مرتبط: ۱۰ ترفند برای طراحی دکوراسیون داخلی فضاهای کوچک ، طراحی داخلی شما چگونه بر روی ناخودآگاهتان اثر می‌گذارد؟ بخش اول و بخش دوم

 

[۱] Ho Chi Minh City

[۲] legibility  

[۳] natural cross-ventilation

[۴] doorway

 

بازسازیِ ویرانه‌های تاریخی به خانه‌های مدرن

کلبه‌ی کرافتر، اسکاتلند

کلبه‌ی کرافتر، اسکاتلند

 

همان ذهن‌های خلاقی که به صورتِ مجازی [۱] خانه‌ی اسپرینگفیلدِ سیمپسون‌ها را به مجموعه‌ای از سبک‌های معمارانه بدل کردند ، حالا با دسته‌ی دیگری از پروژه‌های طراحیِ خیالیِ چشمگیر بازگشته‌اند.

طراحانِ گرافیک در  استودیوهای نئومَم کارهای فوتوشاپیِ متنوعی از ویرانه‌های تاریخی که بقایای محل ویرانه‌ها را به شکلِ خانه‌ها مدرنِ لوکس نمایش می‌دهد، آفریده‌اند. این پروژه نه تنها بر روی زیباییِ پیشینِ این فضاهای رها شده تاکید می‌کند، بلکه برای هر کس که به دنبال در اختیار گرفتن و حفظِ محلّ یک ویرانه باشد، بسیار الهام‌بخش است.

 

ویرانه‌هایی در فیلیپین

ویرانه‌هایی در فیلیپین

 

در میانِ سازه‌هایی که ترمیمِ دیجیتالی شده‌اند: یک محلّ ویرانِ سابقاَ توخالی در فیلیپین که روزآمد شده است تا شاملِ سازه‌‌ی داخلی مستحکم  و یک باغ‌بامِ [۲] مسقّف شود،  یک محلّ سکونتِ بیابانیِ رها شده در استرالیا که به عزلتگاهی [۳] بابِ روز که با جعبه‌ی گُلی [۴] که از یک ماشینِ زنگ‌زده ساخته شده، کامل شده است، یک نقطه‌ی رها شده‌ی دیگر در آریزونا که به صورتِ یک خانه‌ی مدرنِ عمدتاَ شیشه‌ای  با ماشین‌رویی مارپیچ و گیاهان اطرافش به تصویر کشیده شده است، کلبه‌ی پوشیده از سنگِ کرافتر [۵] در اسکاتلند که به شکلی روزآمد شده است تا شاملِ بامی تعمیر شده و  اتاقِ زیرشیروانی‌ای دنج باشد، یک قلعه‌ی روی تپه در ایتالیا که با مجموعه‌ای از پنجره‌های شیشه‌ای مدرنیزه شده است و خانه‌ی چاچامبا  در کوه‌های پرو که به صورتِ مجازی با یک پنجره‌ی سقفی با استفاده از سنگ‌های دیواریِ موجود به عنوانِ پایه‌اش، سه سازه به هم متصل شده‌اند.

 

قلعه‌ی دی‌آرکو در ایتالیا

قلعه‌ی دی‌آرکو در ایتالیا

 

پیش از این نیز استودیوی نئومَم دستکاری در طراحیِ استادانه‌ی مشابهی را برای محموعه‌ای از ویرانه‌های باستانیِ مشهور انجام داده بود که شاملِ پارتنون، هرمِ خورشیدِ مکزیک و هرمِ نُهُچ‌مول، معبدِ ژوپیترِ ایتالیا و ناحیه‌ی ساکرا دی‌لارگوی آرژانتین، باروی ۳۹ در انگلستان و معبدِ لوکسورِ مصر می‌شوند.

استودیوی طراحی همچنین نقشه‌ی طبقات برخی مکان‌ها در شماری از سریال‌های تلویزیونیِ محبوب  را  برایمان فراهم آورده است.

 

منبع: apartment therapy 

مرتبط: چگونه برنامه‌های بهسازی نما می‌تواند برای اجتماع سودمند باشد و  ترمیم نمای ساختمان‌ های تاریخی ؛ کاهش ریسک مواد ترمیم‌کننده

 

[۱] virtually

[۲] rooftop garden

[۳] remote scape

[۴] flower box

[۵] stone-clad Crofter’s Cottage

کوشک ایرانی با ایوان سرتاسری، طراحی گروه معماری زاو

 

 کوشک ایرانی اطراف مینودشت

استودیو زاو تهران این خانه‌ی جعبه‌شکل در شمال ایران را به دنبال مجموعه کارهایی احاطه‌شده با ایوان سرتاسری و فضاهای اجتماعات و دید به مناظر روستایی، طراحی کرده است.

 

 

کوشک ایرانی اطراف مینودشت

این مِلک در تپه‌های خارج شهر مینودشتِ استان گلستان واقع شده است. مساحت بنا ۲۹۸ متر مربع در زمینی حدودا ۲۰۰۰ متر مربعی است..

 

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

گروه معماری زاو موظف شده بود پروپوزالی آماده کند که از لحاظ توپوگزافی با پستی و بلندی‌های زمین سازگار باشد و به جای زدودن زمینه‌ی روستایی، از آن کاملاَ بهره ببرد.

 

 

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

تمرکز اساسی پروژه روی آن بود که چشم‌انداز را بسیار وسیع کند. این موضوع استودیو را واداشت تا روشی بدیع و نو برای پایه‌ریزی طرح ساختمان در پیش بگیرد . 

                                         

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

گروه معمار زاو مطرح می‌کند که: « برای آنکه بیشترین پیوند را با طبیعت داشته باشیم، در اینجا شکل فضایی و دسترسی‌های معمول در سازه‌های روستایی و حومه‌ی شهری، به چالش کشیده شده است..
دسترسی‌ها و فضاهای اجتماعات خانه با همدیگر ترکیب و جابجا شده‌اند تا به عنوان فضاهای روباز بلندمرتبه گرد بخش‌های مسکونی قرار گیرند و مکان‌هایی برای استراحت و لذت باشند. این کار نتیجه‌ی این تلاش ما بود که در زمین بنا کمترین دخالت را بکنیم که زمینی دو طبقه و شیبدار بود.»     

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

فاصله‌ی که میان دال کف طبقات وجود دارد، چشم‌اندازی وسیع و پانوراما را هم درفضاهای داخلی و هم در فضاهای خارجیِ کوشک به وجود آورده است. این موضوع به ویژه در دو گوشه‌ی مقابل که در آنجا نبود سازه‌‌های کمکی منظره‌ای دست‌نخورده تشکیل داده است، صدق می‌کند.
طبقه‌ی همکف شامل یک اتاق ورزش وسیع با رختکن‌هایی جدا برای خانم‌ها و آقایان و موتورخانه‌ی ساختمان است.

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

دیواره‌های سنگی ستبر در این طبقه از کوشک با پنجره‌هایی بزرگ رو به زمین تنیس مجاور و تراسی که زیر دال کف طبقه‌ی بالا قرار گرفته است، تلاقی می‌کنند .

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

دال بتنی عظیم صفه‌ای را تشکیل داده است که به عنوان ایوانی بزرگ از آن استفاده می‌شود. اطراف این فضای بیرونی یک دسترسیِ خارجی است که مستقیماَ به نزدیکی استخر و باربیکیوی روباز بنا می‌رود.. بخشی از ایوان در این طبقه به سه اتاق خواب اختصاص داده شده است که در نقشه طوری قرار گرفته‌اند که راهروهای اطراف هر اتاق مستقیمن به بالکن بروند.

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

در یک طرف ساختمان اصلی ، فضای خالی‌ای وجود دارد که نور و منظره را به طبقه‌ی پایین کوشک هدایت می‌کند و همزمان درختی از درون شکافی سر برآورده که سایه‌ای تکه‌تکه درست می‌کند. راه‌پله‌ای بین اتاق‌ها از روی آن فضای خالی به سمت طبقه‌ی آخر می‌رود یعنی جایی که به بالکن مسقفی که حدود نیمی از فضای این طبقه را اشغال کرده است می‌رسد.

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

در این کوشک، دری در بالای پله‌ها به سوییتی با آشپرخانه و ناهارخوری باز می‌شود.

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

پنجره‌های عریضی که این فضا را خط‌کشی می‌کنند، مانند تراس مجاور احساس حضور در مناظر اطراف را به بیننده می‌دهند.

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

برای این پروژه از سنگی استفاده شد که باعث باز شدن دوباره‌ی معدنی محلی و اشتغال ۳۰ کارگر و یک سرکارگر شد. پله‌های سنگی که از محل سکونت به سمت میدانی مرکزی می‌روند، شیب اصلی خود زمین را دنبال می‌کنند.

 

کوشک ایرانی در اطراف مینودشت

باربیکیوی مسقفِ کوشک طوری اجرا شده است که از بیرون و داخل به آن راه هست. سطوح مقاوم کف ارتباط میان درون و بیرون ساختمان را تقویت می‌کنند.

 

 منبع: dezeen

مزرعه‌‌‌ی مدرن شگفت‌انگیز در دامنه‌ی کوه

 

مزرعه‌ی تئودور ویرث که توسط استرند دیزاین طراحی شده، جواهری معمارانه است در میان سبزه‌زاری باشکوه. این مزرعه در نزدیکی مینیاپولیس در ایالت مینه‌سوتای آمریکا واقع شده است. این خانه‌ی زیبا طراحی شده تا آسایش مدرن را با حفظ طبیعت و احترام به محیط زیست ترکیب کند. این مزرعه‌ی مدرن با وسعت زیادش و استخر روبازش همان طور که مالک آن خواسته است، مکانی به راستی ایده‌آل برای بازنشستگی و البته گذران اوقات فراغت است. به وسیله‌ی جنگل استتار شده اما همچنان به شهر نزدیک است. مزرعه‌ی تئودور ویرث یک موفقیت کامل است.

منبع:  Fubiz